سعید ترابی

سعید ترابی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



something or other٢١:١٤ - ١٤٠٠/١١/٠٥یه چیزیگزارش
0 | 0
publicity٠٦:٢٧ - ١٤٠٠/٠٩/٣٠رسانه ای، رسانه ای شدنگزارش
5 | 0
first and last١٢:١٣ - ١٤٠٠/٠٩/٠٤اول و آخرگزارش
2 | 0
at first light١١:٠٩ - ١٤٠٠/٠٩/٠٣صبح اول وقتگزارش
5 | 0
first things first٢٢:٠٢ - ١٤٠٠/٠٩/٠٢اول از همه، قبل از هر چیزیگزارش
5 | 1
time of life١١:٥٤ - ١٤٠٠/٠٩/٠١به سن کسی ( مثلاً به سن من )گزارش
0 | 0
time was٢١:١١ - ١٤٠٠/٠٨/٣٠یک زمانی بود کهگزارش
0 | 0
at a time٠٧:٢٦ - ١٤٠٠/٠٨/٢٦چندتا چندتا ( مثلاً یکی یکی یا سه تا سه تا . . . ) هفته ها، ساعت ها، روزها . . .گزارش
9 | 0
time after time٠٤:٠١ - ١٤٠٠/٠٨/٢٦مرتبگزارش
2 | 0
in somebody’s shoes١٧:٢٣ - ١٤٠٠/٠٨/٢٥به جای کسیگزارش
2 | 0
if you know what١٨:٢٤ - ١٤٠٠/٠٨/١٨اگر عاقل باشیگزارش
0 | 0
restructure٢٣:٠٨ - ١٤٠٠/٠٨/١١از نو پایه ریزی کردن از نو ساختنگزارش
2 | 0
where to get off١٦:٠٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٠بهش بگو برود رد کارش یا پی کارشگزارش
2 | 0
lay down the law٢٠:٠١ - ١٤٠٠/٠٦/١٥امر و نهی کردنگزارش
0 | 1
out of the picture٢٠:٥٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩از گود بیرون گذاشتن از صحنه بیرون گذاشتنگزارش
2 | 0
awe١٧:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٩ارادت، احترامگزارش
5 | 1
incase١٣:٣٧ - ١٤٠٠/٠٣/١٩تا در صورتیکهگزارش
2 | 0
to say the least٢١:٣٣ - ١٤٠٠/٠٣/٠٢اگه کم گفته باشمگزارش
0 | 2
erratic١٩:٠٠ - ١٤٠٠/٠١/٣١بی اصول، نا منظم، آشفتهگزارش
7 | 1
stand somebody up٢٠:٢٣ - ١٣٩٩/١٢/٢٨قال گذاشتن کسیگزارش
5 | 0
stand to attention٢٢:٥٣ - ١٣٩٩/١٢/١٨خبردار ایستادنگزارش
7 | 0
furtive١٩:٤٦ - ١٣٩٩/١١/١١پنهانکاریگزارش
5 | 1
veteran١٣:٣٩ - ١٣٩٩/١٠/٣٠رزمنده کارکشته، کار آزمودهگزارش
5 | 0
tacit١٩:٠١ - ١٣٩٩/١٠/١٠بی سر و صدا.گزارش
5 | 1
appealing٠٠:٠٣ - ١٣٩٩/١٠/١٠یاری خواهانهگزارش
12 | 1
night work٢٣:٤١ - ١٣٩٩/١٠/٠٩شب کاری گزارش
0 | 0
distress٢١:٥٤ - ١٣٩٩/١٠/٠٩درماندگیگزارش
7 | 0
area١٨:٠٨ - ١٣٩٩/١٠/٠٩حوزه، حیطهگزارش
18 | 1
advantageous١٤:٤٢ - ١٣٩٩/١٠/٠٦سودآور، نافع، دارای نفع، نفع آورگزارش
7 | 0
catch someone's eyes٠٠:٢٧ - ١٣٩٩/٠٩/٢٢۱. ( چیزی ) چشم کسی را گرفتن ۲. چشم تو چشم شدنگزارش
0 | 0
break the rules٠٠:١٨ - ١٣٩٩/٠٩/٢٢سرپیچی کردن از قانونگزارش
5 | 0
commitment١٣:١٣ - ١٣٩٩/٠٩/١٩مسئولیت، وظیفهگزارش
14 | 1
arrangement٠٠:٥٢ - ١٣٩٩/٠٩/١٨اقداماتگزارش
34 | 1
counter١٩:١٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٧رد کردنگزارش
7 | 1
engross١٢:٣٣ - ١٣٩٩/٠٩/١٦جلب شدن توجه به چیزی، محو شدن در چیزیگزارش
9 | 1
movie trailer٠١:٢٧ - ١٣٩٩/٠٩/١٦پیش پرده فیلمگزارش
0 | 0
international cuisine٠١:١٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٦خوراک غیر وطنیگزارش
5 | 0
swallow your pride٢٠:٢٠ - ١٣٩٩/٠٩/١٥غرورت را زیر پا گذاشتنگزارش
5 | 1
give the baby up for adoption٢٢:٣٥ - ١٣٩٩/٠٩/١٤بچه رو به عنوان فرزند خوانده به شخص دیگری دادنگزارش
28 | 0
troubled٢١:٥٨ - ١٣٩٩/٠٩/١٤پر درد و سرگزارش
9 | 1
family tree٢١:٤٩ - ١٣٩٩/٠٩/١٤نمودار درختی خانوادهگزارش
12 | 1
highly١٠:١٠ - ١٣٩٩/٠٩/١٤خوب و تحسین برانگیزگزارش
7 | 0
blessing٠٩:٢٢ - ١٣٩٩/٠٩/١٤حمایتگزارش
14 | 1
barrage٠٩:١٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٤رگباریگزارش
2 | 0
arbitrary١١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٩/١٣بی حساب کتابگزارش
51 | 0
spur of the moment١١:٤١ - ١٣٩٩/٠٩/١٣یهویی، بدون برنامهگزارش
5 | 0
snap١١:٣٩ - ١٣٩٩/٠٩/١٣عجولانهگزارش
7 | 0
in depth١١:٣٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٣عمیقاًگزارش
2 | 1
wholeheartedly٢٢:١٠ - ١٣٩٩/٠٩/١٢با تمام وجودگزارش
21 | 0
unprecedented١١:٥٩ - ١٣٩٩/٠٩/١٢برای اولین بارگزارش
16 | 1