نوع مدال

تایید موبایل و ایمیل

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
veered off: تغییر دادن، عوض کردن. مثال : He ve ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
orichalque: عامیانه اش : منظور آلیاژ برنج ( ترک ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
compound: اردوگاه، پادگان مثال : military com ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
punch out: خسته کردن حریف در یک مسابقه
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
conservatory: مرکز نگهداری گونه های نادر گیاهی یا ...
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dso: مدال شجاعت.
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
demobbed: مرخص شدن از خدمت، پایان خدمت.
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
breaches of confidence: خیانت در امانت، افشای راز کسی.
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bumped off: کشتن، سر به نیست کردن.
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
moons around: به کسی دل بستن، عاشق کسی شدن.
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick of the: سر تر از ، برتر از، یه سر و گردن با ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pricking out: جدا کردن. مثال - > I'm pricking ou ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's my business: به خودم مربوطه.
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
got cross: عصبانی شدن.
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
any observations: نظری/پیشنهادی دارید؟
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
falsified entries: جعل اسکناس/سند.
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leaning up: تکیه دادن به جایی.
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blinks: پلک زدن.
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
looking down: نگاه تحقیر آمیز به کسی داشتن.
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
arp: کمیته اقدامات پیشگیرانه/احتیاطی حمل ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bother it: به درک، ولش کن، بیخیال، لعنت بهش.
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick 'em up: معادل عبارت :" دست ها بالا" در هنگا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dazzled me: منو گیج کرد، چشمم رو زد، تحت تأثیر ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
casing the joint: سرگوشی آب دادن، مخفیانه جایی رو گشت ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sending me up: داره منو مسخره میکنه، داره منو دست ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mislaying: گم کردن.
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do come in: بفرمایید داخل/تو.
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nicking: دزدیدن.
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
piccy: عکس.
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop stuffing your shirt: کنایه از اینکه : دست از این کارا بر ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mugs: کنایه از احمق بودن. مثال : We were ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
doesn't take me in: نمیتونه منو : گول بزنه فریب بده.
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a clean breast of things: بیان رک و صادقانه حقایق، بی پرده حق ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
liberty hall: اختیار تام داشتن، آزادی کامل، مختار ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
flummery: ادا و اطوار فریبکاری و تظاهر ظاهر س ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
butting in: دخالت کردن حرف کسی رو قطع کردن وسط ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
healthy provision: بیمه سلامت.
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pommard: نام نوعی شراب.
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there you are then: اینم از این همونطور که گفتم دیدی ؟ ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's every man for himself: خودم باید یه فکر/کاری برای خودم بکن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
knobbled: به کسی : ضربه زدن حمله کردن آسیب رس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by jupiter: خدای من. خدا جون.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
got a tip: خبر/نشانه دریافت کردن. سرنخ پیدا ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
misery of miseries: بدبختی پشت بدبختی.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shake in your shoes: تن و بدنت داره از ترس می لرزه.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
acting the goat: معادل ضرب المثل : غاز چروندن. مثال ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
standing by: آماده بودن، منتظر بودن، گوش به فرما ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull my leg again: داری منو دست میندازی - > معانی دیگر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠٠ رای

-
همه
٥ ماه پیش
١