مدال‌های محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف)

بازدید
١٠,٤١٣
امتیاز کل
٥٥٢,٣٢٩
کل مدال ها
٢٣,٢٠٨
طلا
٦٠٦
نقره
١٤,٦٩٤
برنز
٧,٩٠٨
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vaccination: [پزشکی] مایه کوبی، واکسیناسیون: ایج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vagotomy: [پزشکی] واگ بری: برش عصب واگ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
vaginometer: [پزشکی] مهبل سنج: وسیله ای اندازه گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vaginometer: [پزشکی] مهبل سنج: وسیله ای اندازه گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
vagus: [پزشکی] عصب واگ: دهمین عصب جمجمه ای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
vagus: [پزشکی] عصب واگ: دهمین عصب جمجمه ای
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ulerythema: [پزشکی] جوشگاه همراه با قرمزی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ulerythema: [پزشکی] جوشگاه همراه با قرمزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ulotomy: [پزشکی] لثه بری: برش لثه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ulotomy: [پزشکی] لثه بری: برش لثه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ulcer: [پزشکی] زخم: ضایعه ای در پوست یا غش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ulnar: [پزشکی] اولنار: مربوط به استخوان دا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ultraviolet: [فیزیک] فرابنفش: ماوراء انتهای بنفش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ulna: [پزشکی] زندزیرین: استخوان داخلی ساع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
umbilical: [پزشکی] نافی: مربوط به ناف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
umbilical cord: [پزشکی] بندناف: ساختاری که جنین راب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unconsciousness: [پزشکی] ناهوشیاری، ناخودآگاهی، بی ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unconscious: [پزشکی] ناخودآگاه، ناهوشیار، بی هوش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ungual: [پزشکی] ناخنی: مربوط به ناخن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ungual: [پزشکی] ناخنی: مربوط به ناخن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
urochezia: [پزشکی] دفع ادرار همراه با مدفوع ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urochezia: [پزشکی] دفع ادرار همراه با مدفوع ( ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urodynia: [پزشکی] میزدرد: درد در هنگام ادرار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ureterostenosis: [پزشکی] تنگی حالب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urethra: [پزشکی] میزراه، پیشابراه: لوله ای ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
urinary bladder: [پزشکی] مثانه: عضو دخیره کننده ی اد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urinary bladder: [پزشکی] مثانه: عضو دخیره کننده ی اد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
uterus: [پزشکی] زهدان، رحم: عضوی که تخم بار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
urethrotome: [پزشکی] میزراه بُر: وسیله ی برش پیش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
urethrotome: [پزشکی] میزراه بُر: وسیله ی برش پیش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
urinary tract: [پزشکی] دستگاه ادراری: دستگاه دفع م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
uvulotome: [پزشکی] ملازه بر: وسیله ای برای برش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
uvula: [پزشکی] انگوره، ملازه، زبان کوچک: ت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
uveal: [پزشکی] مربوط به یوه آ ( ی چشم )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
uvea: [پزشکی] یوه آ : لایه ی میانی و عروق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fall seven times and stand up eight: [ضرب المثل] هفت بار زمین بخور اما ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall seven times and stand up eight: [ضرب المثل] هفت بار زمین بخور اما ه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eyes always tell the truth: [ضرب المثل] چشم ها همیشه حقیقت را م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
eyes always tell the truth: [ضرب المثل] چشم ها همیشه حقیقت را م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nothing in the world smells as good as the person you love: [ضرب المثل] هیچ چیز در جهان به خوبی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nothing in the world smells as good as the person you love: [ضرب المثل] هیچ چیز در جهان به خوبی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can’t have it both ways: [ضرب المثل] نمیتونی دوتاش رو بخوای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can’t have it both ways: [ضرب المثل] نمیتونی دوتاش رو بخوای
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strike while the iron is hot: [ضرب المثل] تا تنور داغه باید نون ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can’t have your cake and eat it too: [ضرب المثل] نمیتونی هم کیکت رو بخور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can’t have your cake and eat it too: [ضرب المثل] نمیتونی هم کیکت رو بخور ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can’t judge a book by its cover: [ضرب المثل] از روی جلد کتاب نمیشه د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can’t judge a book by its cover: [ضرب المثل] از روی جلد کتاب نمیشه د ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you never know what you’ve got till it’s gone: [ضرب المثل] هیچ وقت نمیدونی چی داری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you never know what you’ve got till it’s gone: [ضرب المثل] هیچ وقت نمیدونی چی داری ...
٢ سال پیش