نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
be pressed for: خواستار چیزی شدن تقاضای چیزی را کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
push for: خواستار چیزی شدن تقاضای چیزی را کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put out: علنی کردن و در اختیار عموم قرار داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
up in arm: آماده جنگیدن شدن �مسلح شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
heineken: آبجو هلندی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heiny: به صورت شنیع به صورت زشت منفور ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jess: یک نام برای توصیف نوع مهمترین، زیبا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
send up in smoke: آتش گرفتن سوختن دود هوا شدن به ( سر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
put one's foot in it: سوتی دادن دهان خود را بی موقع باز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put one's foot in it: سوتی دادن دهان خود را بی موقع باز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
put one's foot up: آرامیدن آسودن، استراحت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one's feet up: آرامیدن آسودن، استراحت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one the feed bag: غذا خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put on the brakes: ترمز گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take the biscuit: احمقانه ترین، بدترین، عجیب ترین و. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take the cake: احمقانه ترین، بدترین، عجیب ترین و. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in somebody's view: از نظر کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
exchange of views: تبادل نظرات
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
view about something: نظر درباره چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in view: در دیدرس بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
view something as something: چیزی را ( به عنوان ) چیزی درنظر گرف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
view somebody as something: کسی را ( به عنوان ) چیزی درنظر گرفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
porn king: اسم اصطلاحی است برای توصیف کسی که د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
west village: محله ای در بخش غربی محله بزرگ تر گر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pebble dash: اندود شن و آهک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one person: تک نفره یک نفره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
joint statement: بیانیه مشترک
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
joint bank account: حساب مشترک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
joint communiques: اعلامیه رسمی مشترک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
joint communique: اعلامیه رسمی مشترک
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yaar: همون یار خودمونه به معنی دوست یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spin yarn: قصه تعریف کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
kennedy: شخص بسیار منحصر به فرد، متفاوت، بسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on a head trip: متکبر بودن�مغرور بودن، از خود راضی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on a head trip: متکبر بودن�مغرور بودن، از خود راضی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be conceited: متکبر بودن�مغرور بودن، از خود راضی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
issue from: از چیزی نشأت گرفتن از چیزی بیرون آ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have issue about: ( با چیزی/کسی ) مشکل داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an issue of something: از چیزی معضل ساختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a successful of: در کاری یا چیزی موفق بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
joe schome: آدم معمولی آدم عادی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mr joe sensitive: مرد کاملا حساس
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make impression on somebody: روی کسی تاثیر داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make impression on somebody: روی کسی تاثیر داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give an impression: کسی را وادار به فکر کردن درباره چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give an idea: کسی را وادار به فکر کردن درباره چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a sense: کسی را وادار به فکر کردن درباره چیز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fancy cigarette: هوس سیگار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yearn for something: در حسرت چیزی بودن
٢ سال پیش