مدال‌های محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف)

بازدید
١٠,٤٢٨
امتیاز کل
٥٥٢,٣٢٩
کل مدال ها
٢٣,٢٠٨
طلا
٦٠٦
نقره
١٤,٦٩٤
برنز
٧,٩٠٨
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you pay your money and you take your chance: [ضرب المثل] هر چقدر پول بدی، همون ق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you want something done right do it yourself: [ضرب المثل] کس نخارد پشت من جز ناخن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you want something done right do it yourself: [ضرب المثل] کس نخارد پشت من جز ناخن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am scrapping the bottom of the barrel: [ضرب المثل] کفگیرم به ته دیگ خورده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i am scrapping the bottom of the barrel: [ضرب المثل] کفگیرم به ته دیگ خورده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
see no evil hear no evil speak no evil: [ضرب المثل] شتر دیدی، ندیدی ( به رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you must lie on the bed you have made: [ضرب المثل] خود کرده را تدبیر نیست ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are a backseat driver: [ضرب المثل] کنار گود نشستی می گی لن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you are a backseat driver: [ضرب المثل] کنار گود نشستی می گی لن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you may know by a handful the whole sack: [ضرب المثل] مشت نمونه ی خرواره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you may know by a handful the whole sack: [ضرب المثل] مشت نمونه ی خرواره
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can’t dance at two weddings: [ضرب المثل] نمی تونی با یه دست دو ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can’t dance at two weddings: [ضرب المثل] نمی تونی با یه دست دو ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you must grin and bear it: [ضرب المثل] باید بسوزی و بسازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you must grin and bear it: [ضرب المثل] باید بسوزی و بسازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can’t mend a broken egg: [ضرب المثل] آبی که ریخته رو نمی تون ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
your wish is my command: [ضرب المثل] از تو به یک اشارت، از م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
slow and steady wins the race: [ضرب المثل] ( رهرو آن نیست که گه تن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slow and steady wins the race: [ضرب المثل] ( رهرو آن نیست که گه تن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one swallow doesn’t make summer: [ضرب المثل] با یه گل بهار نمیشه!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
one swallow doesn’t make summer: [ضرب المثل] با یه گل بهار نمیشه!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mitgehen: [پزشگی] میتگهن: شکلی افراطی از میت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mitgehen: [پزشگی] میتگهن: شکلی افراطی از میت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mitmachen: ( روانپزشکی ) میتماخن، میتماچن: حال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mitmachen: ( روانپزشکی ) میتماخن، میتماچن: حال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gegenhalten: گگنهالتن: مقاومت در برابر حرکت غیرف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gegenhalten: گگنهالتن: مقاومت در برابر حرکت غیرف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
combativeness: [روانپزشکی] تهاجم، پرخاشگری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
combativeness: [روانپزشکی] تهاجم، پرخاشگری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
menarche: [پزشکی] قاعدگی نخست: شروع دوره های ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
menopause: [پزشکی] یائسگی: قطع و توقف دوره های ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
melanosome: [پزشکی] ملانوزوم: جسم سلولی کوچکی ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
meningocele: [پزشکی] مننگوسل: فتق ( بیرون زدگی ) ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
menostasis: [پزشکی] قطع جریان خون قاعدگی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
menostaxis: [پزشکی] خونریزی بیش از حد قاعدگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
menostaxis: [پزشکی] خونریزی بیش از حد قاعدگی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
meninges: [پزشکی] مننژ، شامه ها، پرده های مغز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
meninges: [پزشکی] مننژ، شامه ها، پرده های مغز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
menses: [پزشکی] قاعدگی = menstruation
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
menses: [پزشکی] قاعدگی = menstruation
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
menstruation: [پزشکی] حیض، قاعدگی: دفع دوره ای خو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mesencephalon: [پزشکی] مزانسفال، میان مغز: قسمتی ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
metaplasia: [پزشکی] متاپلازی: تغییر غیرطبیعی در ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
metatarsal: [پزشکی] کف پایی: مربوط به متاتارس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
metacarpal: [پزشکی] کف دستی: مربوط به استخوان ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
metapsychology: [روانپزشکی] فراروانشناسی: ماوراء رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
metacarpus: [پزشکی] متاکارپ: استخوان های تشکیل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
metacarpus: [پزشکی] متاکارپ: استخوان های تشکیل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
metatarsus: [پزشکی] متاتارس: قسمتی از پا بین مچ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
metatarsus: [پزشکی] متاتارس: قسمتی از پا بین مچ ...
٢ سال پیش