پیشنهاد‌های ملاقات و تلاقی لغات (٢,٠٧٥)

بازدید
٥,٠٥٤
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هدر ؛ در بعد فیزیکی و مادی به معنی به دَر شدن انرژی و هُوْر و حرارت و حاره مرتبط با مفهوم مشترک کلمه ی انتحار در یک موقعیت کاربردی دیگر. انتحار ؛ ف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسیج ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات بدینصورت قابل تبیین است ؛ افزونه ی حرف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسیج ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات بدینصورت قابل تبیین است ؛ افزونه ی حرف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بسیج ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات بدینصورت قابل تبیین است ؛ افزونه ی حرف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسیج ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات بدینصورت قابل تبیین است ؛ افزونه ی حرف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پارافین؛ دارای بار و پاراف شده و پُر بار و بارگذاری شده پاراف و پاراگراف؛ با ترجمه و برگردان آن به زبان فارسی به معنی بارگذاری نهایی و تأیید و تصد ...

پیشنهاد
٠

پاراف و پاراگراف؛ با ترجمه و برگردان آن به زبان فارسی به معنی بارگذاری نهایی و تأیید و تصدیق متن های نگارش شده در ورق هایی که با گراف بارگذاری می شو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاراف و پاراگراف؛ با ترجمه و برگردان آن به زبان فارسی به معنی بارگذاری نهایی و تأیید و تصدیق متن های نگارش شده در ورق هایی که با گراف بارگذاری می شو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بروفن ؛ بار نهادن و باررسانی جهت وار شدن و ردیف شدن مرتبط با مفهوم مشترک کلمه ی approve در زبان انگلیسی تحلیل و تفسیر و فلسفه ی ایجاد و پیدایش این ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

approve ؛ با ترجمه و برگردان آن به زبان فارسی با یک تعریف موازی و غیرانطباقی با ریشه ی این کلمه به معنی تأیید شدن تحلیل و تفسیر و فلسفه ی ایجاد و پ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

approve ؛ با ترجمه و برگردان آن به زبان فارسی با یک تعریف موازی و غیرانطباقی با ریشه ی این کلمه به معنی تأیید شدن تحلیل و تفسیر و فلسفه ی ایجاد و پ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

پروفسشنال ، پروفسور ؛ با ترجمه و برگردان آن به زبان فارسی به معنی حرفه ای و دانشمند مرتبط با مفهوم مشترک کلمه ی approve در زبان انگلیسی تحلیل و تف ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

پروفسشنال ؛ با ترجمه و برگردان آن به زبان فارسی به معنی حرفه ای تحلیل و تفسیر و فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلم ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پروفسشنال ؛ با ترجمه و برگردان آن به زبان فارسی به معنی حرفه ای مرتبط با مفهوم مشترک کلمه ی approve در زبان انگلیسی تحلیل و تفسیر و فلسفه ی ایجاد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
-١

بَرف ، بروفه ؛ مرتبط با مفهوم مشترک کلمه ی approve در زبان انگلیسی تحلیل و تفسیر و فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه از طریق قانون و قواعد ایجاد ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
-١

بروفه ؛ مرتبط با مفهوم مشترک کلمه ی approve در زبان انگلیسی تحلیل و تفسیر و فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات د ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پُرُف یا پُرُوْ ؛ تحلیل و تفسیر و فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات در متن زیر تبیین شده است ؛ پروفایل ؛ با ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پُرُف یا پُرُوْ ؛ مرتبط با مفهوم مشترک کلمه ی approve تحلیل و تفسیر و فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات در متن ز ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلیدواژه ی بلوار یک کلمه ی کاملاً فارسی است. کلمه ی بلوار با ریخت های بولوار ، بالوار ، بالاوار به معنی بلندی وار شده و هموار شده دارای معنا و مفهوم ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلیدواژه ی بلوار یک کلمه ی کاملاً فارسی است. کلمه ی بلوار با ریخت های بولوار ، بالوار ، بالاوار به معنی بلندی وار شده و هموار شده دارای معنا و مفهوم ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاطمه ؛ فدا شونده و فدا کننده ی جان ، جان فدا فُتوا ؛ مرتبط با مفهوم کلیدواژه ی فطرت که اگر بخواهیم بر مبنای کلام این کلمه و کلمات مرتبط و دارای ا ...

پیشنهاد
٠

فاطمه ؛ فدا شونده و فدا کننده ی جان ، جان فدا فُتوا ؛ مرتبط با مفهوم کلیدواژه ی فطرت که اگر بخواهیم بر مبنای کلام این کلمه و کلمات مرتبط و دارای ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاطمه ؛ فدا شونده و فدا کننده ی جان ، جان فدا فُتوا ؛ مرتبط با مفهوم کلیدواژه ی فطرت که اگر بخواهیم بر مبنای کلام این کلمه و کلمات مرتبط و دارای ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاطمه ؛ فدا شونده و فدا کننده ی جان ، جان فدا فُتوا ؛ مرتبط با مفهوم کلیدواژه ی فطرت که اگر بخواهیم بر مبنای کلام این کلمه و کلمات مرتبط و دارای ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاطمه ؛ فدا شونده و فدا کننده ی جان ، جان فدا فُتوا ؛ مرتبط با مفهوم کلیدواژه ی فطرت که اگر بخواهیم بر مبنای کلام این کلمه و کلمات مرتبط و دارای ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاطمه ؛ فدا شونده و فدا کننده ی جان ، جان فدا فُتوا ؛ مرتبط با مفهوم کلیدواژه ی فطرت که اگر بخواهیم بر مبنای کلام این کلمه و کلمات مرتبط و دارای ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاطمه ؛ فدا شونده و فدا کننده ی جان ، جان فدا فُتوا ؛ مرتبط با مفهوم کلیدواژه ی فطرت که اگر بخواهیم بر مبنای کلام این کلمه و کلمات مرتبط و دارای ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاطمه ؛ فدا شونده و فدا کننده ی جان ، جان فدا فُتوا ؛ مرتبط با مفهوم کلیدواژه ی فطرت که اگر بخواهیم بر مبنای کلام این کلمه و کلمات مرتبط و دارای ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاطمه ؛ فدا شونده و فدا کننده ی جان ، جان فدا فُتوا ؛ مرتبط با مفهوم کلیدواژه ی فطرت که اگر بخواهیم بر مبنای کلام این کلمه و کلمات مرتبط و دارای ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاطمه ؛ فدا شونده و فدا کننده ی جان ، جان فدا فُتوا ؛ مرتبط با مفهوم کلیدواژه ی فطرت که اگر بخواهیم بر مبنای کلام این کلمه و کلمات مرتبط و دارای ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاطمه ؛ فدا شونده و فدا کننده ی جان ، جان فدا فِدیه ؛ فدا کردن و فایده رساندن. فُتَوَّت ؛ تعاریفی مثل رادمردی و جوانمردی و . . . برای این کلیدواژ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاطمه ؛ فدا شونده و فدا کننده ی جان ، جان فدا فُتوا ؛ مرتبط با مفهوم کلیدواژه ی فطرت که اگر بخواهیم بر مبنای کلام این کلمه و کلمات مرتبط و دارای ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فاطمه ؛ فدا شونده و فدا کننده ی جان ، جان فدا فُتوا ؛ مرتبط با مفهوم کلیدواژه ی فطرت که اگر بخواهیم بر مبنای کلام این کلمه و کلمات مرتبط و دارای ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

فاطمه ؛ فدا شونده و فدا کننده ی جان ، جان فدا فُتوا ؛ مرتبط با مفهوم کلیدواژه ی فطرت که اگر بخواهیم بر مبنای کلام این کلمه و کلمات مرتبط و دارای ان ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فِدیه ؛ فدا کردن و فایده رساندن به یک سازمان یا یک سیستم و. . . جهت محقق شدن یک آرمان یا هدف. فُتوا ؛ مرتبط با مفهوم کلیدواژه ی فطرت که اگر بخواه ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فُتَوَّت ؛ تعاریفی مثل رادمردی و جوانمردی و . . . برای این کلیدواژه، از جهت رفتارها و عملکردهایی فطری می باشد که برگرفته از فطرت انسان جهت فِدیه دهن ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Food ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه در پهنه ی واژگان و دریای لغات در مبحث زبانشناسی منشعب از اصطلاح مفید بودن و کلمه ی فایده به معنی فایده ده ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فیتیله ؛ مرتبط با مفهوم مشترک کلمه ی فطرت و فتیر و مفتول منشعب از کلمه ی مفید و فایده به معنی فایده رسان و فایده دهنده. فُتوا ؛ مرتبط با مفهوم ک ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فطرت ؛ منشعب از کلمه ی مفید و فایده به معنی ذات و ندا و نور درون که از جانب الله الهام کننده به قلب انسان ها جاری می شود و انسان ها را در تشخیص سود ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

فتیر ؛ نان فتیر به نسبت نان معمولی چون از شیر و شکر و روغن حیوانی و سیاه دانه و کنجد و . . . پخته شده است و دارای فطرت بیشتری نسبت به نان معمولی می ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

مفتول ؛ مرتبط با کلمه ی فیتیله و فَتیر به معنی مفید و فایده دهنده و دارای فایده مُفتی ؛ حاکم شرع و شخص فتوا دهنده از جهت مفادی که مفید به فایده م ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مُفتی ؛ حاکم شرع و شخص فتوا دهنده از جهت مفادی که مفید به فایده می باشد و کلامش بر مبنای یک حقیقت که برگرفته از فطرت و بر مبنای یک اصول اصلاح کننده ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مُفتی ؛ حاکم شرع و شخص فتوا دهنده از جهت مفادی که مفید به فایده می باشد و کلامش بر مبنای یک حقیقت که برگرفته از فطرت و بر مبنای یک اصول اصلاح کننده م ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فُتوا ؛ مرتبط با مفهوم کلیدواژه ی فطرت که اگر بخواهیم بر مبنای کلام این کلمه و کلمات مرتبط و دارای انشعاب با مصدر این کلمه یک تعریف داشته باشیم بدین ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لیمو ؛ با توجه به وجود یک ریشه ی مشترک در مبحث علم زبان شناسی تعریفی که این کلمه از خودش برای ما بر مبنای مصدر و بن واژه ی خودش دارد به صورت موازی و ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

mangalism ؛ مونگولیسم ؛ یک نوع بیماری ژنتیکی با اصطلاح رایجِ سندرم داون که منجر به علائم مختلف از جمله ناهنجاری های عمده یا خفیف در ساختار یا عملکرد ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مونگولیسم ؛ یک نوع بیماری ژنتیکی با اصطلاح رایجِ سندرم داون که منجر به علائم مختلف از جمله ناهنجاری های عمده یا خفیف در ساختار یا عملکرد ارگان ها اس ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مونگولیسم ؛ یک نوع بیماری ژنتیکی با اصطلاح رایجِ سندرم داون که منجر به علائم مختلف از جمله ناهنجاری های عمده یا خفیف در ساختار یا عملکرد ارگان ها اس ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مونگولیسم ؛ یک نوع بیماری ژنتیکی با اصطلاح رایجِ سندرم داون که منجر به علائم مختلف از جمله ناهنجاری های عمده یا خفیف در ساختار یا عملکرد ارگان ها اس ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باربارا ؛ بسیار پر بار و باردهنده ، برنا ، بارنیا ، ابر باران بخش ، برآمده و پربارتر و برتر ، برتران ، برترین