پیشنهادهای Marjan🪸🫧 (٧٢٧)
fauna = جانوران یک منطقه flora = گیاهان یک منطقه
همراه یا گرفتار چیزی ناخوشایند بودن مثال: The project was dogged by financial difficulties from the beginning. این پروژه از همان ابتدا با مشکلات ما ...
زاویه اختلاف منظر این اصطلاح در نجوم و فیزیک استفاده می شه. اختلاف منظر به تغییر ظاهری موقعیت یک جسم در مقایسه با پس زمینه گفته می شه، وقتی از دو موق ...
درونی ترین لایه مثال: The innermost layer of the Earth is known as the inner core داخلی ترین لایه زمین هسته داخلی نام دارد
معلم زن یا مدیر زن مدرسه ( واژه ای قدیمی هست که در متون تاریخی و ادبی دیده میشه )
خانه سازی سازگار با محیط زیست یعنی خانه هایی که با هدف کاهش آسیب به محیط زیست طراحی و ساخته می شوند. این خانه ها معمولاً: مصرف انرژی کمتری دارند. ...
نی زار
های فضایی و درک فضایی یعنی توانایی درک موقعیت، فاصله، جهت و شکل اجسام و تصور کردن آن ها در ذهن مثال: Architects need good spatial skills معماران به م ...
1. حاضربودن برای انجام کاری I’m down to go out tonight من پایه ام امشب بریم بیرون 2. به خاطرِ / ناشی از The delay was down to bad weather تأخیر به ...
این کلمه فعل هم هست To go somewhere quickly سریع به جایی رفتن مثال : Hoping to miss the traffic jams, she beetled off home at four o'clock. منبع: ...
انگور فرنگی سیاه طعمی گَس و تند و تیز و ترش دارد
املای صحیح ✅ merchandise
1. با پولِ کسی یا چیزی زندگی کردن She lives off her parents. او با پول پدر و مادرش زندگی می کنه. 2. از چیزی تغذیه کردن Some people live off fi ...
رئیس پلیس
رئیس بانک
همهمه و گفت و گوی پر جنب و جوش
در بعضی شهرها و روستاها، بازار فقط در روزهای مشخصی از هفته برگزار می شه. به اون روز می گن market day Today is market day. امروز روز بازاره. The ...
منشعب شدن از ( مثلا خیابان ) رجوع شود به lead off
معنی اصطلاحی: متوجه چیزی شدن یا به چیز خوبی رسید مثلا : We are onto something ما به چیز خوبی رسیدیم / چیز خوبی کشف کردیم We were onto a winer فهمی ...
پرورش گوسفند
هنرهای تجسمی مثل : نقاشی - طراحی - مجسمه سازی - عکاسی_ گرافیک - خوشنویسی - اپ دستی - سفالگری و سرامیک - کلاژ - تصویرسازی - هنرهای دیجیتال - معماری به ...
به جای جمله ی i dont like it هم میتونه استفاده بشه
یاس بنفش
گونه ای از فُک ها
املای صحیح :starch✅
اگر اسم باشد به معنی :مُقَلِد، تقلیدگر ، تقلید کننده مثال : for learning a foreign language you must be a mimic. برای یادگیری یک زبان خارجی شما بای ...
شکل مصدری فعل dispel به معنی رفع کردن ، برطرف کردن
زبان بینابینی، بین زبانی ( سیستم زبانی منحصربه فردی است که در رویه ی یادگیری زبان دوم یا خارجی شکل می گیرد. )
آرامش روانی ، آرامش خاطر ، آرامش ذهنی
دید اجتماعی نگرش اجتماعی
دید اجتماعی نگرش اجتماعی
املای صحیح discourse
باحرف اضافه ی on میاد economizing on something صرفه جویی کردن در چیزی
حلقه های بازی یا ورزشی
این عبارات با هم معادل هستند : could use could do with have use for همگی به معنی :نیاز داشتن
نیاز داشتن ، استفاده داشتن متضاد آن : have no use for
این عبارات با هم معادل هستند : could use could do with have use for همگی به معنی :نیاز داشتن
این عبارات با هم معادل هستند : could use could do with have use for همگی به معنی :نیاز داشتن
با این دو عبارت مترادف هست let alone much less
این اصطلاحات باهم هم معنی هستند : take my advice take my word for it take it from me همه به معنای: از من بشنو، از من به تو نصیحت، به حرفم گوش کن
این اصطلاحات باهم هم معنی هستند : take my advice take my word for it take it from me همه به معنای: از من بشنو، از من به تو نصیحت، به حرفم گوش کن
این اصطلاحات باهم هم معنی هستند : take my advice take my word for it take it from me همه به معنای: از من بشنو، از من به تو نصیحت
( فرد ) آشفته ، سردرگم ( صدا ) نامفهوم و غیر قابل درک نامنسجم، گسیخته، ناپیوسته، غیرمنطقی
ulcer
( قدیمی ) همانا که
( درمورد فیلم ) دو سانسه
گاه به گاه ، هر از گاهی ، چند وقت یکبار ، تک و توک ، نا پیوسته ، منقطع ، فاصله دار
جیب خود را پر کردن ( در مواردی که فرصتش پیش اومده )
۱ - فردی را غرق ( نامه ، کار، پیشنهاد و… ) کردن ۲ - زیر آب بردن ، غرق آب کردن یک کلمه ی رسمی هست ( formal ) منبع :کتاب ۱۱۰۰کلمه