first things first


الاهم فی الاهم، کارها (یا چیزها)ی مهمتر اول، به ترتیب اهمیت

انگلیسی به انگلیسی

• most important things should be completed first

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• “I know we have a lot to do, but first things first – let’s check the budget. ”
می دونم کلی کار داریم، اما اولویت اول – بیا اول بودجه رو چک کنیم.
• “First things first: we need to make sure everyone is safe. ”
...
[مشاهده متن کامل]

اول از همه: باید مطمئن بشیم همه سالم هستن.
• “Before we get into the details, first things first – who’s in charge?”
قبل از اینکه بریم سر جزئیات، باتوجه به اولویت ها/ به ترتیب اولویت– مسئول کیست؟

آسیاب یه نوبت
همه چی به نوبت
آسیاب به نوبت
Let's focus on the most important thing or task first
مهم تر از همه . . . . .
قبل از هر چیز . . . .
هرچیزی سر وقت خودش
به نوبت. . .
به ترتیب همه رو انجام دادن
باتوجه به اولویت ها. . .
اول از همه
به معنای انجام کارخا بر اساس اولویت انها
( کار مهم رو اول انجام دادن )
قبل از هر چیزی
اول از همه ، نخست آنکه ، اولاً ، مهمتر از همه ( همه چیز ) آنکه .
- To set priority
To do things that are most important before - doing other things
به عبارتی:
اولویت بندی کارها و مسائل و انجام دادن اونها بر اساس درجه اهمیتشون
اول از همه، قبل از هر چیزی
اول مهمترین ها
اول موارد مهمتر
به نوبت
مهم تر از همه، پیش از هر چیز
همه چیز به نوبت
پیش از همه ، زودتر از همه
جلوتر از هر چیز ، قبل از هر چیز
آسیاب به نوبت
( =First come , First served )
به ترتیب اولویت
در اولویت اول. . . اول از همه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٠)