تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

a nervous or uncomfortable feeling that you have when you are worried about what people think about you or your actions: یک معنای بسیار کلی این اصط ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در محوریت قرار داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حال و هوای هیجانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مطالعه پیگیرانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

a condition of being deficient in health, happiness, or prosperity ( بیچارگی، بدبختی، بدزیستی، مشکلات سلامت روان، ناراحتی روان شناختی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

این کلمه، بسته به موقعیت می تواند به معنای تحصیل، تحصیلات، آموزش، تعلیم و تربیت و . . . باشد. برای یک کلمه نمی توانیم یک معنای مطلق که مناسب همۀ متون ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحصیل، موضوعات تحصیلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به تناسب، در صورت لزوم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرمایه گذاری ایگو ( بخشی از شخصیت انسان؛ مطابق با برخی نظریه های شخصیت ) ، سرمایه گذاری من

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خود یکپارچه کننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

البته به معنای صرف نظر کردن هم هست که دوستان اشاره کردند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیش رفتن ، پیش از چیزى واقع شدن ، مقدم بودن بر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

مسلط بر چیزی بودن . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

کار در حال انجام

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رشد فردی؛ تمایل به ایجاد مهارت ها و عادت های مثبت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در اصل، عملاً، ماهیتاً، ذاتاً

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

همیشه، همواره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدون مبنای نظری، بی ارتباط با نظریه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنای ظاهری میتونه همون حس هویت باشه. اما یک معنای باطنی دارد و آن هم حس بودن یا حس تعلق داشتن است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

هوای کسی را داشتن، مراقب کسی بودن، حواسمان به کسی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غرور اصیل: یک هیجان مثبت و سازنده که در آن موفقیت ها و دستاوردها بیشتر به تلاش نسبت داده می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غرور نخوت، غرور گستاخانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

اجتناب ناپذیر، فوق العاده مهم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مطالبه مادام العمر، خواسته مادام العمر، هدف مادام العمر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

گاهی در قالب صفت تشدید کننده هم معنا می شود: مثلاً passionately curious به معنای فوق العاده کنجکاو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راهبردهای زودهنگام، راهبردهای پیشگیرانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشارکت همسالان

پیشنهاد
٠

نمونه گیری طبقه ای نسبی، نسبتی ( یعنی نمونه به همان نسبت جامعه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خاکستر شده، سوزانده شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

استقبال کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تجزیه و تحلیل متغیر تعدیل کننده ( یک روش آماری )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

معلمی که نقش پل ارتباطی بین مدرسه و خانواده ها را دارد و مسئول نظارت بر وضعیت تحصیلی، ارتباطی و حضور دانش آموزان در مدرسه هست. به یک معنا: معلم راهنما

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازبینی، بازنگری، بررسی مجدد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گروه های طرد شده، مورد غفلت قرار گرفته ( شامل زنان، افراد دارای ناتوانایی های مختلف، افراد رنگین پوست، افراد دارای گرایش های جنسیتی مختلف، مردم کم در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

باز تعریف کردن، قالب بندی مجدد، بازتعبیر کردن، بازتفسیر کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ناسازگار، غیر انطباقی، نابهنجار، انعطاف ناپذیر، مخرب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توجه سطحی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی اثر شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

دانش آموزان کوشا، سخت کوش ( دانش آموزانی که برای یادگیری و عملکرد بهتر داشتن تقلای زیادی می کنند ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانش آموز کوشا، سخت کوش ( دانش آموزی که برای یادگیری و عملکرد بهتر داشتن تقلای زیادی می کند ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانشجویی که حداقل یکی از والدینش تحصیلات دانشگاهی ( دست کم در مقطع لیسانس ) داشته باشد. دانشجویان دارای والدین تحصیلکرده Continuing - generation c ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانشجویانی که حداقل یکی از والدینشان تحصیلات دانشگاهی ( دست کم در مقطع لیسانس ) داشته باشند. دانشجویان دارای والدین تحصیلکرده Continuing - generat ...

پیشنهاد
١

دبیرستان های کم برخوردار، دبیرستان های محروم، دبیرستان های فاقد امکانات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دانشگاه معتبر، دانشگاه تاپ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وابستگی به بافت، وابستگی به موقعیت، وابستگی به شرایط

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جایگاه، موقعیت، مقام ( موقعیت اجتماعی و سیاسی که هویت شما را بر اساس نژاد، طبقه اجتماعی، جنسیت و توانایی شکل می دهد ) Positionality is the social ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعمیم دهی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

مؤسسات آموزشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مردم به حاشیه رانده شده ترجمه دقیق تری است. منظور عمدتاً گروه های اقلیتی است که صدای آن ها کمتر شنیده شده است، کمتر مورد توجه قرار گرفته اند.

پیشنهاد
٠

جوامع به حاشیه رانده شده، مردمان به حاشیه رانده شده جوامع نادیده گرفته شده، مردمان نادیده گرفته شده