نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
heir: با سلام اشتباه تایپی در واژه نامه و ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
raison d'etat: مصالح دولت مصالح کشور به انگلیسی r ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
back burner: به تعویق انداختن، به آینده موکول کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fairly: کم و بیش بیش و کم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
one way: برگشت ناپذیر
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ذؤابه: مویی که یهودیان از دو طرف سرشان آوی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
overshadowed: تحت الشعاع تحت تأثیر متأثر از زیر س ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cowing: تهدید کردن ارعاب ترساندن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
patronizing: خودپسندانه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
belief system: نظام اعتقادی جهان بینی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
discernable: معنادار، چشمگیر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
medieval: قرون وسطی دوره ای است در تاریخ اروپ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disputation: مجادله بگو مگو
٢ سال پیش
نوع مدال

انتخاب عکس پروفایل

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ١٠٠ رای

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
north: گاهی به معنای �بیش از، بالاتر از، ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
serviceman: ارتشی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
serviceman: ارتشی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stake: سهام
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
everything: هر آن چه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tanker aircraft: هواپیمای سوخت رسان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
almost certain: کم وبیش قطعاً
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
persianist: ایرانشناس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
walk all over me: مترادف با exploit، abuse سوار بر کس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
conflicting: متعارض
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
angle: چشم انداز، نقطه نظر، دیدگاه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
disorientating: گیج کننده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
disorientating: گیج کننده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
withheld: مترادف با hide پنهان کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
toward: در قبال
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
start: کلید زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mystified: مبهوت، متعجب، گیج و منگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
mystified: مبهوت، متعجب، گیج و منگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
vocalise: بیان کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blame game: اتهام زنی، اتهام زنی متقابل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blame game: اتهام زنی، اتهام زنی متقابل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blame game: سرزنش کردن متقابل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
doubly: به ویژه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
doubly: به ویژه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reticence: خودداری، پرهیز، مقاومت restraint
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
back burner: به تعویق انداختن، به آینده موکول کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
back burner: به تعویق انداختن، به آینده موکول کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
marching: الزام آور، به زور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
entire: کلیّت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
consolidate: استوار ساختن
٢ سال پیش
١