تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز پیشنهادی برای maneuverability. و بالطبع، گردش بجای مانور – در دانش هوانوردی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز پیشنهادی برای Radar یا radio detection and ranging.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تابشیاب

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز پیشنهادی برای kit.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز واژهٔ مونتاژ.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرهم بندی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز پیشنهادی بجای واژهٔ PhD

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژهٔ پیشنهادی بجای روبات.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژهٔ پیشنهادی بجای شورا.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژهٔ پیشنهادی بجای مستشار

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژهٔ پیشنهادی بجای دیپلمات . به معنی کسی که کار را گزیرش و، یا به طور خودمانی با تدبیر، حل می کند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز واژهٔ پتاتسیل. می توان آنرا هم در گفتار روزمره، و نیز در بخش های علمی مانند دانش کیان ( فیزیک ) بکار برد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژهٔ هم ارز Search

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژهٔ هم ارز Business

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنترل کردن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز واژهٔ سس.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز فارسی واژهٔ آمپول

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز دستگاه کنترل.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز واژهٔ دستگاه کنترل و خود عمل کنترل.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز واژهٔ تایپ

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز واژهٔ دکترین و بر ادامهٔ قاعده و الگوی نامگذاری فرهنگستان.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز واژهٔ مدرک دکترا؛ بر اساس الگو و قاعدهٔ نامگداری درجات مکتبی دانشگاهی بر وزن �کار� فرهنگستان، که از کاردانی شروع می شود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز واژهٔ دکترا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز واژهٔ ( درجهٔ ) دکتر

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز واژهٔ روتین

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز واژهٔ Utilitarianism

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنزیم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنزیم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویتامیف

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویتامین

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز واژهٔ Loading

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز واژهٔ پلاستیک – که به لاتین، معنای چیزی می دهد که ریخت پذیر باشد – دقیقا با همان معنا و مفهوم و بن واژه.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل واژهٔ گرافیک.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز واژهٔ فرنگی کنسرو؛ در فارسی به اشتباه مصطلح گشته که قوطی و کنسرو با هم استفاده شود، درحالیکه واژهٔ کنسرو در زبان مادر، بخودی خود حامل معنای قو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم ارز واژهٔ فرنگی ماشین؛ با نمایاندن معنا و مفهوم، و بن کاربری یکسان.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیفت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برابر واژهٔ پارادایم.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برابر واژهٔ الگوریتم؛ براساس اثر بزرگ نام مرجع واژهٔ لاتین، یعنی خوارزمی بزرگ.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الگوریتم؛ برابرسازی و تناسب با معنا و مفهوم واژه. خیلی بهتر می شد اگر می توانستیم بر اساس مرجع نام لاتین، یعنی خوارزمی بزرگ، یا براساس کارهای او و یا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پتروشیمی؛ سربه سر برابر این واژه می باشد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

برابر دقیق واژهٔ اینترنت؛ اینتر/inter: مابین، میان — نت/net: تور. در نتیجه internet می گردد میانتور. شرم آور است که پیشتر و در زمان معرفی تازهٔ میان ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ای پهلوی به برابر واژهٔ سیستم؛ نه تنها برابر آن، بلکه همریشه اش است. واژه ای که در درازای زمان گمگشته شده بود. اما چون اینکه هم خوش صداست و هم ر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل واژهٔ ژن