پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٩,٢٥٨)
= vegetative endocarditis
درون شامه آماس دریچه ای {ا}: اندوکاردیتی که یک یا چند دریچه قلب را تحت تأثیر قرار می دهد.
[rɪˈjuːm�tɪk ˌɛndoʊkɑːˈraɪtɪs] درون شامه آماس روماتیسمی {ا}: اندوکاردیت تب روماتیسمی که اغلب دریچه های قلب را درگیر می کند.
درون شامه آماس ضعفی {ا}: اندوکاردیتی که معمولاً با یک نئوپلاسم یا سایر بیماری های ناتوان کننده مرتبط است.
[məˈlɪɡnənt ˌɛndoʊkɑːˈraɪtɪs] درون شامه آماس بدخیم {ا}: اندوکاردیت حاد برق آسا که معمولاً با ترشح چرکی در جاهای دیگر بدن همراه است.
درون شامه آماس غیرباکتریایی {ا}: اندوکاردیتی که ناشی از ارگانیسم مهاجم نبوده و گاهی اوقات با لوپوس اریتماتوز همراه است.
لوله داخل نایژه ای {ا}: لوله ای دو مجرایی که می توان آن را برای تخلیه هوای ریه دیگر در جراحی قفسه سینه، وارد برونش یک ریه کرد. از این لوله همچنین می ...
بومی شدگی {ا}: یافت شدن یک بیماری به طور دائمی در بین مردم یک منطقه خاص
فشار پایان انبساط قلبی {ا}: فشار خون در بطن ها در پایان دیاستول
جسمک انتهایی {ا}: اصطلاحی است که برای توصیف انتهای اعصاب حسی خاص در برخی نواحی پوست یا غشای مخاطی به کار می رود.
پلاک برداری درون شریان تاجی {ا}: برداشتن ماده مسدودکننده از شریان کرونری با جراحی
[ˌɛnkɒndrəˈmoʊtəs] درون غضروف تود {ص}: مربوط به| دارای انکندروما
آنسفالوز ( اسم ) : هر گونه بیماری عضوی مغز
مغز پلشتی ( اسم ) : التهاب عفونی مغز
مغز سختی ( اسم ) : سفت شدگی مغز
خونریزی مغزی ( اسم ) : خونریزی از مغز یا درون آن
مغز - چرک فزونی ( اسم ) : آبسه یا التهاب یا چرکی مغز
مغزرنجوری ضربه ای {ا}: انسفالوپاتی که در بوکسورها و سایر افرادی که در معرض ضربه مداوم به سر هستند، رخ داده و با سردرد، گیجی، کند شدن فعالیت ذهنی و از ...
مغزرنجوری کم قندخونی {ا}: انسفالوپاتی ناشی از افت شدید قند خون ( مثلاً در ذخیره بیش از حد گلیکوژن یا اختلال در ترشح انسولین )
مغز رنجوری پرفشار خونی {ا}: انسفالوپاتی همراه با فشار خون بدخیم که با تشنج و کما مشخص می شود.
[vɜːnikəz ensefəlˈɒpəθi] مغزرنجوری ورنیکه یا الکلی {ا}: وضعیتی ناشی از کمبود ویتامین B، که اغلب افراد الکلی را تحت تاثیر قرار می دهد و در آن فرد دچار ...
= Wernicke's encephalopathy
مغز - نخاع رنجوری پسا عفونت {ا}: انسفالومیلوپاتی که به صورت ثانویه در پی بیماری های شایعی مانند اوریون، سرخک، آبله مرغان و آنفولانزا رخ می دهد.
مغز - نخاع آماس اسبی {ا}: انسفالومیلیت ویروسی که توسط کنه ها و پشه ها به اسب ها و انسان منتقل می شود.
مغز - پرده برونی ( اسم ) : بیرون زدگی غشاهای مغزی و جسم مغز از طریق نقصی در استخوان های جمجمه
مغز - پرده آماس ( اسم ) : التهاب مغز و پرده های آن
سرطان مغزسان| مغزتود {ا} تومور بدخیم مغز
مغزآماسی {ص}: مربوط به انسفالیت
مغزآماس پسا مایه کوبی{ا}: آنسفالیت حادی که گاهی اوقات پس از واکسیناسیون رخ می دهد.
مغزآماس پسا سرخجه {ا}: آنسفالیت ( اغلب کشنده ای ) که معمولاً ظرف چهار تا شش روز پس از بثورات پوستی شرخجه ایجاد شده و با افزایش ناگهانی تب و خواب آلود ...
مغزآماس تبخالی{ا}: آنسفالیت ناشی از ویروس هرپس سیمپلکس که معمولاً کشنده است.
مغز آماس منتشره حاد یا پسا عفونت {ا}: عفونت حاد دستگاه عصبی مرکزی در افرادی که از یک بیماری عفونی ( معمولاً ناشی از ویروس ) بهبود می یابند.
= postinfection encephalitis
مغز سستی ( اسم ) : خستگی ذهنی، به ویژه هنگامی که منشأ عاطفی داشته باشد.
[ɛnsəˈlaɪtɪs] درون شکم آماس ( اسم ) : التهاب در هر یک از اندام های شکمی
= hemoptysis
آمفیزمی {ص}: مربوط به| دچار آمفیزم
آمفیزم جلدی {ا}: وجود هوا یا گاز در بافت های همبند زیر پوست
آمفیزم زیر جلدی {ا}: وجود هوا یا گاز در بافت های زیر جلدی
آمفیزم تمام لپکی {ا}: آمفیزمی که تمام بخش های ریه را تحت تأثیر قرار داده، آلوئول ها آتروفی و بستر عروقی تخریب می شود.
= panlobular emphysema
آمفیزم انسدادی {ا}: اتساع بیش از حد ریه ناشی از انسداد نسبی مجاری هوایی که به هوا اجازه ورود به آلوئول ها را می دهد، اما در بازدم اختلال ایجاد می کند.
آمفیزم بینابینی ( اسم ) : وضعیتی که در آن، هوا به جای حرکت به داخل آلوئول ها، در بافت ریه محبوس می شود. این آمفیزم در سندرم زجر تنفسی نوزادان رخ می د ...
[ˌsɛntriˈ�sɪnər ˌɛmfɪˈsiːmə] آمفیزم سنتریاسینار یا مرکز لپکی ( اسم ) : آمفیزمی که عمدتاً برونشیول ها را ( به جای آلوئول ها ) تحت تأثیر قرار داده و ا ...
هوش هیجانی {ا}: اصطلاحی که توانایی درک، ارزیابی و تأثیرگذاری مثبت بر عواطف و احساسات خود و دیگران را توصیف می کند.
= menses
امیوسیتوز ( اسم ) : عبور ماده سلولی دانه دار از غشای سلولی. این واژه به ویژه در مورد گرانول های انسولین در سلول های جزایر لانگرهانس گفته می شود که به ...
[ˌɛmbriˈɒpəθi] رویان نژندی ( اسم ) : بیماری یا وضعیت غیرطبیعی ناشی از تداخل در رشد و نمو طبیعی رویان یا جنین که اگر در سه ماه اول رخ دهد، جدی تر خوا ...
[ˈɛmbri. ɒtəmi] رویان زدایی ( اسم ) : از بین بردن عمدی جنین یا رویان در رحم، به منظور سقط یا زمانی که زایمان غیرممکن باشد.
elephantoid [ˌɛlɪˈf�n. tɔɪd] elephantiasic elephantiasic [] فیل سان {ص}: مربوط به| دچار فیل سانی