محمد شاهد

محمد شاهد Shahed

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



possession١٦:٢٤ - ١٤٠٠/٠٧/٠٢تسخیر ( توسط شیطان یا روح )گزارش
2 | 1
karen١٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠٦/١١Karen is a pejorative term for a white woman seeming to be entitled or demanding beyond the scope of what is normal. The term also refers to memes de ... گزارش
0 | 0
occur٠١:٠٤ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠occur adverb/preposition = to exist or be found somewhere e. g : Sugar occurs naturally in fruitگزارش
2 | 1
in depth١٨:٤٧ - ١٣٩٨/١٢/٢٦جامع - دقیق و کامل exhaustiveگزارش
9 | 0
demarcated٠١:٣١ - ١٣٩٨/١٢/١٨مرز بندی شدهگزارش
5 | 0
footage١٣:٥٦ - ١٣٩٨/١٠/٢٦فیلم خام - فیلم بدون تدوینگزارش
103 | 1
bring out the best in somebody٠١:٣٨ - ١٣٩٨/١٠/٢٦موجب شکوفایی، تشویق یا تقویت بهترین ویژگی های کسی شدن - کسی را به رفتار خوب برانگیختنگزارش
94 | 0
forum٢٢:٣٣ - ١٣٩٨/١٠/٢٥اجماعگزارش
7 | 1
dead set against٢٣:٠٢ - ١٣٩٨/١٠/٢٠مخالف پروپاقرص - مخالف درجه یکگزارش
16 | 0
put on a burst of speed٢٣:٣٠ - ١٣٩٨/٠٧/٢٢ناگهان افزایش سرعت دادنگزارش
5 | 0
resettle٠٠:٠٣ - ١٣٩٨/٠٧/٠٨اسکان مجددگزارش
14 | 0
hooliganism٢١:٣٢ - ١٣٩٨/٠٣/١٢لات بازیگزارش
28 | 0
the defence١٣:٣٣ - ١٣٩٨/٠٣/٠٨وکیل مدافعگزارش
37 | 0
correctional facility١١:٤٢ - ١٣٩٨/٠٢/٢٢مرکز بازپروری ، دار تادیبگزارش
30 | 0
under the weather١١:٣٦ - ١٣٩٨/٠٢/٢٢ناخوش احوالگزارش
34 | 1
pre owned١٠:٥٩ - ١٣٩٨/٠٢/٢٢دست دومگزارش
16 | 0
is that so٠٠:٠١ - ١٣٩٧/٠٩/٠٣که اینطور؟گزارش
44 | 1
tlc١٣:٢٤ - ١٣٩٧/٠٦/٢٠مراقبت توام با عشقگزارش
9 | 0
no such luck١٦:٣٩ - ١٣٩٧/٠٥/٠٧همچین شانسی نداریم - به ما نیومدهگزارش
90 | 1
stick٢٣:١٥ - ١٣٩٧/٠٥/٠٤انتقاد ( give somebody/get ( some ) stick )گزارش
46 | 4
what a nerve٢١:١٦ - ١٣٩٧/٠٥/٠٤چه پررو! ، چه گستاخ! ( what a cheek )گزارش
67 | 0
for the time being١٦:٤١ - ١٣٩٧/٠٥/٠٣در حال حاضرگزارش
103 | 3
talk up١٧:٣٢ - ١٣٩٧/٠٤/٣٠( اغراق آمیز ) بیان کردن ، حرف زدن یا جلوه نمودنگزارش
51 | 0
knock on effect٢٠:٠٩ - ١٣٩٧/٠٤/٢٩اثر سلسله وار - یک سری تاثیراتگزارش
78 | 0
pet hate١٤:٤٣ - ١٣٩٧/٠٤/٢٧چیزی که شدیدا ازش بدتون میاد چونکه آزارتون میده. ( آمریکایی : pet peeve )گزارش
23 | 0
snap up١٢:٠٧ - ١٣٩٧/٠٤/٢٣grab, snaffleگزارش
12 | 0
think of٢٣:٤٣ - ١٣٩٧/٠٤/٢٠یاد آوردن ( remember )گزارش
62 | 2
dazed١٠:٤٨ - ١٣٩٧/٠٤/٠٥بهت زدهگزارش
34 | 1
get hold of١١:٢١ - ١٣٩٧/٠٣/٠٩تماس گرفتن - تماس یافتنگزارش
67 | 1
accident prone١٣:٣٦ - ١٣٩٧/٠٢/١٦حادثه خیزگزارش
25 | 0
cliquey١٢:٥٧ - ١٣٩٧/٠٢/١٢باند بازگزارش
48 | 0
liven up٢٢:٣١ - ١٣٩٧/٠٢/١١1. هیجان انگیزتر شدن - هیجان انگیزتر کردن یک رویداد 2. جذابتر کردن ظاهر، طعم و مزه و غیره چیزی 3. بیشتر علاقمند یا هیجان زده شدن یا این احساسات را در ... گزارش
143 | 0
state of siege١٧:٣١ - ١٣٩٧/٠٢/١١حکومت نظامیگزارش
18 | 0
cut back٢٢:٣٢ - ١٣٩٧/٠٢/١٠هرس کردنگزارش
28 | 1
splash out٢٢:١٧ - ١٣٩٧/٠٢/٠٩to spend a lot of money on somethingگزارش
115 | 2
give away١١:١٣ - ١٣٩٧/٠٢/٠٩to lose in a game or competition by doing something badly or making mistakesگزارش
41 | 1
louver١٩:٤٩ - ١٣٩٧/٠١/٢٠blind ( برای روشنایی )گزارش
5 | 0