نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
usb flash drive: فلش مموری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
forewarned is forearmed: داشتن اطلاعات قبلی از چیزی که اتفاق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in harness: در دسترس در حال کار کردن در سر کار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if someone is a day: برای بیان اینکه سن کسی مطمئنا بیشتر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
case of: در مورد . . . . . . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
case of: در مورد . . . . . . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a case of: در مورد . . . . . . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
death cart: ارابه مرگ گاری که روی آن اجساد را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
encroach upon: تعدی کردن تجاوز کردن ( به ملک و. . ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pose a threat: تهدید ایجاد کردن خطر ایجاد کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put the finishing touches on something: تغییرات نهایی را روی یا در چیزی اعم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put the finishing touches on something: تغییرات نهایی را روی یا در چیزی اعم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put the bite on someone: پول قرض خواستن تقاضای قرض کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put on your slap: آرایش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
confined to bed: مجبور به ماندن در تختخواب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be confined to one's room: در محلی حبس شدن مجازات شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
diagnostic program: برنامه تشخیص خطا عیب یاب دیاگ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
minor injuries: صدمات جزیی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
minor injuries: صدمات جزیی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
minor injuries unit: بخش صدمات جزیی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
miu: minor injuries unit بخش صدمات جزیی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the lay person: افراد غیر متخصص افراد غیر حرفه ای
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take something with a grain of salt: به چیزی با احتیاط برخورد کردن چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
age of communication technology: عصر فناوری ارتباطات
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
age of communication: عصر ارتباطات
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the wraps off: چیزی را آشکار کردن چیزی را باز کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the wraps off something: چیزی را آشکار کردن چیزی را باز کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get your head around: موفق به درک کردن چیزی مخصوصا چیزی س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get one's head around something: موفق به درک کردن چیزی مخصوصا چیزی س ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
suss: متوجه شدن زیرک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have something sussed: کاملا فهمیدن و درک کردن چیزی مخصوص ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
avoid something like the plague: دوری کردن ار کسی یا چیزی تا حد ممکن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ima: I'm going to
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
battery go flat: باتری خالی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go flat: خالی کردن باتری پنجرشدن لاستیک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
anti spam filter: فیلتر ضد هرزنامه ( کامپیوتر )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ice number: In case of emergency number
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a drag: عبارتی که برای نشان دادن بیزاری از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what a drag: عبارتی که برای نشان دادن بیزاری از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what a drag: چه مصیبتی !!!!!!!!!!!!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
climb through: با دشواری و آرامی از میان چیزی عبور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scrimped and saved: با دقت پول خرج کردن تا بتونی کمی پس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep something for a rainy day: چیزی را برای روز مبادا نگه داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a rainy days: روز مبادا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have high hopes of something: داشتن اعتماد به نفس زیاد درباره شان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have high hopes: داشتن اعتماد به نفس زیاد درباره شان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not to have the ghost of a chance: هیچ شانسی برای موفقیت نداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ghost of a chance: هیچ شانسی برای موفقیت نداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not a ghost of a chance: هیچ شانسی برای موفقیت نداشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
earthly desire: تمایل برای چیز های ممکن و قابل ملمو ...
٢ سال پیش