تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

آخر هفته پیش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

It was a fortunate day . روز فرخنده ، مبارکی بود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در مان کردن This drug will clear up your cold این دارو سرما خوردگی شما را برطرف خواهد کرد , درمان خواهد کرد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Sorry، I was zoned out ببخشید حواسم نبود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بسته بندی ، مثلاً غذای اضافی در رستوران Can you wrap it up for me میتونی برام بسته بندیش کنی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

You must do as you are instructed باید آنطور که به شما دستور میدهند ، عمل کنید

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

I learned to my cost. درس عبرتی که گرفتم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Possess of در اختیار کسی گذاشت. Possess of He possessed of the information i needed او اطلاعاتی را که لازم داشتم در اختیارم گذاشت He was possesse ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

I had flat tire and It made me go off schedule تایر پنچر شد و آن باشه شد که از برنامه عقب بیفتم .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

The price of the house has skyrocketed

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Heated moment لحظه داغ ، لحظه پر هیجان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Consist in بستگی داشتن به ، منوط بودن به Consist of متشکل بودن از ، دارا بودن ، Consist with مطابقت داشتن ، جور بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

He hasn't come to terms with this . او با این موضوع کنار نیموده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

It happened even as i predicated درست، دقیقا ، همانطور که پیش بینی کردم اتفاق افتاد .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Never underestimate travertine, you can use it throughout the building هرگز تراورتن رو دست کم نگیرید ، شما میتونید اون رو در تمام ساختمان استفاده کنید

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Are you shitting me . گرفتی منو ؟ گرفتی ما رو ؟ سر کار گذاشتی منو ؟

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

وظایف محول شده . وظایف محوله .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

محول شود . واگذار شود . سپرده شود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

هر جور عشقته 😉

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Are lined up ردیف شده اند مثال 👇 The stone blocks that are lined up are already selected by experts to be shown to the export customers بلوک های سن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

این رو بزار به حساب سنش ، یا جوانیش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

He paced off the lenght of the carpet او با قدم زدن . گام برداشتن طول فرش را اندازه گرفت . او طول فرش راگام برداشت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

He paced off the length of the carpet. او طول قالی را قدم زد . ( با قدم زدن اندازه گرفت )

پیشنهاد
٠

مثل اینکه از چیزی خبر داره یا بو برده