پیشنهادهای علی سیریزی (٧,٨٣٧)
نام یکی از شاهان ایلام ( 1190 پیش از میلاد )
نام یکی از شاهان ایلام ( 1170 پیش از میلاد )
شَرکَری یا شیر کری نام باستانی شهری در کناره های کویر نمک پیش از مادها که شاید سمنان باشد
شیرکَری یا شَرکَری نام باستانی شهری در کناره های کویر نمک پیش از مادها که شاید سمنان باشد
شیاتیم واژه باستانی شادی است.
نام فرمانده سواره نظام ایران در سمرقند و بخارا در زمان اسکندر
سْپِردا: sperda نام بخش باختری ارمنستان که کوروش بر آن نهاد
نام یک سردار از قبیله های شمالی ماد
زیکِرتو: نام گروهی از ایرانیان پیش از مادها در آذربایجان
زَرَنکَ نام قدیم و باستانی سیستان است.
دیاکو= بنیانگذار پادشاهی مادی ( 701 – 708 پیش از میلاد ) و نیای مادری کوروش بزرگ. سرگذشت وی این گونه بود: مادها قبیله ای زندگی می کردند. دیاکو اندیشی ...
دهیونام : کشور، مملکت ( واژه باستانی )
دَهیاوَ= سرزمین ها، مناطق، نواحی، ایالات
دو ویتا تَرَنَم= دوچندان ، مضاعف ، دوبرابر اوستایی دوویتا سانسکریت:دْویتا
دو ویتا تَرَنَم= دوچندان ، مضاعف ، دوبرابر اوستایی دوویتا سانسکریت:دْویتا
دو ویتا تَرَنَم= دوچندان ، مضاعف ، دوبرابر اوستایی دوویتا سانسکریت:دْویتا
دو ویتا تَرَنَم= دوچندان ، مضاعف ، دوبرابر اوستایی دو ویتا سانسکریت:دْویتا
دوشیارا، خکسالی ، نایابی
در باستان ، قحطی ، خکسالی
نام باستانی چغازنبیل در استان خوزستان در زمان ایلامیان ( پارسی باستان )
دَشداسَک نام ایرانی در دوران باستان
دِسِر : در فرهنگ های آشپزی کشورهای سراسر جهان ( گاهی به آن پی غذا یا پس غذا نیز می گویند ) که معمولاً در پایان یک وعدهٔ غذایی مصرف می شود. دَسَر : ...
دَریک: نام واحد پول در زمان داریوش اول که از طلای ناب ساخته می شد . درباری
نام ایراتی ( دخترانه ) روشنایی یکی از دختران کوروش هخامنشی
نام یکی از شاهان ایلام ( 2092 پیش از میلاد )
رَئوچَپتیوا= روز ، روشن ( پارسی باستان ) ( اوستایی: رَئُچَنَ )
رَئوچَپتیوا= روز ( پارسی باستان ) ( اوستایی: رَئُچَنَ )
در زبان پارسی باستان واژه دَرَیَ دریا می شود
دْرَنوگَ، دروغ، تقلب، ناروا، نادرست، چاخان ، جعل، کذب ، ناحق
دْرَنوگَ، دروغ، تقلب، ناروا، نادرست، چاخان ، جعل، کذب ، ناحق
دْرَنوگَ= دروغ، تقلب
دارَیَووش= داریوش ( اوستایی: دارَیو؛ سنسکریت: دارَیَ )
دارَیَووش= داریوش ( اوستایی: دارَیو؛ سنسکریت: دارَیَ )
دارَیَووش= داریوش ( اوستایی: دارَیو؛ سنسکریت: دارَیَ )
خْشَترَم در زبان پارسی باستان امپراتور برابر با پادشاه در واژه خْشایَ ثییَ شاه و یا خْشایَ ثییا پادشاه
یکی از شاهان ایلام ( 645 پیش از میلاد )
خْشَترَپاوَن در زبان پارسی باستان : فرماندار و مأمور دریافت مالیات از شهرهای گرفته شده در زمان هخامنشیان
خْشَپَواَ در زبان پارسی باستان شب
خْشایَ ثییا در زبان پارسی باستان شاه، پادشاه
خْشایَ ثییَ در زبان پارسی باستان شاه، پادشاه در زبان اوستایی خِشَئِتا
خْشایَ ثییَ در زبان پارسی باستان شاه، پادشاه در زبان اوستایی خِشَئِتا
چَئیش پیش : نام پسر هَخامنش و یکی از نیاکان داریوش یکم که 730 پیش از میلاد پادشاه پارس بود.
در زبان پارسی باستانی ، وَیَم هَخامَنیشییا ثَهْیامَهْی: ما هخامنشی خوانده ( یا نامیده ) می شویم
ثَهْیا در زبان باستان : خوانده ، نامیده
ثاتی در زبان باستان می گوید ( اوستایی: ساستی؛ سنسکریت: سَنستی )
ثاتی در زبان باستان می گوید ( اوستایی: ساستی؛ سنسکریت: سَنستی )
ثاتی در زبان باستان می گوید ( اوستایی: ساستی؛ سنسکریت: سَنستی )
پنجاب ( شهری در پاکستان )
تْیَشام در پارسی باستان : که به انها تْیَ ( که ) شام ( شان؛ ضمیر متصل مفعولی جمع ) که به آنان، که به آنها
تیسافِرن : نام یکی از فرمانروایان داریوش دوم در آسیای خرد ( ( اسیای کوچک ، اسیای صغیر ) )