سعید ترابی

سعید ترابی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



competence١٢:٢٤ - ١٣٩٨/١٠/٠٢1. مهارت 2. حوزه اختیارات، اختیارگزارش
9 | 1
inverted٠٢:٠٦ - ١٣٩٨/١٠/٠٢معکوس، وارونهگزارش
2 | 0
sanitation٠١:٥٩ - ١٣٩٨/١٠/٠٢1. بهداشت 2. سیستم فاضلابگزارش
41 | 1
garrison٠١:٤٧ - ١٣٩٨/١٠/٠٢پادگان، سربازان درون پادگانگزارش
7 | 1
background١٨:٤٥ - ١٣٩٨/٠٩/٣٠1. پیشینه، ریشه ( خانواده، تحصیل، . . . ) ، سابقه، گذشته 2. زمینه 3. پیش زمینهگزارش
46 | 1
thematically١٧:٣٣ - ١٣٩٨/٠٩/٣٠موضوعاً مربوط به موضوعگزارش
12 | 1
prompt١٧:٢٦ - ١٣٩٨/٠٩/٣٠1. واداشتن، موجب شدن 2. فوری، بی درنگ 3. سروقت، به موقع 4. سرساعتگزارش
55 | 1
quality١٦:٠٦ - ١٣٩٨/٠٩/٣٠1. کیفیت 2. صفت، خصوصیت 3. مرغوبیت 4. خیلی خوب، مرغوبگزارش
44 | 1
sanctuary١٥:٠٩ - ١٣٩٨/٠٩/٣٠1. منطقه حفاظت شده 2. پناهگاه، پناه 3. جای مقدس در کلیساگزارش
34 | 0
dump١٤:٠٤ - ١٣٩٨/٠٩/٣٠1. خالی کردن 2. خلاص شدن از چیزی ( مثل دور ریختن زباله ) 3. به هم زدن یا تمام کردن یک رابطه 4. به قیمت ارزان فروختن 5. کپی کردن حافظه کامپیوترگزارش
25 | 1
discharge١٣:٣٣ - ١٣٩٨/٠٩/٣٠1. ترخیص، خلع 2. تخلیه 3. ترشح، چرک 4. تخلیه الکتریکی 5. انجام یا ادای دین ( وظیفه، بدهی . . . ) 6. شلیکگزارش
30 | 1
treatment١٢:٤٨ - ١٣٩٨/٠٩/٣٠1. معالجه 2. رفتار 3. برخورد 4. پالایش یا عمل آوریگزارش
25 | 0
disposal١١:٤٢ - ١٣٩٨/٠٩/٣٠1. خلاصی از چیزی مثل دور ریختن 2. در اختیار کسی 3. زباله خرد کن ( در زیر سینک ظرف شویی ) 4. فروش 5. خرجگزارش
46 | 1
leakage١٠:٤٦ - ١٣٩٨/٠٩/٣٠1. نشت 2. درز ( اطلاعات )گزارش
16 | 0
dump١٠:٣٩ - ١٣٩٨/٠٩/٣٠1. زباله دانی 2. انبار یا زاغه ( برای مهمات، غذا . . . در ارتش ) 3. ذخیره مهمات، غذا و . . . در ارتش 4. محل زندگی کثیف و زشت و نامرتب ( شاید مثل زبا ... گزارش
46 | 1
run off٠١:٣٧ - ١٣٩٨/٠٩/٣٠1. انتخابات دور دوم 2. روان آب ( جریان آب بالادست به پایین دست ) 3. فاضلاب حاصل از مواد شیمایی و فضولات حیوانیگزارش
34 | 1
breakdown٠١:٣٠ - ١٣٩٨/٠٩/٣٠1. شکست، خرابی، فروپاشی ( خانواده ) 2. تقسیم بندی، بخش بندی 3. به هم ریختگی یا اختلال عصبیگزارش
69 | 1
eat up٢٠:٢٢ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩تماما استفاده کردن یا مصرف کردنگزارش
5 | 1
hazard٢٠:١٩ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩خطر، ریسکگزارش
14 | 1
disparity٢٠:٠٣ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩ناهمخوانی، نابرابر، تفاوت، اختلاگزارش
18 | 1
loss١٨:٣٠ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩1. از دست دادن 2. ضرر 3. مرگ، تلفات ( جمع ) 4. غم فراغ یا دوری 5. ضرر یا خسارتگزارش
41 | 2
disadvantage١٨:١٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩اشکال، بدی، عیب، ضررگزارش
21 | 0
degradation١٧:٣٦ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩تخریب شده، بدتر شده، خراب شدهگزارش
7 | 0
fragmented١٧:٣١ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩متلاشی، خرد شده، شکسته، تکه تکهگزارش
5 | 0
unlicensed١٧:٢٣ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩بدون مجوزگزارش
5 | 1
rate١٤:٢٩ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩1. میزان، مقدار 2. مبلغ، نرخ 3. سرعتگزارش
44 | 1
ruined١٤:٠١ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩از بین رفته، ویران شدهگزارش
9 | 0
depressed١٣:٣٤ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩کساد شده، رکودگزارش
16 | 1