نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prepaid token: ارتی اعتباری که مربوط به تلفن ‏همرا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
priority handling: حمل و نقل اولویت دار یا پست اولویت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
customs declaration: اظهارنامه گمرکی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
customs label: فرمی برای گمرک در مورد ماهیت، ارزش، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
customs form: فرمی برای گمرک در مورد ماهیت، ارزش، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
customs form: فرمی برای گمرک در مورد ماهیت، ارزش، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave somebody to the tender mercies of somebody: سپردن کسی یا چیزی جهت مراقبت یا رسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leave someone to the tender mercies of somebody: سپردن کسی یا چیزی جهت مراقبت یا رسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put your back into it: با نهایت توان و انرژی سخت کار کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put your back into it: با نهایت توان و انرژی سخت کار کردن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep your nose out of my ass: سرت تو کار خودت باشه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is time to move on: موقعشه که چیز جدید رو شروع کنی و گذ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put the past behind you: موقعشه که چیز جدید رو شروع کنی و گذ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put the past behind you: موقعشه که چیز جدید رو شروع کنی و گذ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
trimmings: آذین لوازم تزئینی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
police certificate: مدرک عدم سوءپیشینه مدرک عدم سوءساب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
police house: اداره پلیس پاسگاه پلیس کلانتری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
investigate a robbery: سرقت را تحت بررسی قرار دادن به سرق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shoulder strap: رودوشی ( کیف و . . . )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kinght in shining armor: رهایی بخش، ناجی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dtf: down to fuck اینکه شخصی مایل است در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
down to fuck: آماده برای سکس. اصطلاحی عامیانه بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
saf: Single as fuck به شدت تنها حتی تو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
single as fuck: به شدت تنها حتی تو یه رابطه هم نبو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
whip cream: خامه همزده ( شیرینی پزی و غیره ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put in neutral: روی دنده خلاص گذاشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drift off: منحرف شدن خارج شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drifting off the point: منحرف شدن از موضوع از موضوع بحث خا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
let down: بلندتر کردن ( لباس ) پشت کسی را خا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
BC: تو چت مخفف because هست
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
job prospects: آینده شغلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
job prospects: آینده شغلی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go from strength to strength: پله های ترقی را طی کردن بیشتر و بی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strengthen someone's belief: عقیده کسی را قوی کردن عقیده کسی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reinforce someone's belief: عقیده کسی را قوی کردن عقیده کسی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get off ones ass: دست به کار شدن �کون خود را تکان داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have an ear for: در زمینه چیزی استعداد داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a blowout: پنچر شدن لاستیک پنچر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have an accident: تصادف کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have an ear for music: استعداد موسیقیایی داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have a lead foot: به رانندگی پرسرعت علاقه داشتن عشق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have a mind like a sieve: ذهن بسیار فراموش کاری داشتن عین ما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a mind like a sieve: ذهن بسیار فراموش کاری داشتن عین ما ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have a bone to pick with someone: درباره ی چیزی ( اختلاف ) با کسی بحث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a bone to pick with somebody: درباره ی چیزی ( اختلاف ) با کسی بحث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have a bone to pick with somebody: درباره ی چیزی ( اختلاف ) با کسی بحث ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not to have a red cent: آه در بساط نداشتن بی پول و پله بودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
grim death: مرگ ناخوشایند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like the clippers: بسیار سریع یا به شدت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not to be best pleased: برای نشان دادن آزردگی یا ناراحتی کس ...
٢ سال پیش