نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make someone's heart flutter: کسی را به هیجان آوردن کسی را هیجان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make goo goo eyes at someone: به کسی عاشقانه نگاه کردن با اشتیاق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make fish eyes at someone: با علاقه به کسی نگاه کردن خیره شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make something into something: چیزی را به چیزی تبدیل کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
labor pains: درد زایمان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in labor: درد زایمان داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be in labor: درد زایمان داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
delivery ward: بخش زایمان در بیمارستان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's rocks: فوق العاده است
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on some other shit: غیرعادی رفتار کردن�نامعقول بودن، غی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what the shit: چه گهی/چه غلطی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
get one's shit together: وسایل خود را جمع کردن به افکار خود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fuckining: وقتی همه کارا داره به خوبی پیش میره ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hurry away: فرار کردن، رفتن، ناگهان ترک کردن، ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bottle up one's feelings: احساسات خود را سرکوب کردن احساسات خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bottle up your feelings: احساسات خود را سرکوب کردن احساسات خ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cause death: منجر به مرگ شدن به مرگ ختم شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cause injury: موجب آسیب شدن صدمه زدن آسیب رساندن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go faster stripes: نوارهای مسابقه ای ( مخصوص روی خودرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go kart: ماشین مسابقه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have guts to do something: شجاعت انجام کاری را داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw one's guts up: بالا آوردن استفراغ کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw oneself into something: خود را شدیدا درگیر چیزی کردن خود را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not have a heart: دل نداشتن ( کاری را انجام دادن ) دل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not have the foggiest idea: هیچ ایده ای نداشتن اصلا ندانستن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pen somebody in: کسی را حبس کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pen somebody up: کسی را حبس کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pen someone up: کسی را حبس کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pen someone in: کسی را حبس کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pour out: پر کردن ( لیوان و. . . ) از نوشیدنی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one's heart leaps: ناگهان خوشحال شدن ناگهان به وجد آمد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one's heart lurches: ناگهان ترسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one's heart is not in something: دل کسی به چیزی روشن نبودن علاقه مند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
somebody's heart is not in something: دل کسی به چیزی روشن نبودن علاقه مند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
someone's heart is not in something: دل کسی به چیزی روشن نبودن علاقه مند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sheer off: ناگهان تغییر مسیر دادن منحرف شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sheer lie: کذب محض دروغ محض
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sheer enjoyment: لذت مطلق لذت کامل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make one's feelings apparent: آشکار کردن و بروز دادن احساسات درون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heart on your sleeve: آشکار کردن و بروز دادن احساسات درون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heart on the sleeve: آشکار کردن و بروز دادن احساسات درون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do something at one sitting: در یک دوره زمانی بدون وقفه بدون ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do something in one sitting: در یک دوره زمانی بدون وقفه بدون ای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in sitting: در طول یک دوره مداوم زمانی که روی ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at sitting: در طول یک دوره مداوم زمانی که روی ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
at one's leisure: سرفرصت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in one's shoes: در وضعیت کسی بودن�جای کسی بودن، در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in someone shoes: در وضعیت کسی بودن�جای کسی بودن، در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in someone's shoes: در وضعیت کسی بودن�جای کسی بودن، در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in somebody's shoes: در وضعیت کسی بودن�جای کسی بودن، در ...
٢ سال پیش