دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٣٣٥
رتبه
رتبه در دیکشنری
٧,٢٩٣
لایک
لایک
٣٣
دیس‌لایک
دیس‌لایک
١

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٠

گاهی managed to به چم : به زحمت یا به سختی کاری را انجام دادن است. برای نمونه : He managed to say : او به زحمت گفت یا او به سختی توانست بگوید. . .

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٠

scourer رو بیش تر برای اسکاچ به کار می برن تا سیم ظرفشویی - برای سیم ظرفشویی میگن: Wire wool

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٠

به چم برشته کردن، بریان کردن که انگلیسی اون می شه : roast / این فعل در گویش جنوب ایران به صورت برشوندن رایجه.

تاریخ
٢ ماه پیش
دیدگاه
٠

cheerful به جز معنی هایی که دوستان فرمودند به چم : امیدوار کننده هم هست.

تاریخ
٣ ماه پیش
دیدگاه
٠

به سختی یا با زحمت کاری را توانستن. ( مثلا در وضعیت بد روحی به سختی بتونی حرفی رو بزنی. این رو میگند. )

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.