تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

انگور فرنگی سیاه طعمی گَس و تند و تیز و ترش دارد

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

املای صحیح ✅ merchandise

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

1. با پولِ کسی یا چیزی زندگی کردن She lives off her parents. او با پول پدر و مادرش زندگی می کنه. 2. از چیزی تغذیه کردن Some people live off fi ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

رئیس پلیس

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

رئیس بانک

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

همهمه و گفت و گوی پر جنب و جوش

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

در بعضی شهرها و روستاها، بازار فقط در روزهای مشخصی از هفته برگزار می شه. به اون روز می گن market day Today is market day. امروز روز بازاره. The ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

منشعب شدن از ( مثلا خیابان ) رجوع شود به lead off

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی اصطلاحی: متوجه چیزی شدن یا به چیز خوبی رسید مثلا : We are onto something ما به چیز خوبی رسیدیم / چیز خوبی کشف کردیم We were onto a winer فهمی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرورش گوسفند

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هنرهای تجسمی مثل : نقاشی - طراحی - مجسمه سازی - عکاسی_ گرافیک - خوشنویسی - اپ دستی - سفالگری و سرامیک - کلاژ - تصویرسازی - هنرهای دیجیتال - معماری به ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

به جای جمله ی i dont like it هم میتونه استفاده بشه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یاس بنفش

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گونه ای از فُک ها

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

املای صحیح :starch✅

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

اگر اسم باشد به معنی :مُقَلِد، تقلیدگر ، تقلید کننده مثال : for learning a foreign language you must be a mimic. برای یادگیری یک زبان خارجی شما بای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

شکل مصدری فعل dispel به معنی رفع کردن ، برطرف کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

زبان بینابینی، بین زبانی ( سیستم زبانی منحصربه فردی است که در رویه ی یادگیری زبان دوم یا خارجی شکل می گیرد. )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

آرامش روانی ، آرامش خاطر ، آرامش ذهنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

دید اجتماعی نگرش اجتماعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دید اجتماعی نگرش اجتماعی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

املای صحیح discourse

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

باحرف اضافه ی on میاد economizing on something صرفه جویی کردن در چیزی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

حلقه های بازی یا ورزشی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

این عبارات با هم معادل هستند : could use could do with have use for همگی به معنی :نیاز داشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

نیاز داشتن ، استفاده داشتن متضاد آن : have no use for

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

این عبارات با هم معادل هستند : could use could do with have use for همگی به معنی :نیاز داشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

این عبارات با هم معادل هستند : could use could do with have use for همگی به معنی :نیاز داشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

با این دو عبارت مترادف هست let alone much less

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

این اصطلاحات باهم هم معنی هستند : take my advice take my word for it take it from me همه به معنای: از من بشنو، از من به تو نصیحت، به حرفم گوش کن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

این اصطلاحات باهم هم معنی هستند : take my advice take my word for it take it from me همه به معنای: از من بشنو، از من به تو نصیحت، به حرفم گوش کن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

این اصطلاحات باهم هم معنی هستند : take my advice take my word for it take it from me همه به معنای: از من بشنو، از من به تو نصیحت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

( فرد ) آشفته ، سردرگم ( صدا ) نامفهوم و غیر قابل درک نامنسجم، گسیخته، ناپیوسته، غیرمنطقی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ulcer

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

( قدیمی ) همانا که

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

( درمورد فیلم ) دو سانسه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

گاه به گاه ، هر از گاهی ، چند وقت یکبار ، تک و توک ، نا پیوسته ، منقطع ، فاصله دار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

جیب خود را پر کردن ( در مواردی که فرصتش پیش اومده )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

۱ - فردی را غرق ( نامه ، کار، پیشنهاد و… ) کردن ۲ - زیر آب بردن ، غرق آب کردن یک کلمه ی رسمی هست ( formal ) منبع :کتاب ۱۱۰۰کلمه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

سه کلمه ی مشابه که نباید اشتباه گرفته شوند hostel : مسافرخانه hustle : کلاهبرداری ، فشار ( دادن ) hostile : دشمن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣١

سه کلمه ی مشابه که نباید اشتباه گرفته شوند hostel : مسافرخانه hustle : کلاهبرداری ، فشار ( دادن ) hostile : دشمن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٤

سه کلمه ی مشابه که نباید اشتباه گرفته شوند hostel : مسافرخانه hustle : کلاهبرداری ، فشار ( دادن ) hostile : دشمن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

parenthetical informs اطلاعات درون پرانتز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدگویی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

اوتیسمی ( یک نوع بیماری هست )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تصادفی، اتفاقی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ملامت شدن Because of her repeated lateness, Betty’s boss called her on the carpet به خاطر دیرکردن های مکرر ، رئیسِ بِتی او را سرزنش کرد /مورد بازخو ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( لبخند ) سرد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ضرر غیر منتظره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

نوعی سگ برای نگهبانی

١