پیشنهادهای سجاد نصر (٨٩٣)
تارکاری بی سیم بومی یا wireless local area network/ wlan، تاربیب.
تارکاری بی سیم بومی یا wireless local area network/ wlan، تاربیب.
تارکاری بی سیم بومی، تاربیب.
تارکاری بی سیم بومی، تاربیب.
تارکاری بومی مجازی، تاربوم.
آنالوگ
�پیوندار�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مودم, وسیله ای برای اتصال شبکه های مختلف از راه خطوط گوناگون مخابراتی به یکدیگر، و تبدیل و فرستادن ا ...
�پیوندار�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی مودم, وسیله ای برای اتصال شبکه های مختلف از راه خطوط گوناگون مخابراتی به یکدیگر، و تبدیل و فرستادن ا ...
مادی
کیانی.
جسمانی
�امواج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی امواج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �امواج�، که معنای �امواجِ پرتویی� می دهد. ساخ ...
�موج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی موج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �موج�، که معنای �موجِ پرتویی� می دهد. ساخته شده ب ...
�امواج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی امواج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �موج�، که معنای �موجِ پرتویی� می دهد. ساخته ش ...
�امواج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی امواج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �موج�، که معنای �موجِ پرتویی� می دهد. ساخته ش ...
�امواج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی امواج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �موج�، که معنای �موجِ پرتویی� می دهد. ساخته شد ...
�امواج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی امواج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �موج�، که معنای �موجِ پرتویی� می دهد. ساخته ش ...
�امواج پرتوجی�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی امواج رادیویی؛ برآمده از ترکیب دو واژهٔ �پرتو� با �موج�، که معنای �موجِ پرتویی� می دهد. ساخته ش ...
�سریه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی سریال.
�رخشمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی الکترون. الکترون ساخته شده از دو بخش الکتریک و ون، به معنای برق زن. اما رخشمایه از دو بخش فارسی �ر ...
�شمارگون�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی دیجیتال.
�شمارگون�/ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی دیجیتال.
دیجیتال.
�عملگر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اپراتور.
�ریزمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوارک.
�ریزمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کوارک.
�پادمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پوزیترون، دقیقا با همان بارمعنایی و همراه معنای ذرهٔ تشکیل دهنده بودن.
�پادمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پوزیترون، دقیقا با همان بارمعنایی و همراه معنای ذرهٔ تشکیل دهنده بودن.
�بی بارمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی نوترون؛ دقیقا با همان بارمعنایی و همراه معنای ذرهٔ تشکیل دهنده بودن.
�بی بارمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی نوترون، دقیقا با همان بارمعنایی و همراه معنای ذرهٔ تشکیل دهنده بودن.
�رخشمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی الکترون. الکترون ساخته شده از دو بخش الکتریک و ون، به معنای برق زن. اما رخشمایه از دو بخش فارسی �ر ...
microminiaturization
ریزسازه سازی
�رانچرخه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی انگارهٔ موتورسیکلت.
�رانچرخ�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی انگارهٔ موتورسیکلت.
�وانبر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی وانت؛ براساس تغییر محتوایی �وان� فارسی به معنای محفظهٔ آب، و چرخشش به هر نوع محفظه ای – به علاوهٔ پسوند ...
�وانبر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی وانت؛ براساس تغییر محتوایی �وان� فارسی به معنای محفظهٔ آب، و چرخشش به هر نوع محفظه ای – به علاوهٔ پسوند ...
�سنگین بر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی کامیون.
�کلانبر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اتوبوس.
گرانبر.
�کلانبر�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی اتوبوس.
�دلیجان�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی واگن. براساس بازریشهٔ - فارسی سازی دلیجان فرانسوی، با ریشه شناسی زیبای: وسیله ای که در دلش، جانی جای د ...
�دلیجان�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی واگن. براساس بازریشهٔ - فارسی سازی دلیجان فرانسوی، با ریشه شناسی زیبای: وسیله ای که در دلش، جانی جای د ...
فارسی سازی این واژهٔ فرانسوی، بسار زیبا خواهد شد؛ یعنی چیزی که در دلش، جانی جای دارد. حتما این بازریشهٔ - فارسی سازی، پیشنهاد می شود. و سپس می توا ...
�گورخیز�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی زامبی، همانطور که دراکولا با خون آشام جایگزین شد.
�تنمایه�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی پروتئین.
�فرابین�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی تلسکوپ.
�فرابین�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی تلسکوپ.
�سرپوش�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی هدست.
�سرپوش�/ واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای جایگزینی هدست.