سعید ترابی

سعید ترابی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



undertake١٢:٢٤ - ١٣٩٨/١٢/٠٦1. انجام دادن، عهده دار شدن 2. قول دادنگزارش
53 | 0
mentor١٢:٠٨ - ١٣٩٨/١٢/٠٦مربی، راهنما راهبری کردن، راهنمایی کردنگزارش
18 | 0
insinuate١١:٣٢ - ١٣٩٨/١٢/٠٦1. اشاره کردن، گفتن 2. کم کم خود را جا کردن 3. داخل کردنگزارش
9 | 0
seniority١٠:٥٨ - ١٣٩٨/١٢/٠٦1. سابقه کار 2. ارشدیتگزارش
2 | 0
cultivated٢٠:٣٠ - ١٣٩٨/١٢/٠٥1. متمدن، بافرهنگ 2. زیر کشت 3. ( گیاه ) پرورشیگزارش
14 | 0
cultivated٢٠:٢٨ - ١٣٩٨/١٢/٠٥1. متمدن، بافرهنگ 2. ( گیاه ) پرورشیگزارش
14 | 0
partiality٢٠:٢٣ - ١٣٩٨/١٢/٠٥1. جانبداری، تبعیض 2. علاقه، دلبستگیگزارش
5 | 0
discrimination٢٠:١٩ - ١٣٩٨/١٢/٠٥1. تبعیض 2. تمییز گزارش
23 | 1
bias٢٠:٠٤ - ١٣٩٨/١٢/٠٥1. تبعیض، جانبداری 2. گرایش، تمایل 3. مورب گزارش
41 | 1
confer١٧:٠٩ - ١٣٩٨/١٢/٠٥1. مشورت کردن 2. اعطا کردن، دادنگزارش
48 | 0
enclosure١٤:١٨ - ١٣٩٨/١٢/٠٥1. محصور، محصورشدگی 2. حصار کشی 3. پیوست نامهگزارش
5 | 1
fertilize١٣:٢٤ - ١٣٩٨/١٢/٠٥1. بارور کردن، لقاح انجام دادن 2. کود دادن گزارش
7 | 0
generalize١٣:١٩ - ١٣٩٨/١٢/٠٥تعمیم دادن، عمومیت دادن، نتیجه کلی گرفتنگزارش
16 | 0
grudge٠٧:١٩ - ١٣٩٨/١٢/٠٥کینه با بی میلی انجام دادن یا دان حسادت ورزیدنگزارش
12 | 1
linen٠٧:٠٠ - ١٣٩٨/١٢/٠٥1. ملافه، رومیزی 2. پارچه کتان 3. لباس زیرگزارش
25 | 0
communal٠٦:٥١ - ١٣٩٨/١٢/٠٥مشترک، عمومی، همگانیگزارش
14 | 0
oriented٠٦:٣١ - ١٣٩٨/١٢/٠٥جهت گرفته، آرایشگرفته، . . . . گراگزارش
14 | 1
sustain٠٥:٥٤ - ١٣٩٨/١٢/٠٥1. حفظ کردن، نگه داشتن 2. متحمل شدن 3. زنده نگه داشتن، کافی بودن 4. قوت قلب دادن، نیرو دادن 5. تحمل کردن، نگه داشتن 6. حمایت کردنگزارش
120 | 1
texture٠٥:٤٠ - ١٣٩٨/١٢/٠٥بافت، ساختار، ویژگیگزارش
12 | 0
survey١٧:٥٢ - ١٣٩٨/١٢/٠٤اسم 1. نظرسنجی 2. نقشه برداری، پیمایش 3. بررسی ساختمان قبل خرید ( از نظر عیب و ایراد ) 4. بررسی، مطالعه فعل 1. نظرسنجی کردن 2. بررسی کردن 3. بررسی ... گزارش
62 | 1
cite١٦:٤٠ - ١٣٩٨/١٢/٠٤1. ذکر کردن، استناد کردن 2. احضار کردن به دادگاه 3. نام بردن، یاد کردن گزارش
39 | 1
scrutinize١٦:٢٩ - ١٣٩٨/١٢/٠٤موشکافی کردن، بدقت بررسی کردنگزارش
18 | 0
progression١٦:١٣ - ١٣٩٨/١٢/٠٤1. پیشرفت 2. متوالیگزارش
5 | 0
far from it٠٩:٤٥ - ١٣٩٨/١٢/٠٣برعکسگزارش
34 | 0
grave٢٠:٤٧ - ١٣٩٨/١٢/٠٢1. قبر 2. گور 1. وخیم، ناگوار، زیاد 2. وخیم، جدیگزارش
39 | 0
mount٢٠:١٢ - ١٣٩٨/١٢/٠٢فعل 1. تدارک دیدن، برپا کردن 2. زیاد شدن، افزایش یافتن 3. سوار شدن 4. بالا رفتن 5. نصب کردن 6. پریدن یک حیوان روی یک حیوان دیگر برای جفت گیری 7. قرار ... گزارش
85 | 0
electorate١٧:١٩ - ١٣٩٨/١٢/٠٢افراد دارای حق رایگزارش
9 | 0
concern١٧:١٤ - ١٣٩٨/١٢/٠٢اسم: 1. نگرانی 2. نگرانی، مهم 3. نگرانی 4. somebody’s concern مسئولیت 5. not somebody’s concern/none of somebody’s concern مهم نبودن 6. بیزینس، شرکت ... گزارش
74 | 1
somebody’s concern١٥:٤٥ - ١٣٩٨/١٢/٠٢مسئولیت کسی، به عهده کسیگزارش
2 | 0
concern yourself with something١٥:٣٩ - ١٣٩٨/١٢/٠٢درگیر کردن با چیزیگزارش
2 | 0
respondent٠٩:١٦ - ١٣٩٨/١١/٢٨1. پاسخ دهنده 2. متهمگزارش
14 | 1
favor٠٨:٢١ - ١٣٩٨/١١/٢٨اسم: 1. لطف 2. به نفع، طرفداری، حمایت 3. توجه، محبوبیت 4. in somebody’s favour به نفع 5. تبعیض 6. هدیه فعل: 1. ترجیح دادن 2. جانبداری کردن، تبعیض قا ... گزارش
103 | 1
withhold١٩:١٩ - ١٣٩٨/١١/٢٧امتناع کردن، خودداری کردنگزارش
14 | 0
retention١٩:٠٣ - ١٣٩٨/١١/٢٧حفظ، نگهداریگزارش
14 | 0
price٠٥:٠٨ - ١٣٩٨/١١/١٨1. قیمت 2. بها 3. half/full price نصف قیمت، قیمتش 5. at any price به هر قیمتی 7. put a price on something قیمت گذاشتن روی چیزی 8. What price fame/glo ... گزارش
12 | 1
moderately٠٣:٣٤ - ١٣٩٨/١١/١٨1. نسبتا 2. با اعتدال 3. moderately priced قیمت متعادلگزارش
25 | 1
outlet٠٣:٢٤ - ١٣٩٨/١١/١٨1. تخلیه 2. فروشگاه، محل عرضه کالا 3. پریز ( برق ) 4. مجرای خروجیگزارش
87 | 1
divergent٠٢:٣٤ - ١٣٩٨/١١/١٨متفاوت گزارش
14 | 1
drop٢٣:٤٩ - ١٣٩٨/١١/١٧1. افتادن، انداختن، رها کردن 2. افتادن 3. انداختن 4. سقوط کردن 5. پایین آوردن 6. بیرون انداختن 7. کنار گذاشتن، پایان دادن 8. پایان دادن به صحبت کردن ... گزارش
216 | 1
aggregate١٥:٥٣ - ١٣٩٨/١١/١٧1. مجموع، مجموعه 2. سنگدانه 3. کل 4. جمعا شدن، در مجموع برابر بودن 5. جمع کردن، گرد هم آوردنگزارش
30 | 1
overall٠١:٠٢ - ١٣٩٨/١١/١٧کلی، نهایی، در مجموع، کلا، به طور کلیگزارش
21 | 1
portfolio١٧:٥٣ - ١٣٩٨/١١/١٦1. کیف اسناد و مدارک 2. آلبوم کار 3. سبد سهام 4. مسئولیت های یک شخص در دولت 5. سبد پروژه ها یا محصولات یا خدماتگزارش
51 | 1
illicit١٧:٢٦ - ١٣٩٨/١١/١٦غیرقانونی، نامشروعگزارش
28 | 0
nursery١٦:٥٧ - ١٣٩٨/١١/١٦1. مهدکودک 2. گلخانه 3. محل نگهداری نوزادان تازه متولد شده در بیمارستان 4. محل نگهداری نوزاد در خانهگزارش
9 | 0
turnover١٦:٤٦ - ١٣٩٨/١١/١٦1. کارکرد 2. سرعت فروش 3. تغییر تعداد کارمندان گزارش
21 | 1
award١٨:٤٠ - ١٣٩٨/١١/١٥اسم: 1. جایزه 2. غرامت، اعطا، پاداش، افزایش ( حقوق ) فعل: 1. ( جایزه ) دادن 2. اعطا کردن، دادنگزارش
21 | 1
recognition١٥:٣٥ - ١٣٩٨/١١/١٥1. تشخیص 2. قدردانی 3. شناسایی 4. به رسمیت شناختن، به رسمیت شناسی 5. شناخته شدهگزارش
80 | 1
assignment١٤:١٥ - ١٣٩٨/١١/١٥1. ماموریت، کار محوله 2. تکلیف ( درسی ) 3. واگذاری 4. واگذاری، دادن معنی کلی: چیز محول شده یا واگذار شده به شماگزارش
74 | 1
away١٣:٥٤ - ١٣٩٨/١١/١٥1. کنار، دور 2. کنار 3. غایب 4. به فاصله 5. بعد 6. فاصله 7. کنار، جای دیگر 8. تمام شدن، از بین رفتن 9. پیوسته در حال 10. کل ( مثلا کل شب یا روز ) 11 ... گزارش
85 | 1
custom١٢:٤٥ - ١٣٩٨/١١/١٥اسم : 1. رسم، مرسوم، آداب و رسوم 2. عادت 3. customs گمرک 4. مشتری دائم صفت: سفارشی، به سفارش مشتریگزارش
71 | 1