پیشنهادهای صمد توحیدی(شهرام) (٣,٥٥٧)
آنک بنگر که رستگار می باشی. آنک بنگر که پای کار می باشی. آنک بنگر که استوار می باشی. آنک بنگر که در چه کار می باشی. شهرام. ص
" برون کار. برون کار=برون کار. بیرون کار . بیرون کار=بیرون کار. بِران کار، بران کار=بران کار ":برانکارد.
بنگر به چهار شنبهء سوری اینک. شهرام . ص. . . . . . .
بنگر که جهان گنجی است راز آلوده است. ما نیز چو مستیم که خواب آلوده است. باید که به پیمود همه بادهء آن . ور نی به چو مستیم که شراب آلوده است. شهرا ...
" ریز ِ اندام های ساختای دانستی ":لیست اعضای هیئت علمی.
" کارِه های فراوان. کارِه های بسیار. کارِه های زیاد ":عوامل کثرت. کاره:عامل. کار:عمل.
" افزانش. افزانشی ":مکاثره.
" بسیارِبسیار. افزونِ افزون. بسیارِش بسیارش. افزونشِ افزونش. فراوانِ فراوان. فراوانشِ فراوانش. فرا فرا. فرای فرا ":کثرتِ کثرت.
مثار کثرت:" تخت افزونش. بسترِ افزونش. بستر بسیاری. بستر بسیارش. تخت فراوانی. بستر افزونی. بسترِ فرایش. جایِ افزای. بستر فراوانی. نهالی بسیارش و افزای ...
دیکشنری:" بِنوِیسِش . نویسش. نویسه. بنویسه. بنویسشه. بنویسشا. نویسا. نوشتا. نوشتان. نوشتک. نوشتینه. نوشتانه. نوشتای. بنوشتانه". dictionery.
دقت:"نازک. نازکش. نازکشی. نازکشیانه. نازکوار. نازکورانه. نازکور. نازکورز. نازکورزان. نازکورزانه. نازکورزین. نازکورزگیانه. نازکورزایانه گی وار ناکانه ...
تعریض. تعریضا:" تاخت. تاز. تاختش. تازش. تاختمان. تازمان. تاخت و تاز . تاخت و تازش. تاز و تاخت. تازشمان. تاختشمان. تاختشمان و تازشمان. تازشمان و تاختش ...
" تاریخ فقیهان و راویان ":تاریخ الفقهاء و الرواه. ( تاریخ دستوریان و خواندگان )
*پسند. پسند شدن. پسند افتادن. پسندش. پسند. پسندا. پسندند. پسندور. پسندورز. پسندگر. پسندمند. پسندانه. پسندگرانه. پسند وشانه. پسندوش. پسندوشی. پس ...
" کارکردِ نوشتن ":فاکتور نوشتن.
کیست. چیست. نیست. هست. بست. رست . مست را به واژگان همتای توانا نیست و . . . . افزود
" شناسهء نوشته ":معرفی کتاب. شناخت. شناختن. شناسایی. پی. پیزنی. پیبرد. پیبردن:معرفی.
" گزارش. گشایش. پیدایش ":تفسیر. " پیدایشِ قرآن ":پیدایش دریافت وپنداشت قرآن. " گزارش قرآن ":گزارش آنچه در قرآن هست. " پژوهش قرآن ":پژو هش ارزش های ...
" نوشتهء کار ":کتاب عمل.
" پدیدهء نوشتش ":آیهء کتابت.
" نوشتشِ گفته ":کتابتِ حدیث. " نوشتشِ خوانده ":کتابتِ روایت. خوانده:بخوانند ویا بخوانی.
اینکه من واژه پردازیهایم را نوشتش میکنم برای آسان و ساده خوانی آنهاست. نمونه را می آورم؛ " نوشتش ":کتابت.
" نیرویش توانش گرانشی. گرانش توانش نیرویش ":انرژی پتانسیل گرانشی. نیرویش توانمندی. نیرویش توان. نیرویش توانایی. نیرویش توانش. نیرو توان. توان ن ...
" نیرویشِ توانش. نیرویشِ توانشی ":انرژی پتانسیل. نیرویشی. نیرویشی. توانمند . توانمندی. توانشی. توان.
" ویژان برق و فناوری ":تخصصی برق و صنعتی.
" بَرقایشی ":الکترونیکی. " بَرقایِش ":الکترونیک.
" اندازه. اندازه گیری. انداز. اندازش. اندازشگری ":کالیبر. کالیبراسیون.
" آورش. آورد. آوردن. آوردا ":تولید.
" نمایهء نمادهای آبادیس ":فهرست پروفایل های آبادیس.
الگو. تندیس. پیکره:سمبل.
آشکارِ نهان. پیدای پنهان. روشن ناروشن.
" پیدا و ناپیدا ":ظاهر و باطن.
آشکار داری:حفظ ظاهر. نهان داری:حفظ باطن.
" اتحاد ":یگانگی. " اتفاق ":یکانگی. اتحاد :یگانگی. " اتفاق ":یکانگی. اتحاد واتفاق:" یگانگی و یکانگی ".
یکّه و تکّه. گسیخته و گسسته. پیوسته و نا پیوسته. پیوسته و نا پیوسته. پراکنده و ناپراکنده. دور از هم و نزدیک به هم. دورش و نزدیکش. یکّه و نایکّ ...
" نیاز و ابراز ":عرضه و تقاضا.
" تکریل. تکران. تکراه. تَکره. یکران. یکراه . تکایه. تَک تُر ":مونوریل.
تراموا:تراسیل=ترا=فرا . سیل=قطار >تراسیل. ترا دریافتِ؛ دیگر و دیگرا را هم دارد.
تل آویز=" تلاویز ">کابل کار :cable car. تل آویز=تلاویز. تِل به لری سیم را گویند.
" تلاویز ":کابل کار.
" فراز نورد. نوردفراز. فرازگر. فرازپیما. پیما نورد. نوردپیما. فرازرو. فرازران. فرازند. فرازنده. تورکوه. کوه تور. کوهان تور. تورکوهان ": تله کابین.
تلگراف:" دور نوشت ".
" دورنوشت ":تلگراف.
" کیستش ":احراز هویت.
کلاس آغاز شد. کلاس آغاز شده است. کلاسها آغاز شد. کلاسها آغاز شده است.
" پورمان. پوراندن. پورش. پورانش. پوردادن. پور بندی ":سیدبندی.
اعادهء معدوم:" بازگشتِ نبود . بازگردِ نبود. بازیافتِ نبود. باز خواهیِ نبود. باز ازنوِ نبود. بازانگیزِ نبود. بازنمودِ نبود. بازساختِ نبود. بازسازیِ نب ...
" فناور خوان شناسی . فناورخوان شناس. خواندفناورشناس. خواند فناورشناسی":تکنولژیست رادیولوژی.
" کِر خوانی. کِرخواند. خط خوانی. خط خوان ":رادیوگرافی.
داده یابی و نتیجه گیری. دستاورد یابی. داده گیری. دستاوردگیری. نتیجه یابی.