نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give the shirt off one's back: � ( برای کسی ) همه کار کردن �از جون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
page three girl: دختر برهنه صفحه سه ( روزنامه سان بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
couldn't hit a bull in the ass with a bass fiddle: هدف گیری افتضاح داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leap at: پیشنهادی را با اشتیاق پذیرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
leap frog: خرپلیس نوعی بازی نادیده گرفتن گذر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
out of the red: از زیر بدهی در آمدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you freaking kidding me: مودبانه Are you fucking kidding me
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you flipping kidding me: مودبانه Are you fucking kidding me
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shoot your shot: رها کردن غرور و تکبر و دنبال کردن ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shoot your shot: رها کردن غرور و تکبر و دنبال کردن ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shove it up your ass: ( بکن تو کونت ) توهینی که برای نشان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
shove it up your ass: ( بکن تو کونت ) توهینی که برای نشان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
group up: �دوره هم جمع شدن به منظور انجام داد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
human rights abuses: نقض حقوق اساسی مردم با رفتار نادرست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rights abuses: نقض حقوق اساسی مردم با رفتار نادرست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
busting: خیلی خوب انزال کننده یا دیوانه کنن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stroke out: خراب شدن و کار نکردن زیاد نوشیدن ال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strokeout: با خط کشیدن روی چیزی آن را ) حذف کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bust ass cold: فوق العاده سرد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bust a cap in one's ass: به کسی شلیک کردن با تفنگ کسی را کشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bore the ass off: کسل کردن حوصله سر بردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break one's ass: سخت تلاش کردن دهن خود را سرویس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break ass: سخت تلاش کردن دهن خود را سرویس کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blow smoke up one's ass: الکی از کسی تعریف کردن چاپلوسی کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blow someone a kiss: بوس فرستادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ass licker: آدم چاپلوس آدم چرب زبان
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ass licking: چاپلوسی پاچه خواری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ass in a sling: تنبیه سنگین مجازات شدید
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one’s ass in a crack: در شرایط دشواری بودن در مضیقه قرار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's goose cooked: در دردسر بزرگی افتادن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's finger in the pie: در هر کاری دخالت کردن نخود هر آشی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it would appear that: به نظر می رسد که
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it will be one's ass: دهن کسی سرویس شدن در شرایط بدی قرا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hooded crow: کلاغ ابلق ( پرنده شناسی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hooded: با مژه بلند ( چشم )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
third base: رابطه جنسی داشتن مخصوصا با کسی برای ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
going third base: رابطه جنسی داشتن با کسی مخصوصا بین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to make one's flesh creep: وحشت زده ساختن ترساندن حال کسی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make one's flesh creep: وحشت زده ساختن ترساندن حال کسی را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make modifications: تغییرات جزیی ایجاد کردن اصلاحاتی ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dash away: زدن، فرو کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go for a wander: قدم زدن گشت زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go for a drive: با اتومبیل گشت زدن رانندگی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cock up: گندکاری خرابکاری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cock sparrow: آدم خروس جنگی آدم پرخاشگر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cock robin: سینه سرخ نر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cockatrice: موجودی افسانه ای با سر خروس و بدن ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
getting third base: رابطه جنسی داشتن با کسی مخصوصا بین ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
crow on: قوقولی قوقو کردن ( صدای خروس ) خو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hooter: سوت کارخانه بوق ماشین بینی بزرگ سی ...
٢ سال پیش