نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yearn for somebody: در حسرت کسی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yearn for someone: در حسرت کسی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yearn to: آرزو داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yearn to do something: آرزو انجام کاری را داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be robbed of something: �از چیزی محروم بودن�محروم شدن از چی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be right under one's nose: واضح بودن�آشکار بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
right under one's nose: واضح بودن�آشکار بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be right under somebody's nose: واضح بودن�آشکار بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
right under somebody's nose: واضح بودن�آشکار بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
icl: Short �for “I can’t� lie icl به مع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hickies: نقص کوچک در چاپ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
doodah: ابزار، وسیله، آچار، دستگاه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dood: مرد پسر رفیق
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
love bite: حالت کبودی و خون مردگی بر روی پوست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bewb: سینه خانم پستان خانم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dangle a carrot in front of someone: با وعده دروغین کسی را ترغیب به کاری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dangle a carrot in front of somebody: با وعده دروغین کسی را ترغیب به کاری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run errands: کار انجام دادن �خرید خانه انجام داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
repopulate: دوباره آباد کردن دوباره ساکن شدن پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
repopulate: دوباره آباد کردن دوباره ساکن شدن پ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
reinhabit: دوباره مستقر کردن، دوباره جایگزین ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
screw up one's courage: دل را به دریا زدن�خود را به انجام ع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
screw with: دست کاری کردن با خرابکاری کردن به م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
screw with: دست کاری کردن با خرابکاری کردن به م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shud: املای غیر استاندارد یا قدیمی should ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shit a brick: به شدت ترسیدن�از ترس به خود ریدن، ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lose one's shit: عقل خود را از دست دادن�دیوانه شدن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sitting in a catbird seat: در بهترین شرایط قرار داشتن �در موقع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sit on one's ass: وقت تلف کردن �نشستن و کاری انجام ند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hot key: کلید میانبر ( ویندوز کامپیوتر )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hot ketchup: سس تند
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give one: موافقت خود را ( با چیزی ) اعلام کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
give one's blessing: موافقت خود را ( با چیزی ) اعلام کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as a favor: به عنوان لطف
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
return a favor: لطف کسی را جبران کردن� در ازای کمک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
find favor with someone: توسط کسی حمایت شدن/با موافقت کسی مو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
show favor: نسبت به کسی تبعیض قائل شدن/با کسی ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give preferential treatment: نسبت به کسی تبعیض قائل شدن/با کسی ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stay on good terms with each other: با یکدیگر رابطه صلح آمیز داشتن �راب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stay on good terms with each other: با یکدیگر رابطه صلح آمیز داشتن �راب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give one's approval: موافقت خود را ( با چیزی ) اعلام کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give one's good wishes: آرزو موفقیت کردن برای . . . . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look with favor on something: با چیزی موافقت کردن/موافق بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in favor with someone: توسط کسی حمایت شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in favor with somebody: توسط کسی حمایت شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do somebody a favor: به کسی لطف کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do someone a favor: به کسی لطف کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ask somebody a favor: از کسی درخواست کمک کردن/خواهش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take something in one: کم نیاوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
carry a torch for somebody: عاشق کسی بودن ( یک طرفه ) �دلداده و ...
٢ سال پیش