تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

در پارسی میانه فعل 'درنجیدن' بمعنای 'صحبت کردن، گفتم، سخن گفتن' و اسم مصدر ان، یعنی 'درنجش' بمعنای 'سخن، گفتار' بکار می رفته است. واژه ی 'درنگ' که ام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همانگونه که جناب سعید اُرندی ذکر کرده اند، در پارسی میانه فعل 'درنجیدن' بمعنای 'صحبت کردن، گفتم، سخن گفتن' و اسم مصدر ان، یعنی 'درنجش' بمعنای 'سخن، گ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه فعل 'درنجیدن' بمعنای 'صحبت کردن، گفتم، سخن گفتن' و اسم مصدر ان، یعنی 'درنجش' بمعنای 'سخن، گفتار' بکار می رفته است. واژه ی 'درنگ' که ام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه فعل 'درنجیدن' بمعنای 'صحبت کردن، گفتم، سخن گفتن' و اسم مصدر ان، یعنی 'درنجش' بمعنای 'سخن، گفتار' بکار می رفته است. واژه ی 'درنگ' که ام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه فعل 'درنجیدن' بمعنای 'صحبت کردن، گفتم، سخن گفتن' و اسم مصدر ان، یعنی 'درنجش' بمعنای 'سخن، گفتار' بکار می رفته است. واژه ی 'درنگ' که ام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در پارسی میانه فعل 'درنجیدن' بمعنای 'صحبت کردن، گفتم، سخن گفتن' و اسم مصدر ان، یعنی 'درنجش' بمعنای 'سخن، گفتار' بکار می رفته است. واژه ی 'درنگ' که ام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در پارسی میانه فعل 'گَرزیدن' بمعنای 'شکایت کردن' و 'اعتراف کردن' بکار می رفته است. به گمان من این کارواژه شایسته ی احیا کردن است و بکار گیری ان در پا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه واژه ی' اَبستان'، 'اَبستام' بمعنای معتمد، مطمئن، پشتگرم، و صفت 'اَبستانی'، 'اَبستامی' بمعنای 'اعتماد، پشتگرمی، اطمینان' بکار می رفته ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در پارسی میانه واژه ی' اَبستان'، 'اَبستام' بمعنای معتمد، مطمئن، پشتگرم' یا trusting به انگلیسی، و صفت 'اَبستانی'، 'اَبستامی' بمعنای 'اعتماد، پشتگرمی، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

در پارسی میانه واژه ی' اَبستان'، 'اَبستام' بمعنای معتمد، مطمئن، پشتگرم، و صفت 'اَبستانی'، 'اَبستامی' بمعنای 'اعتماد، پشتگرمی، اطمینان' بکار می رفته ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در پارسی میانه واژه ی' اَبستان'، 'اَبستام' بمعنای معتمد، مطمئن، پشتگرم، و صفت 'اَبستانی'، 'اَبستامی' بمعنای 'اعتماد، پشتگرمی، اطمینان' بکار می رفته ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

خدمت جناب مائده عرض شود که شما از دیسه های نادرست این واژگان بهره برداری کرده اید، پیش از بکارگیری واژگان پارسی میانه در زبان کنونی مان، بایسته است ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در پارسی میانه واژه ی' اَبستان'، 'اَبستام' بمعنای معتمد، مطمئن، پشتگرم، و صفت 'اَبستانی'، 'اَبستامی' بمعنای 'اعتماد، پشتگرمی، اطمینان' بکار می رفته ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه واژه ی' اَبستان'، 'اَبستام' بمعنای معتمد، مطمئن، پشتگرم، و صفت 'اَبستانی'، 'اَبستامی' بمعنای 'اعتماد، پشتگرمی، اطمینان' بکار می رفته ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه واژه ی' اَبستان'، 'اَبستام' بمعنای معتمد، مطمئن، پشتگرم، و صفت 'اَبستانی'، 'اَبستامی' بمعنای 'اعتماد، پشتگرمی، اطمینان' بکار می رفته ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در پارسی میانه واژه ی' اَبستان'، 'اَبستام' بمعنای معتمد، مطمین، پشتگرم، و صفت 'اَبستانی'، 'اَبستامی' بمعنای 'اعتماد، پشتگرمی، اطمینان' بکار می رفته ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه واژه ی' اَبستان'، 'اَبستام' بمعنای معتمد، مطمین، پشتگرم، و صفت 'اَبستانی'، 'اَبستامی' بمعنای 'اعتماد، پشتگرمی، اطمینان' بکار می رفته ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در پارسی میانه واژه ی' اَبستان'، 'اَبستام' بمعنای معتمد، مطمین، پشتگرم، و صفت 'اَبستانی'، 'اَبستامی' بمعنای 'اعتماد، پشتگرمی، اطمینان' بکار می رفته ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه واژه ی' اَبستان'، 'اَبستام' بمعنای معتمد، مطمین، پشتگرم، و صفت 'اَبستانی'، 'اَبستامی' بمعنای 'اعتماد، پشتگرمی، اطمینان' بکار می رفته ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در پارسی میانه واژه ی اَبستان بمعنای معتمد، مطمین، پشتگرم، و صفت 'اَبستانی' بمعنای 'اعتماد، پشتگرمی، اطمینان' بکار می رفته اند، و بر خلاف پندار بسیار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه بمعنای جادو بکار می رفته و واژه ی کندا در پارسی نو نیز مستعمل است. منبع: Dictionary of Manichean Middle Persian and Parthian by Durk ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جناب ژاسپ گرامی، گویا شما معنای فعل نگیختن را بنادرستی ذکر کردید. در پارسی میانه فعل نِگیختن با بن کنونی نِگیز بمعنای' توضیح دادن'، 'تفسیر کردن'، و ' ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه واژه ی اوزارک، هُزارک بمعنای کم و کوچک بوده که به ریخت ’خُجاره‘ دگرگون شده است. منبع: A Concise Pahlavi Dictionary by D. N Mackenzie

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در پارسی میانه واژه ی 'هَمبُن - یز' بمعنای 'حتی یک ذره'، 'حتی اندکی' بکار می رفته، و مرکب است از واژه ی 'همبن' که مرکب است از پیشوند 'هَم' و واژه ی ' ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه واژه ی 'هَمبُن - یز' بمعنای 'حتی یک ذره'، 'حتی اندکی' بکار می رفته، و مرکب است از واژه ی 'همبن' که مرکب است از پیشوند 'هَم' و واژه ی ' ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه واژه ی 'هَمبُن - یز' بمعنای 'حتی یک ذره'، 'حتی اندکی' بکار می رفته، و مرکب است از واژه ی 'همبن' که مرکب است از پیشوند 'هَم' و واژه ی ' ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه واژه ی 'هَمبُن - یز' بمعنای 'حتی یک ذره'، 'حتی اندکی' بکار می رفته، و مرکب است از واژه ی 'همبن' که مرکب است از پیشوند 'هَم' و واژه ی ' ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جناب فرتاش گرامی، بنده خیلی از ذکر نکات زبان شناختی و بکار گیری جملات پارسی میانه به عنوان نمونه در تحلیل شما لذت بردم اما گویا منبع شما که به زبان ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه فعل هَنگراییدن بمعنای عزاداری کردن بکار می رفته، و ریخت صفت مفعولی ان، یعنی 'هنگروده' ، معنای عزادار، سوگوار، آزرده و پریشان می رسانده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه فعل هَنگراییدن بمعنای عزاداری کردن بکار می رفته، و ریخت صفت مفعولی ان، یعنی 'هنگروده' ، معنای عزادار، سوگوار، آزرده و پریشان می رسانده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در پارسی میانه فعل هَنگراییدن بمعنای عزاداری کردن بکار می رفته، و ریخت صفت مفعولی ان، یعنی 'هنگروده' ، معنای عزادار، سوگوار، آزرده و پریشان می رسانده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه فعل هَنگراییدن بمعنای عزاداری کردن بکار می رفته، و ریخت صفت مفعولی ان، یعنی 'هنگروده' ، معنای عزادار، سوگوار، آزرده و پریشان می رسانده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه فعل هَنگراییدن بمعنای عزاداری کردن بکار می رفته، و ریخت صفت مفعولی ان، یعنی 'هنگروده' ، معنای عزادار، سوگوار، آزرده و پریشان می رسانده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه فعل هَنگراییدن بمعنای عزاداری کردن بکار می رفته، و ریخت صفت مفعولی ان، یعنی 'هنگروده' ، معنای عزادار، سوگوار، آزرده و پریشان می رسانده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه فعل هَنگراییدن بمعنای عزاداری کردن بکار می رفته، و ریخت صفت مفعولی ان، یعنی 'هنگروده' ، معنای عزادار، سوگوار، آزرده و پریشان می رسانده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه فعل هَنگراییدن بمعنای عزاداری کردن بکار می رفته، و ریخت صفت مفعولی ان، یعنی 'هنگروده' ، معنای عزادار، سوگوار، آزرده و پریشان می رسانده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه فعل هَنگراییدن بمعنای عزاداری کردن بکار می رفته، و ریخت صفت مفعولی ان، یعنی 'هنگروده' ، معنای عزادار، سوگوار، آزرده و پریشان می رسانده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه فعل هَنگراییدن بمعنای عزاداری کردن بکار می رفته، و ریخت صفت مفعولی ان، یعنی 'هنگروده' ، معنای عزادار، سوگوار، آزرده و پریشان می رسانده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همانگونه که جناب فرتاش یاد کردند واژه ی 'مهانیدن' بمعنای 'افزایش دادن، بزرگ کردن، وسعت دادن' بکار می رفته است، و ریخت پارسی میانه ان 'مهینیدن' بوده ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه برای رساندن معنای 'به هیچ وجه' از واژه ی هَمبُن استفاده می کردند که مرکب است از پیشوند 'هم' که در همدست، همسایه مستعمل است و واژه ی بُ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خدمت جناب فرتاش گرامی عرض شود که کامنت شما بسیار آموزنده بود اما باید در صفحه ی 'گنداندن' درج شود نه در صفحه ی 'گُندادن'، اگر ممکن است لطفا کامنت خود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در پارسی میانه فعل 'وِندادن' با بن کنونی 'وِنْد' و مصدر قیاسی 'وِندیدن' بمعنای پیدا کردن، یافتن و بدست اوردن بکار می رفته و همانگونه که 'وِدشتن' به ' ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه فعل 'وِندادن' با بن کنونی 'وند' و مصدر قیاسی 'وِندیدن' بمعنای پیدا کردن، یافتن و بدست اوردن بکار می رفته است. این فعل هیچ ارتباطی با ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اطلاعاتی درباره ی همبستگی فعل 'پاییدن' با فعل 'پَتاییدن' در پارسی میانه: در پارسی میانه فعل پَتاییدن/پَتودن بمعنای 'دوام اوردن، بازماندن، برجا ماندن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در پارسی میانه واژه ی پیواز بمعنای پاسخ بکار می رفته، و مرکب است از پیشوند پی و ستاک واز که بن کنونی فعل واختن بوده، ولی چون ما امروزه وازه را واژه م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جناب ژاسپ معنای این واژه را به درستی ذکر کردند. در پارسی میانه واژه ی پیواز بمعنای پاسخ بکار می رفته، و مرکب است از پیشوند پی و ستاک واز که بن کنونی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

harmony, for instance vowel harmony in Persian is 'هماهنگی واکه ای'

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوستان در پارسی میانه واژه ی پیواژ که بمعنای پاسخ بکار می رفته، با ریخت 'پیواز' بکار می رفته، ولی چون ما امروزه وازه را واژه می خوانیم، باید از ریخت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اطلاعاتی درباره ی همبستگی فعل 'پاییدن' با فعل 'پَتاییدن' در پارسی میانه: در پارسی میانه فعل پَتاییدن/پَتودن بمعنای 'دوام اوردن، بازماندن، برجا ماندن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوستان بهتر است فعل 'زیاندن' را به عنوان مترادف 'احیا کردن' بکار ببرید. در پارسی میانه فعل زیواندن بمعنای احیا کردن بکار می رفته و در لغت نامه ی دهخد ...