تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

other people in general. "this has restored my faith in my fellow man"

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

a yellowish or brownish bitter - tasting organic substance present in some galls, barks, and other plant tissues, consisting of derivatives of gallic ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Break up line : جملاتی برای بهم زدن رابطه عاطفی Pick up lines : جملاتی برای شروع رابطه عاطفی - مخ زدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Fort : قلعه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مناسب رابطه ای it's telling someone that others would be lucky to have them around. It's usually used between friends or acquantances to describe th ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در سیاست برای دور دوم انتخابات ریاست جمهوری زیاد استفاده میشه . چون مردم عملکرد رئیس جمهور را در دور اول قبلا دیده اند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Altruistic

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

متعهد از نظر قانونی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Committed

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Benevolent autocracyخودکامگی خیرخواهانه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

مثال : اسباب بازی پرت می کنید و سگتون میاره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

clothes line

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوستان دقت به تلفظ /ˌpoʊˈpʊəriː/

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

فرصت انجام کاری را پیدا کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

A joke for you What bird is a little bigger than a swallow ? A gulp یه پرنده بزرگتر از پرستو ( ایهام : قورت دادن ) بلعیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مثال : کیش کردن حشرات از روی پوست با تلنگر انگشت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

فرض کنید در قفله یا درِ ماشین در اثر سرمای شدید یخ زده و به زور میخواهید آن را باز کنید yank on Tug on

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

شانه بالا انداختن - مثلا موقع گفتن این جمله : I don't know

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

به زحمت کشیدن - فرض کنید در قفله یا در ماشین یخ زده و به زور می کشید و باز نمیشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

negative beliefs or expectations about a treatment or experience may elicit symptoms of feeling sick, even when the intervention is a sham.

پیشنهاد
٠

معنی تحت الفظی : خط t را بکش و نقطه i را بذار به کارهایی که کردی دقت کن و آنها را کامل کن . با عجله و سَرسَری کار نکن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

در مورد فعل، صَرف شده Make sure the verbs are conjugated correctly

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

To be fully developed Useful Popular

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دولا شدن با زانوهای خمیده برای برداشتن چیزی از زمین یا گذاشتن آن روی زمین Bend over : همین عمل با زانوهای صاف

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ریشه : Disaster comes from disastro, an Italian word formed by combining the negative prefix dis - and the noun astro, meaning "star. " Disaster at ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Bags under eyes are mild swelling or puffiness under the eyes. They're common as you age and the tissues around your eyes weaken, including some of t ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بجای دست دادن آرنج ها را بهم کوبیدن Instead of shake hands

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

I wiggle my nose : من دماغم را تکان می دهم - حرکت می دهم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Swatter : Fly swatter : مگس کش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

روی زانو نشستن - مثل تشهد و سلام نماز

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مثل صندلی اتوبوس ها که قابل تخت شدنه لم دادن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Antonym : sit up straight

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

برعکس رسمی و شق و رق نشستن - روی صندلی شل و ول نشستن مثلا کمر را قوز دادن و پاها را دراز و باز کردن -

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

Obstruct مانع گذاشتن - مسدود کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Communicate with actions

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

improvised Spontaneous

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Give up on an idea because it won't work خط زدن یک ایده چون کار نمی کنه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Given up an idea because it won't work یک ایده را کنار گذاشتن یا خط زدن . چون کار نمی کنه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Slate : تخته مدرسه که با گچ روی آن می نوشته اند Let's just wipe the slate clean : معنی تحت الفظی : بیا تخته را پاک کنیم بیا از اول شروع کنیم . f ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

If you say that someone or something has their moments, you are indicating that there are times when they are successful or interesting, but that thi ...

پیشنهاد
٠

بهتر عمل کردن Run : دویدن Rings : حلقه ها Round : گرد Me : i'll cook this dish My mother : i'll cook that dish . My sister : don't bother . She ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهتر عمل کردن Run : دویدن Rings : حلقه ها Round : گرد Me : i'll cook this dish My mother : i'll cook that dish . My sister : don't bother . She ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣٧

Let the cat out of the bag راز را برملا کن

پیشنهاد
٢

Spill the beans راز را برملا کن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

Reveal the secret : راز را فاش کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Keep your eyes peeled to look or watch closely in order to see or find ( something ) We kept our eyes skinned for a sign that would tell us where t ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوب چشماتو بازکن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Keep your eyes skinned to look or watch closely in order to see or find ( something ) We kept our eyes skinned for a sign that would tell us where t ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

I'm sorry , i got so worked up I got overly emotional , excited, or agitated about something

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی تحت الفظی : چه روحی صاحب تو شد ؟ که اینکار غیرمنطقی را کردی