پیشنهاد‌های محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٩,٢٥٨)

بازدید
٢٢,٩٤٢
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

معده - درازروده سنبی {اسم}: ایجاد آناستوموز بین معده و ایلئوم از طریق جراحی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تغذیه معدی ( اسم ) : وارد کردن غذا مستقیماً به درون معده از طریق لوله ای که از را سوراخی در دیواره معده ایجاد شده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

واریس معدی مروی ( اسم ) : عروق خونی بزرگ شده و پیچ خورده معده و مری

پیشنهاد
١

معده آماس نوزادی همه گیر {ا}: گاستروانتریت با شروع آهسته گستر که معمولاً توسط گونه های مختلف اشریشیا کلی ایجاد شده و پس از هفته اول زندگی بروز می کند ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هم دهانگی معده ( اسم ) : ایجاد یک گذرگاه بین دو کیسه معده از طریق جراحی برای تسکین وضعیتی که به عنوان معده ساعت شنی توصیف می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

= gastrin

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گاسترین| هورمون معدی {ا}: هورمونی که از سلول های انتهای تحتانی معده به داخل جریان خون ترشح و با حضور پروتئین تحریک می شود و به نوبه خود جریان اسید را ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

لوله معده {ا}: لوله ای برای وارد کردن غذا به درون معده و یا شستشوی معده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

برون مکشی معدی {ا}: ساکشن متناوب یا مداوم برای خالی نگه داشتن معده پس از عمل های جراحی شکمی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بخش بندی معده {ا}: ایجاد یک کیسه کوچک تر و یک استومای کوچک تر از طریق جراحی که گاهی اوقات در درمان چاقی مفرط انجام می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

آنفولانزای معدی {ا}: اصطلاحی که زمانی در مورد آنفولانزا استفاده می شود که علائم گوارشی معده غالب باشند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گاسر برداری ( اسم ) : برداشتن گانگلیون گاسری با جراحی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مسمومیت با گاز {ا}: مسمومیت ناشی از بلع و یا قرار گرفتن در معرض گاز

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

باسیل گارتنر| سالمونلا انتریتیدیس {ا} یک باکتری میله ای گرم منفی متحرک که به طور گسترده در حیوانات اهلی و وحشی ( به ویژه جوندگان ) و به صورت پراکنده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

= salmonella enteritidis

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

قانقاریای رگ بست زاد {ا}: گانگرنی که به دنبال قطع خون رسانی در اثر آمبولی ایجاد می شود.

پیشنهاد
١

قانقاریای تصلب شرایینی {ا}: گانگرن خشک اندام های انتهایی به دلیل نارسایی گردش خون انتهایی در بیماران مبتلا به تصلب شرایین

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

قانقاریا {ا}: مرگ و پوسیده شدن بافت یا قسمتی از بدن در نتیجه عمل باکتریایی ناشی از کاهش یا قطع خون رسانی است اما گاهی اوقات به دلیل آسیب مستقیم یا عف ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گانگلیوسید ( اسم ) : اصطلاح عمومی برای تعدادی از سربروزیدهای حاوی گالاکتوز که در بافت های سیستم عصبی مرکزی یافت می شوند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گره - عصب تود ( اسم ) : یک نئوپلاسم خوش خیم کپسول دار سفت که از فیبرهای عصبی و سلول های گانگلیونی تشکیل شده و اغلب با کانون های کلسیفیکاسیون همراه اس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

سلول گانگلیونی؛ نورونی که جسم سلول در خارج از مغز و نخاع، در آن قرار دارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گره کان تنده ( اسم ) : سلول رویانی که گانگلیون های مغزی نخاعی از آن ایجاد می شوند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیماری گامنا {ا}: بزرگ شدن تدریجی و پیشرونده طحال

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گاماگلوبولین رنجوری| ایمونوگلوبولین رنجوری ( اسم ) : اختلالی که با افزایش غیرطبیعی سطح گاما گلوبولین ها در خون مشخص شده و ممکن است در میلوما، ماکروگل ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

= immunoglobulinopathy

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

= immunoglobulinopathy

پیشنهاد
١

گاما گلوتامیل ترانس پپتیداز {اسم}: آنزیمی که عمدتاً در کلیه، کبد و پانکراس یافت می شود، اما به مقادیر کمتری در پروستات، غدد بزاقی، مغز و قلب نیز وجود ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گاما ای گلوبولین {ا}: ایمونوگلوبولین اصلی در اشک، بزاق، آغوز و مایع روده ای که حدود 10٪ از آنتی بادی های پلاسمای انسان را تشکیل می دهد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گاما آمینوبوتیریک اسید {ا}: یک اسید آمینه که در بافت مغز و همچنین در مخمر، گیاهان سبز و برخی باکتری ها یافت شده و به عنوان یک انتقال دهنده عصبی در نظ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تابش گاما {ا}: تابش از کبالت پرتوزا که برای جایگزینی اشعه ایکس در درمان بدخیمی ها و از دوزهای زیاد آن برای استریل کردن ابزارها و پانسمان ها استفاده م ...

پیشنهاد
١

پدیده گالوانیسم دندانی {ا}: پدیده ای که به هنگام استفاده از فلزات غیرمشابه در پر کردن دندان یا جایگزینی دندان های از دست رفته تجربه می شود و طی آن، ج ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

سطح رسانایی پوست {ا}: معیاری از رسانایی الکتریکی پوست که در درجه اول به وسیله پر شدگی مجاری عرق تعیین می شود و تحت تأثیر رسانایی لایه شاخی قرار دارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

پاسخ یا فعالیت برقی پوست {ا}: تغییر در خصوصیات الکتریکی پوست در اثر برانگیختگی عاطفی و استرس که می توان آن را با اعمال یک جریان کوچک و ارزیابی مقاومت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

سری کیسه صفرا {ا}: بررسی پرتونگارانه کیسه صفرا برای اهداف تشخیصی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

شیرسازی {ا}: تولید و ترشح شیر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گالاکتوکیناز {اسم}: آنزیمی که در متابولیسم گالاکتوز نقش دارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

شیرافزا {ا}: عاملی که جریان شیر را افزایش می دهد. ■ شیری ( صفت ) : مربوط به| شبیه شیر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گام برداری اردک وار {ا}: نوعی راه رفتن با تناوب بیش از حد حرکات جانبی تنه همراه با بالا رفتن قابل توجه هیپ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گام برداری تلوتلو خوران {ا}: راه رفتن تلوتلویی و نامطمئن، شبیه راه رفتن یک فرد مست

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

راه رفتن ضربه ای {ا}: نوعی راه رفتن که در آن، پاها از هم باز شده و اوج گرفته و به صورت ضربه ای پایین آورده می شوند، در حالی که نگاه فرد به زمین ثابت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گام برداری قیچی وار {ا}: نوعی راه رفتن که در آن، پاها به صورت ضربدری روی هم قرار می گیرند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گام برداری پارکینسونی {ا}: نوعی راه رفتن که در بیماران پارکینسونی دیده می شود؛ بدن سفت نگه داشته شده و سر به جلو خم می شود، در حالی که فرد قدم های کو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گام برداری تندپیما {ا}: نوعی راه رفتن که در بیماران مبتلا به فلج آژیتانس و سایر اختلالات عصبی دیده می شود و طی آن، فرد گام های کوتاه و به ت طور فزاین ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

شیار {ا}: چین یا شکن ( در آناتومی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

= umbilical cord

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

طنابی| بندیزه ای ( ص ) : مربوط به طناب اسپرماتیک یا بند ناف

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

قارچ مهار {ا}: ماده ای که رشد قارچ ها را مهار می کند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

قارچ مانند ( ص ) : شبیه قارچ ( از نظر شکل}

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ته بین ( اسم ) : وسیله ای برای معاینه ته چشم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کارکردگرا {ا}: فردی که به سهم بخش های مختلف یک جامعه در تأمین نیازهای آن و ضرورت نظم و ثبات اجتماعی در جامعه توجه دارد.