پیشنهادهای میلاد خلیلی ارومیه (٤٠)
خسته کننده hard, difficult سخت
فوابدش زیاده
احترام به خود و ارزش قائل شدن برای خود Self confidence اعتماد به تواناییهای خود و باور بهشون
گول خوردن
ناحیه روستایی
متصاد high neck
خیلی خیلی شیک پوشیدن، زیاد آراسته بودن
A bunch of grapes 🍇یه خوشه انگور Thanks a bunch. یه دنیا ممنون
= not willing to do sth special
Attractive
انگشت نما
عa reason that makes us sick
بر اساس بودجه ماهیار رفتار کردن ( کمتر از درامد خذج کردن )
وام، قرض، وام دادن و وام گرفتن. Repay loan پرداخت وام Loan sth to sb چیزیو به کسی سپردن
دلتو ب چیزی خوش کنی
Example: you have good head on your shoulders about money. Means u know what to do qith money
آبمیوه گیر/گیری :� جیثِر
فضای کم، وسیله زیاد
فضای کوچک ولی وسایل بزرگ
برام خیلی آب میخوره مگه داشتنش
برام خیلی آب میخوره نگهداشتنش
ضربه بزرگ با موفقیت چشمگیر
چیزی نیست که چیز من باشه
حالا داری حرف دل منو میزنی
برآورد کردن هزینه ها
اهتکار
Needles to say ناگفته نماند ک. . . .
این دیگ نوبرشه، شاهکاره، بدترین چیزو بردن
Get promotion یا همون ترفیع شغلی گرفتن
Help in commiting a crime
هم صفت هم فعل Corrput فاسد شده، فاسد کردن
Sanitation بهداشت درواقع sanitation worker کسی که بهداشت رو به ارمغان میاد و فاعله
عملی و دستی مثلا: Practical joke
همینه که هستتتت نازاضیی ب من چع
خود را با شرایط وفق دادن
خشم مردونه
قاعم و عمودی
صلح جستن
صلح جویی