Samaneh Mahmoodi

Samaneh Mahmoodi .

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



honor doctor٠١:٥٢ - ١٤٠١/٠٥/٢٢دکترای افتخاریگزارش
0 | 0
meal card٠١:٥٠ - ١٤٠١/٠٥/٢٢کارت غذاگزارش
0 | 0
sleep up٠١:٢٩ - ١٤٠١/٠٥/٢٢خوب خابیدی؟؟گزارش
0 | 0
cook up٠٠:٢٧ - ١٤٠١/٠٤/٢٢تدارک دیدنگزارش
0 | 0
burn in hell٢٣:٥٧ - ١٤٠١/٠٤/١٥بر و ب جهنمگزارش
0 | 0
sacco١٥:٠٤ - ١٤٠١/٠٣/٢٣برندی برای شلوار جینگزارش
2 | 0
family drama٠١:٥١ - ١٤٠١/٠٣/١٩مشکل خانوادگیگزارش
2 | 0
very good mood٠٣:٠٠ - ١٤٠١/٠٣/١٤کبکت خروس میخونهگزارش
2 | 0
spoken for٠١:١٥ - ١٤٠١/٠٣/١١تعهد داشتنگزارش
2 | 0
sharp tongued٠١:١٨ - ١٤٠١/٠٣/٠٩تند زبونگزارش
2 | 0
discharge paper٠٠:٠٥ - ١٤٠١/٠٣/٠٨برگه مرخصیگزارش
2 | 0
guarding angel٠١:١٥ - ١٤٠١/٠٣/٠٥فرشته نگهبانگزارش
2 | 0
cough blood٠١:٠٥ - ١٤٠١/٠٣/٠٥خون سرفه کردنگزارش
0 | 0
guest of honour٢٢:٤٦ - ١٤٠١/٠٣/٠٤مهمان افتخاریگزارش
0 | 1
not with you٢٢:٠٥ - ١٤٠١/٠٢/٢٥مخصوصا ب توگزارش
0 | 0
it looks so cute together٢٣:١٠ - ١٤٠١/٠٢/١٧بهم میانگزارش
0 | 0
number١٥:٥٠ - ١٤٠١/٠٢/٠٧لباسگزارش
5 | 1
hilarious١٥:٥٧ - ١٤٠١/٠٢/٠٧scream, , خنده دارگزارش
0 | 0
rolling in it١٥:٥٤ - ١٤٠١/٠٢/٠٧rich, پولدارگزارش
2 | 0
number١٥:٥٠ - ١٤٠١/٠٢/٠٧آدم جذابگزارش
5 | 1
get a load١٥:٤٣ - ١٤٠١/٠٢/٠٧observe, check out,گزارش
0 | 1
joint١٥:٤١ - ١٤٠١/٠٢/٠٧place, spot, جا، محلگزارش
2 | 0
hold it down١٥:٣٦ - ١٤٠١/٠٢/٠٧be quietگزارش
0 | 0
have one's name on something١٥:٣٥ - ١٤٠١/٠٢/٠٧برای کسی ساختع شدن، ، that skirt has my name on it, , اون دامن انگار برا من دوختع شدع ( فیت بودن )گزارش
0 | 0
get going١٥:٣٢ - ١٤٠١/٠٢/٠٧leave, take off, split , , ,گزارش
0 | 0
fork out١٥:٢٨ - ١٤٠١/٠٢/٠٧pay, پرداخت کردنگزارش
2 | 1
brother١٥:٠٥ - ١٤٠١/٠٢/٠٧حرف تعجب هم معنی میدع، باور نمیکنم!!!گزارش
2 | 0
a lot١٥:٠٢ - ١٤٠١/٠٢/٠٣bunch, pile مترادفاش نگزارش
0 | 1
big time١٤:٥٧ - ١٤٠١/٠٢/٠٣۱_مشهور، ۲_بالاترین سطحگزارش
12 | 0
renown١٤:٥٤ - ١٤٠١/٠٢/٠٣مترادفش، big timeگزارش
0 | 1
stuff٠٢:٢٠ - ١٤٠١/٠٢/٠٣1_ آشغال ( در مورد غذا ) 2 - کالا 3 - وسایل شخصی 4 - چرندیاتگزارش
2 | 0
scarf out٠٢:١٦ - ١٤٠١/٠٢/٠٣pig out, pork out, ::::: synonym زیاد خوردنگزارش
0 | 0
casual٠٢:١٠ - ١٤٠١/٠٢/٠٢Relax, laid backگزارش
0 | 0
going green١١:٢٣ - ١٤٠٠/١٢/٢١استفاده از راهکارهایی برای حفاظت از محیط زیستگزارش
12 | 1
by١١:٣٠ - ١٤٠٠/١٢/٠٩با روزهای هفته میتونه بیاد. . . By friday. . . تا جمعهگزارش
0 | 0
stone١٤:٥٩ - ١٤٠٠/١١/٢٣Broke/stone: بی پولگزارش
0 | 1
trash someone٢٣:٤٩ - ١٤٠٠/١١/٢٢Criticizeگزارش
0 | 0
bucks٠٠:٠٠ - ١٤٠٠/١١/٢٣دلار، ب زبون عامیانهگزارش
30 | 0
get a kick out of٢٣:٤٩ - ١٤٠٠/١١/٢٢Enjoy . . . .گزارش
0 | 1
what a scream٢٣:٤٨ - ١٤٠٠/١١/٢٢چ خنده دار!!!گزارش
2 | 0
noise٠١:٤٨ - ١٤٠٠/١١/٢٢چرت و پرت، ، ، baloney هم معنیشه.گزارش
2 | 1
last straw٠١:٢٨ - ١٤٠٠/١١/٢٢Synonym: That did it. ب زبون خودمون، ب اینجام💁‍♀️ رسیدهگزارش
12 | 1
get around٠١:١٦ - ١٤٠٠/١١/٢٢۱. رفت و آمد کردن. ۲. جلوگیری کردن.گزارش
0 | 0
flake٠١:١٣ - ١٤٠٠/١١/٢٢ادم غیر قابل اعتماددگزارش
0 | 0
conk out٠٠:٥١ - ١٤٠٠/١١/٢٢خراب شدن/ خابیدن/ خسته شدنگزارش
2 | 0
depend on٠٠:٣٦ - ١٤٠٠/١١/٢٢Count on= depend on روی کسی و چیزی حساب کردن.گزارش
5 | 0
smash٠٠:١١ - ١٤٠٠/١١/٢٢تو سینما و فیلم، یعنی ی کار توپ و خفنگزارش
12 | 0
turkey٠٠:٠٩ - ١٤٠٠/١١/٢٢Bomb: synonym هر دو ب معنی ی کار نا موفق و بد تو صنعت فیلم و سینماست.گزارش
5 | 1
bomb٠٠:٠٧ - ١٤٠٠/١١/٢٢در مورد سینما و فیلم و. . . . ، یعنی ی کار ناموفق و بدگزارش
7 | 1
yuck٢١:٤١ - ١٤٠٠/١١/١٩Ew هم معنی ش هست، ک حرف ندا ان.گزارش
2 | 0