نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
come up: رفتن به طرف کسی اشاره کردن یا حرف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
breath: بوی دهان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
deposit: رهن پول پیش خونه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make to: باعث شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
cosmopolitan: شهری که مردمانی از کشورهای مختلف در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
league: لیگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drag store: !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
doctors surgery: مطب دکتر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
doctors surgery: مطب دکتر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wonder: از خود سوال پرسیدن درمورد چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trial: بررسی. رسیدگی. بازرسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
outsider: ناشناخته غریبه کسی که در مسابقات و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
recruitment: the business of finding people for ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
retail: selling goods to people directly in ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
operating costs: سرمایه در گردش پولی که صرف خرید مو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
assume: قبول کردن یا باور کردین ( درست بودن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in two minds about something: be unable to decide what to do abou ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be in two minds about something: be unable to decide what to do abou ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
do for: be enough or be acceptable in a par ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do for: be enough or be acceptable in a par ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make it: think or calculate to be a particul ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catch fire: گر گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
light a fire: روشن کردن اتش برای یک هدفی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the key to something: the secret of sth چیزی که باعث توان ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bear something in mind: remember to consider something به ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bear something in mind: remember to consider something به ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bite your fingernails: خوردن ناخن هنگامی که استرس داریم یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bite your fingernails: خوردن ناخن هنگامی که استرس داریم یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
at the end: at the end رو با in the end اشتباه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
in the end: at the end رو با in the end اشتباه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
buzz about: moving around continuously from pla ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
echo chamber: محیطی که در آن فرد فقط با عقاید یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
echo chamber: محیطی که در آن فرد فقط با عقاید یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catch a glimpse off: به طور کوتاه دیدن نه به صورت واضح ی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get up somebody's nose: کسی را خیلی اذیت کردن، کسی را خیلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get up somebody's nose: کسی را خیلی اذیت کردن، کسی را خیلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sth a go: be prepared to try sth اماده شدن یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give sth a go: be prepared to try sth اماده شدن یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give something a go: be prepared to try sth اماده شدن یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give something a go: be prepared to try sth اماده شدن یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get through: انجام دادن و تمام کردن یک کار یا فع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have the heart to do: توانایی انجام کاری را داشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
heart is in: علاقه مندبودن یا مشتاق بودن در مورد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
compliment on: گفتن چیزهای خوب در مورد کسی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do your fair share: pull your weight مثل دیگران سخت کا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
do your fair share: pull your weight مثل دیگران سخت کا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kick up a fuss: عصبانی شدن و شاکی شدن در مورد چیزی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in poor taste: توهین امیز و زننده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be in poor taste: توهین امیز و زننده
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be put out: ناراحت یا رنجیده بودن
٢ سال پیش