نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be confined to bed: باید در رختخواب بماند مثلا به علت ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be confined to a wheelchair: باید روی ویلچر بماند مثلا به علت شک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be confined to a wheelchair: باید روی ویلچر بماند مثلا به علت شک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
birth rate: تعداد تولد در سال به ازای هر هزار ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cyber: کارهای که با رایانه یا شبکه های رای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
spam: پیام بی ربط و یا نامناسب را بر روی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
video blog: ویدیوهای شخصی ساخته شده توسط کسی در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
video blog: ویدیوهای شخصی ساخته شده توسط کسی در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
seek refuge: پیدا کردن سرپناه یا محافظت در برابر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep somebody informed: continue to give somebody informati ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep somebody informed: continue to give somebody informati ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
keyhole surgery: جراحی با حداقل تهاجم از طریق یک برش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put at ease: ایجاد حس راحتی و بدون استرس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put at ease: ایجاد حس راحتی و بدون استرس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spotlessly clean: perfectly clean
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spotlessly clean: perfectly clean
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spotless: perfectly clean immaculate spotle ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give somebody a say: داشتن حق رای یا اظهار نظر در مورد چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
give somebody a say: داشتن حق رای یا اظهار نظر در مورد چ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mayoress: شهردار زن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mayoress: شهردار زن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
regard as something: To think of, consider, or look upon ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
regard as something: To think of, consider, or look upon ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
the draft: ( امریکن ) the draft ( بریتیش ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the reserve: ( ارتش ) نیروهای اضافه ای که کارهای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the reserve: ( ارتش ) نیروهای اضافه ای که کارهای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
vast: جلیقه vest میشه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leak something to somebody: دادن اطلاعات محرمانه به خبرنگاران و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leak something to somebody: دادن اطلاعات محرمانه به خبرنگاران و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the tide is turning: وضعیت و نظر عمومی در حال تغییر است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the tide is turning: وضعیت و نظر عمومی در حال تغییر است
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tight corner: در وضعیت دشوار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a rapid recovery: make a speedy recovery به سرعت بهبو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a rapid recovery: make a speedy recovery به سرعت بهبو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
regain your senses: به طور واضح و روشن فکر کردن بعد از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a scoop: به دست اوردن خبر دست اول ( که هنوز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get a scoop: به دست اوردن خبر دست اول ( که هنوز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rally to: تجمع کردن برای حمایت یا کمک به کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rally to: تجمع کردن برای حمایت یا کمک به کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rally round: تجمع کردن برای حمایت یا کمک به کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rally round: تجمع کردن برای حمایت یا کمک به کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rock: شوکه شدن یا باعث ناراحتی کسی شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be in the driving seat: تحت کنترل بودن یک وضعیت یا موقعیت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be out of your depth: بودن در یک وضعیت یا موقعیت که کنترل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be out of your depth: بودن در یک وضعیت یا موقعیت که کنترل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be thrown in at the deep end: رو به رو شدن با یک وظیفه جدید و سخت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
driving seat: صندلی راننده در جایگاه تصمیم گیری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
driving seat: صندلی راننده در جایگاه تصمیم گیری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be in favor of: حمایت و پشتیبانی کردن و موافق بودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be in favor of: حمایت و پشتیبانی کردن و موافق بودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
head in the right direction: making good progress
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
head in the right direction: making good progress
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
head: حرکت در مسیر خاص و بخصوصی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
heated debate: heated discussion an angry discussi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
safe pair of hands: شخصی که شما میتونید بهش اعتماد کنید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
safe pair of hands: شخصی که شما میتونید بهش اعتماد کنید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
under the microscope: با دقت دیدین و بررسی کردن ( عامیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
under the microscope: با دقت دیدین و بررسی کردن ( عامیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
adrenalin: ماده ای که بدن شما زمانی که خیلی هی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
adrenalin: ماده ای که بدن شما زمانی که خیلی هی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
degree of: ( سطح یا مقدار ) مشخص از چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take over: خریده شدن یک شرکت توسط شرکت دیگر یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lying: موقعیت بد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not take something lying down: قبول نکردن یک وضعیت یا موقیت بد بدو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
not take something lying down: قبول نکردن یک وضعیت یا موقیت بد بدو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a bumpy ride: تغییرات ناگهانی زیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
equities: company shares which do not pay a f ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turbulent: تغییرات ناگهانی زیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wipe something off something: حذف کردن چیزی از چیز دیگر به صورت س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wipe something off something: حذف کردن چیزی از چیز دیگر به صورت س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make cutbacks: کاهش دادن کم کردن تقلیل دادن کم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make cutbacks: کاهش دادن کم کردن تقلیل دادن کم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take away: remove, take off, take out, withdra ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get one's wires crossed: To Be confused گیج شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delegate to: اختصاص دادن یا محول کردن چیزی مانند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
delegate to: اختصاص دادن یا محول کردن چیزی مانند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delegate someone to something: منصوب کردن یا انتخاب کردن کسی برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
delegate someone to something: منصوب کردن یا انتخاب کردن کسی برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
high priority: مهم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
low priority: اولویت آخر غیر ضروری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
low priority: اولویت آخر غیر ضروری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pay dispute: اختلاف نظر بین کارگران و کارفرمایان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pay dispute: اختلاف نظر بین کارگران و کارفرمایان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
set a precedent: یک نمونه و الگو برای دیگران بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fail to do something: انجام ندادن چیزی که مردم انتظار دار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fail to do something: انجام ندادن چیزی که مردم انتظار دار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
neglect to do someting: انجام ندادن چیزی که مردم انتظار دار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
neglect to do someting: انجام ندادن چیزی که مردم انتظار دار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick your nose in something: دخالت کردن در کاری که به شما مربوط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stick your nose in something: دخالت کردن در کاری که به شما مربوط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poke your nose in something: دخالت کردن در کاری که به شما مربوط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
poke your nose in something: دخالت کردن در کاری که به شما مربوط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive somebody insane: drive somebody crazy drive somebody ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drive somebody insane: drive somebody crazy drive somebody ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
road rage: خشم شدید ناشی از استرس و درماندگی و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delude yourself: deceive yourself
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
delude yourself: deceive yourself
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
economical with the truth: سانسور کردن حقیقت یا واقعیت در گفتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
economical with the truth: سانسور کردن حقیقت یا واقعیت در گفتن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
white lie: دروغ کوچک و کم اهمیت fib
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
address sth: فکر کردن در مورد یک وضعیت دشوار و ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
address sth: فکر کردن در مورد یک وضعیت دشوار و ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be behind sb: حمایت کردن از کسی یا چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be behind sb: حمایت کردن از کسی یا چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dent somebody's reputation: اسیب زدن بر آبرو و شهرت کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dent somebody's reputation: اسیب زدن بر آبرو و شهرت کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dent somebody's confidence: آسیب زدن بر اعتماد به نفس کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dent somebody's confidence: آسیب زدن بر اعتماد به نفس کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep something in perspective: اجازه ندهید که یک مسئله یا مشکل که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
keep something in perspective: اجازه ندهید که یک مسئله یا مشکل که ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get something into perspective: قادر به دیدن یا درک کردن اهمیت نسبی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get something into perspective: قادر به دیدن یا درک کردن اهمیت نسبی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get something in perspective: قادر به دیدن یا درک کردن اهمیت نسبی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get something in perspective: قادر به دیدن یا درک کردن اهمیت نسبی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put something in perspective: قادر به دیدن یا درک کردن اهمیت نسبی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put something in perspective: قادر به دیدن یا درک کردن اهمیت نسبی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put something into perspective: قادر به دیدن یا درک کردن اهمیت نسبی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
raise something: مطرح کردن چیزی برای مردم برای بحث و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
raise something: مطرح کردن چیزی برای مردم برای بحث و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set somebody's mind at rest: تسکین دادن کسی از نگرانی اضطراب ترس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
set somebody's mind at rest: تسکین دادن کسی از نگرانی اضطراب ترس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put somebody's mind at rest: تسکین دادن کسی از نگرانی اضطراب ترس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put somebody's mind at rest: تسکین دادن کسی از نگرانی اضطراب ترس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put mind at rest: تسکین دادن قوت قلب دادن اطمینان خاط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put mind at rest: تسکین دادن قوت قلب دادن اطمینان خاط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set mind at rest: تسکین دادن قوت قلب دادن اطمینان خاط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
set mind at rest: تسکین دادن قوت قلب دادن اطمینان خاط ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take something in your stride: قبول کردن و حل کردن یک مشکل بدون ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get into your stride: اسوده و راحت شدن با چیزی خوب شدن و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fall into: مبتلا شدن اسیر شدن فرو ریختن سقو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fall into disrepair: تبدیل به خرابه شدن ویرانه شدن مخر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall into disrepair: تبدیل به خرابه شدن ویرانه شدن مخر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
in mint condition: در حد نو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reproduction: کپی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ruins: قسمتی از ساختمان که بعد از خرابی با ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ultracautious: بسیار محتاط بسیار مواظب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ultracautious: بسیار محتاط بسیار مواظب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be past it: be too old to do what you used to b ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be past it: be too old to do what you used to b ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come top: بیشترین یا بهترین یا بالاترین نمره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come top: بیشترین یا بهترین یا بالاترین نمره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come bottom: کمترین نمره در امتحان یا کمترین امت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go downhill: فرسوده شدن رو به وخامت رفتن کیفیت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make a comeback: دوباره موفق شدن دوباره به جایگاه خو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put a foot wrong: اشتباه کردن سوتی دادن make a mista ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
put a foot wrong: اشتباه کردن سوتی دادن make a mista ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not put a foot wrong: حتی یک اشتباه هم نکن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
not put a foot wrong: حتی یک اشتباه هم نکن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
out of your depth: ناتوان در درک چیزی عدم توانایی در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scrape through: دوام آوردن تاب آوردن به سختی گذرا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stroke of: یک رویداد غیر منتظره اما مهم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn out well: خوب پیش رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn out badly: بد از آب در آمدن بد پیش رفتن بد ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn out badly: بد از آب در آمدن بد پیش رفتن بد ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall on: تجربه کردن رنج بردن ، به زمین افتاد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
its high time: دیگر وقتش است. . . زمان درست الانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
its high time: دیگر وقتش است. . . زمان درست الانه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do something at the last minute: انجام دادن چیزی در آخرین دقایف ممکن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do something at the last minute: انجام دادن چیزی در آخرین دقایف ممکن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave till the last minute: انجام دادن چیزی در آخرین دقایف ممکن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leave till the last minute: انجام دادن چیزی در آخرین دقایف ممکن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave something to the last minute: انجام دادن چیزی در آخرین دقایف ممکن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leave something to the last minute: انجام دادن چیزی در آخرین دقایف ممکن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
now and again: هر از چند گاه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the school play: a piece of theater ( performed by s ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the school play: a piece of theater ( performed by s ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a real pain: موقعیت یا شخص آزاردهنده مزاحم اعص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a real pain: موقعیت یا شخص آزاردهنده مزاحم اعص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be dying for something: ( دل کسی ) به شدت چیزی را خواستن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be dying for something: ( دل کسی ) به شدت چیزی را خواستن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be dying to do something: ( دل کسی ) به شدت چیزی را خواستن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
be dying to do something: ( دل کسی ) به شدت چیزی را خواستن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dying for something to eat: به شدت گرسنه بودن از گرسنگی مردن ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dying for something to eat: به شدت گرسنه بودن از گرسنگی مردن ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flak: انتقاد شدید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flake: آدم غیرقابل اعتماد آدم غیرقابل اطم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hammer somebody: شکست دادن کسی به صورت سنگین و تحقیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hammer somebody: شکست دادن کسی به صورت سنگین و تحقیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thrash somebody: شکست دادن کسی به صورت سنگین و تحقیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thrash somebody: شکست دادن کسی به صورت سنگین و تحقیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nick something: دزدیدن چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pinch something: دزدیدن چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pinch something: دزدیدن چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rip off: پول زور پول زیادی گرفتن برای یک کا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rip somebody off: از کسی زیادی پول گرفتن کسی را چپاند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thrash: شکست سنگین و تحقیر آمیز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fashion trends: مد روز
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
come in: become available for use or begin t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get in: به دست آوردن حاصل کردن can i get ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no good: بی مصرف بیهوده بی فایده پوچ بی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no point in: بی مصرف بیهوده بی فایده پوچ بی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no use: بی مصرف بیهوده بی فایده پوچ بی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dont ask me: نمیدنم!!! من چه بدونم !!!! زمانی اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dont ask me: نمیدنم!!! من چه بدونم !!!! زمانی اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go in one ear and out of the other: فورا فراموش کردن چیزی یه گوشش در و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go in one ear and out of the other: فورا فراموش کردن چیزی یه گوشش در و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have sth in mind: در نظر گرفتن چیزی برای هدف خاصی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have sth in mind: در نظر گرفتن چیزی برای هدف خاصی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have sb in mind: در نظر گرفتن کسی برای هدف خاصی
٢ سال پیش