پیشنهادهای ملاقات و تلاقی لغات (٢,٠٤١)
نزدیکترین مفهوم در اطراف کلمه ی اقانیم و اقنوم را اگر در کلمات مرتبط با کلمه ی اقانیم و اقنوم در زبان فارسی و دیگر زبانها بررسی کنیم بدینصورت قابل تح ...
اقادیح ؛ احتمالاً جمع قَدَح به معنی کاسه ی سفالی و از زاویه قانون بازچینی حروف معکوس مرتبط با حدقه که به معنی کاسه ی چشم می باشد.
نزدیکترین مفهوم در اطراف کلمه ی اقاقیا را اگر در کلمات مرتبط با کلمه ی اقاقیا در زبان فارسی و دیگر زبانها بررسی کنیم بدینصورت قابل تحلیل و تبیین خواه ...
فرصت ؛ این کلیدواژه از اون دست کلماتی است که برای رسیدن به مفهوم نهفته در درون این کلمه باید از زاویه ی اولویت آوای کلمات نسبت به نگارگری و صورتگری ک ...
یک قانون با سه مدل و سه ریخت نگارشی و آوایی در چهار زبان فارسی انگلیسی و عربی و ترکی با مفهوم طلب کردن و درخواست وجود دارد. قاعده و قانونی بر وزن اس ...
عید ؛ عیادت، عاید شدن، اعاده ، بازگشت ، عُوْد شدن ، متعدد شدن و مرتبط با کلمه ی add به معنی افزایش، بالا آمدن ، عادت و تعدی و تکرار یک عمل. زنده شدن ...
قومس ؛ مفهوم این کلیدواژه اشاره به مرکزیت یک مکان جهت ترویج و گسترش یک تفکر و عقیده و باور را به دیگر نقاط دارد. قمشه ؛ گمان ، باور ، عقیده ، مرام ...
قومس ؛ مفهوم این کلیدواژه اشاره به مرکزیت یک مکان جهت ترویج و گسترش یک تفکر و عقیده و باور را به دیگر نقاط دارد. قمشه ؛ گمان ، باور ، عقیده ، مرام ...
قومس ؛ مفهوم این کلیدواژه اشاره به مرکزیت یک مکان جهت ترویج و گسترش یک تفکر و عقیده و باور را به دیگر نقاط دارد. قمشه ؛ گمان ، باور ، عقیده ، مرام ...
قمشه ؛ گمان ، باور ، عقیده ، مرام ، مسلک ، اندیشه قَمیش ؛ طرح و مدل یک قُماش را قَمیش گویند. قماشات و قماشیر ؛ از یک قماش بودن یا کسانی که از یک ...
قَمیش ؛ طرح و مدل یک قُماش را قَمیش گویند. قمیش آمدن ؛ ادا و اطوار خاص قماشات و قماشیر ؛ از یک قماش یا کسانی که از یک قماش باشند یا افراد هم عقیده ...
قَمیش ؛ طرح و مدل یک قُماش را قَمیش گویند. قماشات و قماشیر ؛ از یک قماش یا کسانی که از یک قماش باشند یا افراد هم عقیده قماش ؛ دسته و ردیف و سنخ و ...
قماشات و قماشیر ؛ از یک قماش یا کسانی که از یک قماش باشند یا افراد هم عقیده قماش ؛ دسته و ردیف و سنخ و گروه هم گمان یا هم عقیده به لحاظ مفهومی و ...
قماشیر ؛ کسانی که از یک قماش باشند یا افراد هم عقیده قماش ؛ دسته و ردیف و سنخ و گروه هم گمان یا هم عقیده به لحاظ مفهومی و ریشه ای مرتبط با کلمه ی ...
قماش ؛ دسته و ردیف و سنخ و گروه هم گمان یا هم عقیده به لحاظ مفهومی و ریشه ای مرتبط با کلمه ی گاماس گاماس ؛ گام برداشتن بر مبنای یک گمان و باور. مح ...
گاماس ؛ گام برداشتن بر مبنای یک گمان و باور. محکم قدم برداشتن یا مطمئن گام برداشتن. به لحاظ مفهومی و ریشه ای مرتبط با کلمه ی قاموس قاموس ؛ گَمان ...
قاموس ؛ گَمان ، باور ، قمشه ، اندیشه ، عقیده ، تفکر ، کیان ، وجود ، انگاره ، جهان بینی ، ایدئولوژی اصطلاح اینکه گفته می شود فلان کار در قاموس ما نی ...
آرسن ؛ ریشه ی اصلی این کلیدواژه ، کلمه ی آر می باشد و ریشه ی کلمه ی آر حرف ( ر ) می باشد. آر در قوانین ایجاد کلمات به معنی نیرو و انرژی و قدرت دارا ...
صلات ؛ کلیدواژه ای که مفاهیمی مثل انرژی و آرامش و کنترل در مفهوم این کلمه وجود دارد. مصدر و بن واژه ی این کلیدواژه دو حرف ( ص ل ) می باشد. اگر بخ ...
ضماد ؛ مفهوم کلمه ی ضماد به معنی کاهنده و پاکسازی و از بین برنده ی عفونت و تب و بیماری می باشد. متضاد این کلمه مزدا به معنی افزاینده حیات بخش و. . . ...
مز ؛ در قوانین ایجاد کلمات، قانونی تحت عنوان قانون چیدمان حروف معکوس جهت ایجاد بار معنایی متضاد یا مخالف وجود دارد. مثل قانون ایجاد تضاد مفهومی با ج ...
لَمُلِئَت ؛ مالامال شدن، مرتبط با اصطلاح مَلَاء عام به معنی ازدحام و شلوغی جمعیت. مرتبط با تحلیل و تفسیر کلمات زیر ؛ لَمْلُوْ ؛ این اصطلاح برای زم ...
لَمْلَمی ؛ ایل و طایفه ی مالامال از جمعیت لَمْلُوْ ؛ این اصطلاح برای زمانی که ظرف یا کاسه تا لبالب، مالامال از آب شده باشد و آب در آن لُم بزند استف ...
لُمْلُمه ؛ مالامال شدن جایی از چیزی. اصطلاح رایج ؛ سرش لملمه ی شپش شده بود خیابان لملمه ی آدمیزاد بود. لَمْلُوْ ؛ این اصطلاح برای زمانی که ظرف یا ...
لَمْلُوْ ؛ مالامال بودن اصطلاح لَملُوْ شدن در زمانی که ظرف یا کاسه آب تا لبالب از آب پر شده باشد و آب در آن لُم بزند کاربرد دارد. درک بهتر مفهوم ای ...
نبل ؛ ناب ترین حالت ممکن از هر چیزی را نبل گویند. درک بهتر مفهوم نهفته در این کلیدواژه مرتبط با متن تحلیل شده ی زیر ؛ نبات ؛ ریشه ی اصلی این کلیدو ...
نبات ؛ ریشه ی اصلی این کلیدواژه کلمه ی نَب می باشد. و از این کلمه ی ریشه ای در جایگاه های کاربردی زیادی استفاده شده است. مفهوم کلمه ی نَب به ناب تر ...
کومه ؛ مکان و کمینه ای دارای کمان و کَمّیَّت گیومه ؛ با ریخت های دیگر آن از قبیل کیومه و قیومه به معنی کمینه و دارای کمان و کمیت و دارای قیمت مرتبط ...
زنجبیل ؛ این ادویه و دمنوش محبوب که یک طبع گرما زا و گرمیانه دارد اگر زاویه قوانین ایجاد کلمات به این کلیدواژه نگاهی داشته باشیم در واقع با ریخت زمجب ...
در حکمت نگارگری و صورتگری قوانین نگارش حروف، سه مدل ( ث س ص ) داریم. ( ث ) ؛ حکمت نگارگری حرف ث با سه نقطه برای مفاهیمی که در آن تَعَدُّد کِثْرَت ...
ایذه ؛ به مفهوم نور روشنایی توانمندی دارای قدرت و. . . در حد و اندازه ی زیاد. اگر از زاویه ی اولویت تلفظ و آوا نسبت به نگارش به کلمات نگاه کنیم مفه ...
یورقان ؛ به معنی یاریگر مثل کلمه ی یِرِگه در لهجه مشهدی به معنی رفیق و یاریگر مرتبط با مفهوم کلماتی مثل یورک یورتمه یورش یورو و. . . تحلیل و تفسیر ...
یورتمه ؛ منشعب از کلمه ی یار به معنی پرانرژی و دارای قدرت یورقان ؛ در زبان ترکی به معنی لحاف از آن جهت که یاریگر وجود می باشد مثل کلمه ی یِرِگه در له ...
ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَکُمْ از من درخواست کنید یا دعوت کنید تا به شما جواب بدهم یا به شما ببخشم غافر | ۶۰ ( جب جبر جبار جبران اجابت وجب واجب جواب ج ...
دجله ؛ رودخانه ی پر آب و دارای جریان زیاد ، جریانی که برای عبور از آن نیاز به جدال دارد، جریانی نیرومند که همچون جداری مانع عبور است. تشت تژ شده تشل ...
بالشت ؛ بار شده ، دارای بار بالین و بالشت ؛ اگر از زاویه ی قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر جهت ایجاد کلمات در ابعاد کاربردی مختلف ب ...
وحشی ؛ وحشت آفرین وحشی ؛ اگر حرف ( و ) را در این کلیدواژه از طریق قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر به دلیل محل و نقطه ی مشترک صدور آوا ...
آدم ؛ این کلیدواژه از اون دست کلماتی است که دارای چند وجه می باشد. یک وجه آن کلمه ی آد و وجه دوم آن دم که ترکیب هر دو کلمه آددم به مفهوم موجودی که ب ...
مصباح ؛ واژه هایی که بر وزن "مِفعال" قرار دارند، معمولاً به ابزار یا وسیله ای که برای انجام کاری استفاده می شود، اشاره دارند. شخصی که بشود توسط او و ...
آخر الزمان ؛ برای اینکه معنی این اصطلاح رو بفهمیم اول باید ببینیم کلیدواژه ی زمان چه مفهومی در خودش نهفته دارد. مفهوم کلمه ی زمان رو حضرت سعدی فهمی ...
اصفهانی های قدیم با توری آبکش، آب سماخ رو از دونه های اون پالایش و پاکسازی می کردند. یک تعبیر دیگر هم سوراخ بارون هست
جوپار ؛ این کلیدواژه یک کانسپت کلامی متشکل از دو کلمه ی جوپ بعلاوه ی آر می باشد جوپ ؛ وجود یک جریان از مسافران با تعداد کثیر در یک مسیر به خاطر وجود ...
بالکان ؛ بالا مکان ، مکان بلند ، مکان مرتفع یکی از ویژگی های برجسته منطقه بالکان، وجود رشته کوه های بالکان و دیگر کوهستان ها مانند رشته کوه های دین ...
اَلْکَن ؛ مرتبط با کلمه ی لکنت و منشعب از کلمه ی لیکن یا لاکن به معنی ممکن نبودن و امکان انجام کاری فراهم نبودن می باشد. مثال: - "من می خواستم به ...
استقلال ؛ ریشه ی اصلی این کلیدواژه کلمه ی قله به معنی حرکت و رفتن و اوج گرفتن می باشد. از کلمه ی قله دو کلمه ی متضاد قلال و قلیل با توجه به ذات آوایی ...
پارادایم ؛ پارا ، دایم ، سیکل و چرخه ی بهتر پارا ؛ یک سیکل جدا و یک چرخه ی مستقل دارای انرژی و دارای حرکت رفت و برگشتی پارا ؛ پرواز ، پرش ، آزادی ع ...
کُلُمب ؛ با اصطلاح رایج کُلمبه به معنی چاق یا غنی و ثروتمند. قابل استفاده در نامگذاری مثل کریستوف کلمب. اصطلاح رایج نان کلمبه به نانی که پُف کرده و ...
لوموند ؛ عالم ، دانشمند ، فرهیخته ، تنومند ، ثروتمند و. . . درک بهتر مفهوم نهفته در این کلیدواژه در متن تحلیل شده ی زیر تبیین شده است ؛ لامپ ؛ این ...
لَم دادن لمیدن لمور ؛ این اصطلاح در زمانی که انسان برای تجدید قوا در حالت درازکش یا لمور باشد استفاده می شود. درک بهتر مفهوم نهفته در این کلیدواژه ...
لَم دادن لمیدن لمور ؛ این اصطلاح در زمانی که انسان برای تجدید قوا در حالت درازکش یا لمور باشد استفاده می شود. درک بهتر مفهوم نهفته در این کلیدواژه ...