دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
سرود. شعر. چام. چامک. بیت ۱_سرود دانسته از سراینده. ۲_سرودبسته به سراینده. شعر؛ از او است. ۲_شاید از اوست.
زِم. زِمگه. زمگاه. جَم. جمعیت"گروه. گروهش. شمار. شمارش. انبوه. انبوهش. بسیاره. بسیارش. بسیاران. بسیارانش. بسیارانشی. بسیارانشیت. بسیاریتان. بسیارانه. ...
" کودتا نما ":شبه کودتا.
ید طولایی دارد : " دست دارد ".
" دست کم. دست زیاد. دستبالا. دست پایین. دستفرا. دست فرو. دست فرازین. دست فرودین. دست بیش. دست کم . دست بیشتر. دست کمتر. دست افزا. دست کما. دست بیشتری ...
جدیدترین ترجمهها
جدیدترین پرسشها
جدیدترین پاسخها
«طبیعی» به معنی وجود داشتن در طبیعت و نه به معنی معمولی، به نظرتون بهترین معادل فارسیش چی میشه ؟ مثلا توی «دانشِ طبیعی » به جای طبیعی چی خوبه ؟
کانش.کانش.کانشی.کانش.کانش.کانشی.طبیعت.کانش.کانش.کانشی.کانش.کانش.کانشی.طبیعت.طبیعی.
ضرب المثل معادل فارسی برای "Actions speak louder than words" چی میشه ؟
اصل و پایه در واژگان و لغتها نگاه و یافتش و جویایی در فرهنگ ها می باشد.
ضرب المثل معادل فارسی برای "Actions speak louder than words" چی میشه ؟
پند ها و اندرز ها وهمتای فارسی آنها.
زدنها باهم ،نمی باشند و نانماها بی هم ،می باشند.
تضادها باهم ، نمی باشند.باشند.متناقصها بی هم ،می باشند.