پیشنهادهای سما (١٤)
٢٨٠
٦ سال پیش
٦
She is suffering from the tongue tie
٧ سال پیش
٠
It is often difficult for tge disabled to find jobs.
٧ سال پیش
١٠
ظاهر شدن یا کردن
٧ سال پیش
٣٣
تأمین کردن چیزی
٧ سال پیش
٣٥
ایجاد وصیتی دشوار یا خطرناک مثال:tge increase in the number of students poses many problems.
٧ سال پیش
٣٠
رژه رفتن They made us march for an hour.
٧ سال پیش
١٢
بیش از
٧ سال پیش
٢٥
سوزش مثال:some drugs can cause stomach irritation.
٧ سال پیش
١٨
انجام کاری به صورت نوبتی
٧ سال پیش
٤
The murderer give himself up ( to the police ) .
٧ سال پیش
٧
معرفی کردن ( به پلیس ) ٬لو دادن کسی
٧ سال پیش
٣٣
سیستم کاری با ساعت کار دلخواه
٧ سال پیش
٠
خانواده گسترده
٧ سال پیش
١٦
کسب موفقیت با وجود دشواری ها