سروش نظیری

سروش نظیری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



بعضی١٧:٤٧ - ١٣٩٨/١٠/٢٦someگزارش
16 | 1
big١٥:٤٥ - ١٣٩٨/١٠/٢١بزرگ، باعظمتگزارش
37 | 0
SAD١٥:٤٤ - ١٣٩٨/١٠/٢١اندوهگین، ناراحت، غمگین، افسرده، پژمردهگزارش
34 | 1
boy١٢:٥٩ - ١٣٩٨/١٠/٢١پسر، پسر بچهگزارش
44 | 0
ball١٢:٥٧ - ١٣٩٨/١٠/٢١توپ، گلولهگزارش
32 | 0
cut٢٠:٠٣ - ١٣٩٨/١٠/٢٠بریدگی_قطع_برش_شکاف_زدن_چیدنگزارش
44 | 2
fish١٩:٥٩ - ١٣٩٨/١٠/٢٠ماهی_ماهیان_موجودات آبزیگزارش
39 | 1
monkey١٢:٤٢ - ١٣٩٨/١٠/٢٠A funny animal حیوانات بامزه، بازیگوش، شیطونگزارش
39 | 1
play١١:٤٢ - ١٣٩٨/١٠/١٩تفریح کردن_بازی کردن_نمایش دادنگزارش
55 | 1
conductor١٧:٠٩ - ١٣٩٨/١٠/١٨راهنمای نوازندگان_رهبر ارکسترگزارش
60 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



cut١٢:٥٢ - ١٣٩٨/١٠/٢١
• We were all surprised when she cut her hair very short.
ما خیلی تعجب کردیم وقتی او موهایش را خیلی کوتاه کرده بود!
21 | 0
cut١٢:٥٠ - ١٣٩٨/١٠/٢١
• She cut the string in two.
او نخ را به دو تکه تبدیل کرد.
23 | 1
cut١٢:٤٩ - ١٣٩٨/١٠/٢١
• We need to cut more wood for the fire.
ما نیاز به بریدن چوب های بیشتری برای آتش درست کردن داریم.
30 | 1
cut١٢:٤٦ - ١٣٩٨/١٠/٢١
• He took out the scissors and cut the fabric.
آن مرد قیچی را برداشت و پارچه را برید ( برش داد )
25 | 2
monkey١٢:٣٥ - ١٣٩٨/١٠/٢٠
• The monkey is hopping on the trees.
میمون در حال جست و خیز ( شیطنت ) کردن روی درختان است.
32 | 0
spend١٤:٥٣ - ١٣٩٨/١٠/١٩
• We spent most of our money on furniture.
ما بیشتر پولمان را خرج خرید وسایل ( اثاث ) خانه کردیم.
99 | 2
bother١٤:٤٨ - ١٣٩٨/١٠/١٩
• I hate to bother you, but can I ask you a question?
نمی خواهم که مزاحمتان بشوم اما می توانم از شما سوالی بپرسم؟
51 | 1
play١٧:٠٦ - ١٣٩٨/١٠/١٨
• the play of his mind
او در خیالش نقش بازی می کند
62 | 1