ترجمه‌های سلمان پناهی (١٠)

بازدید
٣٤٢
تاریخ
٣ هفته پیش
متن
A sense of doom hung over the entire country.
دیدگاه
٠

حس عاقبتی شوم ( وقوع فاجعه ) بر کل کشور سایه افکنده بود.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The recession spelled doom for many small businesses.
دیدگاه
٠

رکود اقتصادی منجر به ورشکستگی بسیاری از کسب وکارهای کوچک شد

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The prophets of doom who said television would kill off the book were wrong.
دیدگاه
٠

آن بیم دهندگانی که می گفتند تلویزیون کارِ کتاب را یکسره خواهد کرد، در اشتباه بودند.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
In spite of the prophets of doom, her business proved very successful.
دیدگاه
٠

برخلاف بیم دهندگان بدبین، کسب و کار او موفق از آب درآمد.

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
It isn't the crack of doom.
دیدگاه
٠

دنیا به آخر نرسیده / قیامت نشده [که]!

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The only way to banish the bogeyman was to look him in the eye without flinching.
دیدگاه
١

تنها راه برای دفع اون لولو خُرخُره این بود که بدون یکه خوردن ( از ترس ) صاف تو چشم هاش نگاه کنی.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
They used force to banish the natives from the more fertile land.
دیدگاه
١

آنها برای بیرون راندن بومیان از زمین های حاصلخیزتر به زور متوسل شدند.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
The wording may look innocuous, but it is of vital importance.
دیدگاه
٣

این نحوه بیان/انتخاب کلمات ممکن است به نظر بی قصد و غرض برسد، ولی حائز اهمیت بسیاری ست.

تاریخ
٦ سال پیش
متن
Innocuous movies like that put me to sleep.
دیدگاه
٤

فیلم های کِسِل کننده ای مثل این من را به خواب فرو می برند

تاریخ
٦ سال پیش
متن
There was an odor in the room, but it was innocuous.
دیدگاه
٣

یک بویی در اتاق می آمد، ولی تند و آزاردهنده نبود.

١