پیشنهادهای مجید خوش خلق سیما (١,٩٩١)
به ایرانی : ناپیوسته یا بدور از پیوند
به ایرانی : کارسازی
از روی اندیشه
به ایرانی هر یک در جایی کاربرد پیدا می کند : بی سیج - بی ناگواری - در پناه
به ایرانی : بی سیج - بی ناگواری
دست مایه جایگزین ایرانی برای وازه بیگانه باعث هم می باشد
در ویرایش نگر پیشن در جایگزینی واژه ایرانی به جای وازه بیگانه غفلت : رو گردانی یا روی گردانی یا نادیده انگاری
به ایرانی : دگرش در روندِ دادن
روز گردانی - نادیده انگاری
به ایرانی ک: گرایش هایِ اهریمنی
خواهش ها و گرایش هایِ اهریمنی - کامجویی پلید
به ایرانی : افزودن
به ایرانی : ماتکِ نیازین
به ایرانی : فرگرد پاییز یا هنگام پائیز
به ایرانی : فرگرد پاییز یا هنگام پاییز
به ایرانی : هنگام بهار یا فرگرد بهار
به ایرانی : بسامان و سازمند بودن
به ایرانی : بی خردی
پشتیبانی کردنی - پدافندیدنی
به ایرانی : سپرده داری
به ایرانی : نخش داشتن
فراهم نمودنِ زمینه مناسب برای یک کار هم چمار می شود مانند بستر گسترانیدن برای آموختن یا ورزش و . .
به ایرانی = کامیاب یا کامروا شدن
به ایرانی : در دستِ انجام
هسته گیری
رستن
به پارسی : مهر ورزی
نیرویِ آفریننده
به پارسی : آفریننده
در دسترس داشتن
برابر وازه بیگانه ترسیم کردن
خواستگاهِ آرمانی
سنجه ها
واگیری کردن
تهی از تازگی - تهی از شادابی
به پارسی : باد نابودی
گذرگاه
شایان نگرورزی
به پارسی : کرپان شدن
بخشش - ارمغان و در برخی باره ها از خود گذشتگی هم چمار می شود
می توان در برخی باره ها "هستینه" را هم به چمارهای دیگر افزود. حقیقت = به پارسی هستینه
در برخی باره ها گرفتن یا ستانش هم چمار می گردد مانند ستانش دارایی ( توقیف اموال )
واژه ای پارسی که می تواند جایگزین واژه بیگانه مصادره یا توقیف هم باشد
به پارسی = روایی هم می تواند چمار گردد ، مانند حق مسلّم = روایی بی گمان
به پارسی : فرهود بی گمان
آنچه به تن و کالبدِ آدمی پیوند پیدا می کند مانند = بیماری هایِ تنانی یا کارهای تنانی ( فعالیت های بدنی ) و . .
به پارسی : یک زندگی یا یک زیوش
به پارسی : ملهم آرامبخش
به پارسی : ملهمِ آبکی
به پارسی : ملهم دان