نوع مدال

تایید موبایل و ایمیل

-
همه
٣ روز پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
veered off: تغییر دادن، عوض کردن. مثال : He ve ...
١ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
orichalque: عامیانه اش : منظور آلیاژ برنج ( ترک ...
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
compound: اردوگاه، پادگان مثال : military com ...
٣ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
punch out: خسته کردن حریف در یک مسابقه
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
conservatory: مرکز نگهداری گونه های نادر گیاهی یا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dso: مدال شجاعت.
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
demobbed: مرخص شدن از خدمت، پایان خدمت.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
breaches of confidence: خیانت در امانت، افشای راز کسی.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bumped off: کشتن، سر به نیست کردن.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
moons around: به کسی دل بستن، عاشق کسی شدن.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick of the: سر تر از ، برتر از، یه سر و گردن با ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pricking out: جدا کردن. مثال - > I'm pricking ou ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's my business: به خودم مربوطه.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
got cross: عصبانی شدن.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
any observations: نظری/پیشنهادی دارید؟
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
falsified entries: جعل اسکناس/سند.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leaning up: تکیه دادن به جایی.
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blinks: پلک زدن.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
looking down: نگاه تحقیر آمیز به کسی داشتن.
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
arp: کمیته اقدامات پیشگیرانه/احتیاطی حمل ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bother it: به درک، ولش کن، بیخیال، لعنت بهش.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick 'em up: معادل عبارت :" دست ها بالا" در هنگا ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dazzled me: منو گیج کرد، چشمم رو زد، تحت تأثیر ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
casing the joint: سرگوشی آب دادن، مخفیانه جایی رو گشت ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sending me up: داره منو مسخره میکنه، داره منو دست ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mislaying: گم کردن.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do come in: بفرمایید داخل/تو.
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nicking: دزدیدن.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
piccy: عکس.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop stuffing your shirt: کنایه از اینکه : دست از این کارا بر ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mugs: کنایه از احمق بودن. مثال : We were ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
doesn't take me in: نمیتونه منو : گول بزنه فریب بده.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a clean breast of things: بیان رک و صادقانه حقایق، بی پرده حق ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
liberty hall: اختیار تام داشتن، آزادی کامل، مختار ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
flummery: ادا و اطوار فریبکاری و تظاهر ظاهر س ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
butting in: دخالت کردن حرف کسی رو قطع کردن وسط ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
healthy provision: بیمه سلامت.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pommard: نام نوعی شراب.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there you are then: اینم از این همونطور که گفتم دیدی ؟ ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's every man for himself: خودم باید یه فکر/کاری برای خودم بکن ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
knobbled: به کسی : ضربه زدن حمله کردن آسیب رس ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by jupiter: خدای من. خدا جون.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
got a tip: خبر/نشانه دریافت کردن. سرنخ پیدا ک ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
misery of miseries: بدبختی پشت بدبختی.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shake in your shoes: تن و بدنت داره از ترس می لرزه.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
acting the goat: معادل ضرب المثل : غاز چروندن. مثال ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
standing by: آماده بودن، منتظر بودن، گوش به فرما ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull my leg again: داری منو دست میندازی - > معانی دیگر ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠٠ رای

-
همه
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kids will be kids: بچه است دیگه. بچه است، نمی فهمد. ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bless my buttons: - یا خدا! - عجب! - به به! چه عجیب ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a load of bilgewater: چه مزخرفاتی، حرف مفت، چرندیات، یاوه ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talking sense: منطقی صحبت کردن/حرف زدن.
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
careering around: سفر کردن، اینور و اونور چرخیدن، سرگ ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
circuit judge: سِمَتِ قاضی دادگاه عالی ( در کشور ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
psychiatric evaluation: ارزیابی/تست سلامت روان - > شامل مصا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for your trouble: بابت زحمتی که کشیدید ( میکشید ) .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swing by there: یه سر به اونجا بزنی، یه سرکی بکشی، ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hell of a time: خیلی سخت بود، خیلی اذیت شدم، کلی بد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
well shine: تعریف زیاد از حد از کسی، چاپلوسی کر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shaping up: به نظر میرسه، به نظر می یاد.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
subjective question: سؤال سلیقه ای - > سؤالی که جواب اون ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
powder residue: در اصطلاحات جنایی - > به باقی مانده ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
agua: در اسپانیایی به معنی - > آب.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
took a swing: به کسی حمله کردن، ضربه زدن، مشت زدن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you gave your word: تو قول دادی.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
say excuses: توضیح دادن، توجیه کردن، عذرخواهی کر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
broke a story: پرده برداشتن از یک ماجرا، انتشار یک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pushing it: زیاده روی کردن، از حد و مرزها خارج ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my time is waiting: نوبت منه.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suck over: کشاندن کسی به جایی/سمتی. مثال : th ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cultural revolution: انقلاب فرهنگی.
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
collection agency: شرکت وصول مطالبات/بدهی ها.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
giving you a hard time: داشتم باهات شوخی میکردم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
late breaking word: خبری فوری، خبر ناگهانی، تازه ترین خ ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
manipulating: بازی دادن کسی، دست انداختن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a concept: عجب فکری/ایده ای.
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cares away: غم و غصه ها را : از یاد بردن، دور ک ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop the attitude: معادل : قیافه نگیر برا ما، پیس و اف ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
industrial espionage: جاسوسی صنعتی.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his bark's worse than his bite: فقط سر و صدا داره اما کاری از دستش ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heating up: جدی شدن، هیجان انگیز شدن. مثال : T ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
liquor license: پروانه/مجوز ( فروشگاه ) مشروب فروشی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
puzzle up: فکر کنید، معما رو حل کنید، آماده با ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
for more: محض اطلاع، یا برای اطلاع بیشتر.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gospel choir: گروه کُر موسیقی مذهبی مسیحی.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
up and out: آماده شدن، رو به راه شدن، راه افتاد ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
messes up: صدمه دیدن، آسیب دیدن.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
creeping me out: ترسوندن کسی، دادن حس ناخوشایند به ی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bass boat: نوعی قایق ماهیگیری.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bilked: کلاه برداری کردن، به جیب زدن، اختلا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boiler room scam: به منظور اشاره به "کلاهبرداری مالی" ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i had a frog in my throat: گلویم خشک شده بود، صدام گرفته بود.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
passage situation: عبور از یک تگنا/فاجعه/مرحله/مسیر/رو ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bad shape: حال وخیم، وضعیت ( مالی ) بد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hogpile: یه دسته/توده/انبوه آدم که روی هم اف ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm the thing: من آن موجود ( هیولا ) هستم.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seem kind of blue: افسرده/غمگین/ناراحت به نظر می رسی.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this one rules: این یکی دیگه آخرشه، حرف نداره، عالی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
broken ground: مراسم کلنگ زنی یک پروژه، آغاز عملیا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reporting as ordered: همانطور که دستور داده شد، حاضر شدم؛ ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
rollerblader: اسکیت باز، اسکیت سوار.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tooting my own horn: خودستایی، تعریف از خود.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gin joint: میخانه، عرق فروشی.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heebie jeebie: نوعی حس مرموز، حدس و گمان، دلشوره، ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
case histories: سوابق بیماران.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
never laid eyes: هرگز چشمم بهش نخورده بود، تا حالا ه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pishing: در مورد نوزاد : جیش کردن.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
business interest: پروژه، کار، منافع تجاری.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cross our hearts: به جون خودمون قسم، راست میگیم به خد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is that a line: داری نخ میدی؟، داری تیکه میندازی؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the eagle has landed: کنایه از : رسیدیم، عملیات با موفقیت ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see no evil speak no evil: معادل ضرب المثل : شتر دیدی، ندیدی.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's all blood under the bridge: معادل ضرب المثل : گذشته ها گذشته. ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
newsbreak: خبر فوری، خبر ویژه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
joker in the deck: برگ برنده، مهره کلیدی.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're losing me: کنایه از اینکه : متوجه حرفات نمیشم، ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gumming up: مختل کردن، مانع شدن، گند زدن.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all opposed: کیا مخالف ان؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
returned favor: جواب لطف، جبران لطف، لطف متقابل.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
motion is defeated: پیشنهاد تصویب نشد/رأی نیاورد.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
move to adjourn: ختم جلسه، اتمام جلسه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all in favor: کیا موافق ان ؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are adjourned: اتمام جلسه، ختم جلسه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call the question: رأی گیری می کنیم، پیشنهاد میکنم رأی ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
parliamentary procedure: آیین نامه مجلس/جلسات، قواعد/رویه پا ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get his feet wet: با کاری آشنا شدن، کسب تجربه کردن، گ ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
encantada: عبارت اسپانیایی معادل : از آشنایی ب ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
happened by: اتفاقی/همینجوری/یهویی از جایی رد شد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not biting: من گول/بازی نمیخورم.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
aurameter: ابزاری برای آشکارسازی و اندازه گیری ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
walking joke: دست مایه تمسخر یا خنده ( کسی ) بودن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
exercise in futility: معادل ضرب المثل : آب در هاون کوبیدن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
placekicker: در فوتبال آمریکایی به معنی : بازیکن ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
got socked: کتک خوردن، مشت خوردن.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dinged: خش انداختن، ضربه زدن، آسیب رسوندن.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am floating: در وصف شوق و هیجان و خوشحالی و به م ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gotta cram: باید به صورت فشرده بخونم، شب امتحان ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't get any smart ideas: دست از پا خطا نکن، فکرهای بامزه/هوش ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eating away: خوردن، بلعیدن.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rankles: ناراحت شدن ( از کسی یا چیزی ) .
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
messing with: در افتادن با، با کسی طرف بودن.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
got suckered: در موقع خرید : کلاه سرت رفت، گولت ز ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get rough: استفاده از زور، خشونت.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flies off the handle: از کوره در رفتن، عصبانی شدن.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
signs up: تابلوها، علائم، نشانه ها.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not already: هنوز نه، نه به این زودی.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
need a lift: میخوای برسونمت ؟
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop while you're behind: تا اوضاع بدتر نشده ( بیشتر ضرر نکرد ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
figurer: تحلیل گر، کسی که خوب حساب و کتاب می ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dos vadanya: عبارت روسی به معنای : بدرود، خدانگه ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
city of broad shoulders: این عبارت در توصیف شهر "شیکاگو" در ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's the crisis: چی شده ؟ چه خبره؟
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
saved my bacon: منو از مخمصه نجات دادی، نجاتم دادی، ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i do mind: بله مشکل دارم، برام مهمه، ناراحت می ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your word against mine: حرف تو و حرف من ( در مقابل هم و در ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
best western: برند بست وسترن در برگیرنده شبکه گست ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sheraton: برند شرایتون در برگیرنده زنجیره ای ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
holiday inn: شرکت/برند هالیدی این، یک شرکت خدمات ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boosting wallets: دزدی کردن، جیب بری کردن، کیف پول کش ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dragged back: برگرداندن، کشاندن.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
numb nuts: احمق بی عرضه، کودن، کله پوک، اسکل.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a snake: عجب آدم : مارمولکی، نامردی، پستی، د ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
follow your bliss: ندای درونت/قلبت رو گوش/دنبال کن، آن ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
isn't it something: عجیب نیست ؟، باور نکردنیه نه . . . ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thoughtful of you: لطف شماست، مهربان/با ملاحظه هستی.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
want a piece of me: میخوای با من دعوا کنی، می خوای با م ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
froze me out: سرد برخورد کردن، به کسی محل ندادن.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brain bucket: کلاه کاسکت، کلاه ایمنی.
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
grease spot: لکه/تیکه چربی.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
smells fishy: یه بوهایی میاد، یه کاسه ای زیر نیم ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
being examined: در حال بررسی.
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fine young man: جوان نجیب، با شخصیت.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
due for a change: وقت/زمان یه تغییر فرا رسیده.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
love to: ( در پاسخ به درخواست انجام کاری ) ب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
objective opinion: نظر بی طرفانه.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are through: هرچی بود بین ما دیگه تمومه، ما دیگه ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nut plants: آدم روانی، دیوونه.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
splattered: پخش و پلا شدن، له شدن.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
file charges: شکایت کردن.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kind of a mess: به همریخته، نا مرتب، شلوغ پلوغ.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pushy way: به صورت تحمیلی، زوری، با سماجت.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
saving your bacon: از مخمصه/دردسر کسی رو نجات دادن، بر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fur ball: حیوون، مزاحم، پدرسگ.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweet talked: چرب زبانی، زبون بازی.
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
irks: حرص کسی رو درآوردن، آزار دادن کسی، ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
makes a bundle: یه عالمه پول به دست آوردن ( به جیب ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
joshing: شوخی کردن، سر به سر گذاشتن، مزاح کر ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
inconvenienced: مزاحم شدن، باعث زحمت شدن.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are so good to me: تو خیلی به من لطف داری.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
got an edge: سرحال/پا بودن، مناسب بودن برای کاری ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
city pound: پناهگاه/مرکز نگهداری حیوانات شهری ( ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heaven's no: نه به خدا.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nut jobs: دیوونه ها، خل و چل ها.
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
declare a mistrial: ابطال یک محاکمه به دلیل اشتباه، سوء ...
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
does some time: برای مدتی زندانی شدن، حبس کشیدن.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go sit on a pin: برو پی کارت، ولم کن، دست بردار.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
accounts must be squared: حساب ها باید تسویه بشوند.
٩ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
friends in need: دوستان در تنگنا، دوستان گرفتار، دوس ...
٩ ماه پیش