برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سروش نظیری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 some ١٣٩٨/١٠/٢٦
|

2 بزرگ،باعظمت ١٣٩٨/١٠/٢١
|

3 اندوهگین،ناراحت،غمگین،افسرده،پژمرده ١٣٩٨/١٠/٢١
|

4 پسر،پسر بچه ١٣٩٨/١٠/٢١
|

5 توپ،گلوله ١٣٩٨/١٠/٢١
|

6 بریدگی_قطع_برش_شکاف_زدن_چیدن ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

7 ماهی_ماهیان_موجودات آبزی ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

8 A funny animal ‌‌‌‌ حیوانات بامزه،بازیگوش،شیطون ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

9 تفریح کردن_بازی کردن_نمایش دادن ١٣٩٨/١٠/١٩
|

10 راهنمای نوازندگان_رهبر ارکستر ١٣٩٨/١٠/١٨
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 cut
• We were all surprised when she cut her hair very short.
• ما خیلی تعجب کردیم وقتی او موهایش را خیلی کوتاه کرده بود!
١٣٩٨/١٠/٢١
|

2 cut
• She cut the string in two.
• او نخ را به دو تکه تبدیل کرد.
١٣٩٨/١٠/٢١
|

3 cut
• We need to cut more wood for the fire.
• ما نیاز به بریدن چوب های بیشتری برای آتش درست کردن داریم.
١٣٩٨/١٠/٢١
|

4 cut
• He took out the scissors and cut the fabric.
• آن مرد قیچی را برداشت و پارچه را برید(برش داد)
١٣٩٨/١٠/٢١
|

5 monkey
• The monkey is hopping on the trees.
• میمون در حال جست و خیز (شیطنت)کردن روی درختان است.
١٣٩٨/١٠/٢٠
|

6 spend
• We spent most of our money on furniture.
• ما بیشتر پولمان را خرج خرید وسایل (اثاث)خانه کردیم.
١٣٩٨/١٠/١٩
|

7 bother
• I hate to bother you, but can I ask you a question?
• نمی خواهم که مزاحمتان بشوم اما می توانم از شما سوالی بپرسم؟
١٣٩٨/١٠/١٩
|

8 play
• the play of his mind
• او در خیالش نقش بازی می کند
١٣٩٨/١٠/١٨
|