سعید ترابی

سعید ترابی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



ailment١٩:٠٦ - ١٣٩٩/٠٩/٠٣ناخوشیگزارش
9 | 0
landslide١٦:١٩ - ١٣٩٩/٠٨/٣٠۱. پیروزی در انتخابات با اختلاف زیاد ۲. رانش زمینگزارش
5 | 1
obsess٠١:٣١ - ١٣٩٩/٠٨/٢٩بیش از حد درباره چیزی اندیشیدن، نگران بودن درباره چیزیگزارش
9 | 0
breach١٨:٠١ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢نقضگزارش
7 | 0
affidavit١٧:٥٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢شهادت نامه، سوگندنامهگزارش
2 | 1
phoney٠٢:٠٤ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢جعلی، غیر واقعیگزارش
2 | 0
phony٠٢:٠١ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢جعلی، غیر واقعیگزارش
2 | 0
muddle٢١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٥/١٤اشتباه گرفتنگزارش
9 | 0
entice٢٢:١٩ - ١٣٩٩/٠٥/١٢وسوسه کردنگزارش
12 | 0
major٠٣:٣١ - ١٣٩٩/٠٥/١١تحصیل کردن در ( رشته ) رشته تحصیلیگزارش
14 | 0
wreck٠٣:٠٠ - ١٣٩٩/٠٥/١١داغون ( از نظر روحی )گزارش
25 | 1
doubtful٢١:٠٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢۱. مبهم، نامعلوم، مورد تردید ۲. دودل، مردد ۳. غیر قطعی ۴. غیر قابل اعتماد، تا مشخصگزارش
5 | 0
retract١٩:٢١ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠۱. پس گرفتن ۲. عقب کشیدن، تو کشیدنگزارش
9 | 0
reserved١٩:٢٠ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠تودارگزارش
44 | 0
restoration١٦:٥٤ - ١٣٩٩/٠٤/٢٥۱. ترمیم، بازسازی، مرمت ۲. بازگردانی ۴. پس دادنگزارش
14 | 1
reinstate١٤:٠٨ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧برگرداندانگزارش
2 | 0
slip١٦:٤٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٣فعل: 1. لیز خوردن، سر خوردن 2. جیم شدن 3. ( یواشکی ) گذاشتن 4. ( یواشکی ) دادن چیزی به کسی 5. به طور پیوسته حرکت کردن 6. در رفتن 7. بدتر شدن، نزول کر ... گزارش
186 | 1
money supply١٢:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/٠١ذخیره ارزیگزارش
0 | 1
suppress١٥:٣٢ - ١٣٩٨/١٢/٢٨۱. سرکوب کردن ۲. پنهان کردن ۳. مخفی کردن ۴. جلوگیری کردن، سد کردنگزارش
37 | 0
preconceived١٢:٢٤ - ١٣٩٨/١٢/٢٨خام بدون تحقیقگزارش
5 | 1
conspicuous٠٩:٤٨ - ١٣٩٨/١٢/٢٤1. مشهود، توی چشم 2. چشمگیر گزارش
9 | 0
propose٠٩:٢٢ - ١٣٩٨/١٢/٢٤1. پیشنهاد کردن یا دادن 2. مطرح کردن 3. در نظر داشتن؛ قصد داشتن 4. خواستگاری کردن - propose marriage : پیشنهاد ازدواج دادن گزارش
51 | 1
launch٠٤:٢٨ - ١٣٩٨/١٢/١٦فعل: 1. دست به کاری زدن، شروع کردن 2. روانه بازار کردن 3. به آب انداختن ( مثلا یک کشتی برای اولین بار ) 4. پرتاب کردن ( ماهواره ) 5. شروع کردن یا ب ... گزارش
94 | 1
rarity٠٤:٢٦ - ١٣٩٨/١٢/١٦1. چیز نادر یا کمیاب 2. هر چیز پر قیمت ( به خاطر کمیابی ) 3. کمیابی گزارش
5 | 0
resume٠٤:٢٤ - ١٣٩٨/١٢/١٦فعل 1. از سر گرفتن 2. دوباره به دست آوردن یا گرفتن اسم: 1. خلاصه، چکیده 2. سوابق کاری گزارش
51 | 1
novice١٨:٢٦ - ١٣٩٨/١٢/١٥1. مبتدی، تازه کار 2. تازه وارد، نوآموز گزارش
25 | 0
indiscriminate١٨:٢٦ - ١٣٩٨/١٢/١٥بدون فکر، بدون سنجشگزارش
9 | 0
shrink١٨:٢١ - ١٣٩٨/١٢/١٥1. جمع شدن 2. کوچک کردن یا شدن 3. عقب کشیدن، دور شدن اسم: روانپزشک گزارش
39 | 0
digress١٨:١٠ - ١٣٩٨/١٢/١٥از موضوع اصلی خارج شدنگزارش
21 | 0
contribute١٧:٣٢ - ١٣٩٨/١٢/١٥1. گذاشتن یا دادن ( زمان، کمک، پول و . . . ) 2. کمک کردن 3. ( برای روزنامه و مجله و غیره ) نوشتن گزارش
32 | 1
submit١٧:٣٠ - ١٣٩٨/١٢/١٥1. دادن، فرستادن 2. تسلیم شدن 3. گفتن، پیشنهاد دادن، اظهار داشتن گزارش
34 | 0
conquer١٧:٢٨ - ١٣٩٨/١٢/١٥1. فتح کردن، تسخیر کردن 2. مغلوب کردن، شکست دادن 3. غلبه کردن، به دست آوردن کنترل ( چیزی ) 4. فتح کردن ( قله ) 5. دست یافتن بر گزارش
34 | 1
partial١٧:٢٧ - ١٣٩٨/١٢/١٥1. بخش، قسمتی، ناقص 2. طرفدار 3. مغرضانه، جانبدارانه گزارش
23 | 0
voracious٢٢:٣١ - ١٣٩٨/١٢/١٤سیری ناپذیرگزارش
18 | 0
disguise١٤:٠٤ - ١٣٩٨/١٢/١١فعل: 1. تغییر قیافه دادن 2. پنهان کردن، تغییر دادن 3. پنهان کردن اسم: 1. تغییر قیافه 2. in disguise با تغییر چهره گزارش
76 | 0
accentuate١٤:٠٥ - ١٣٩٨/١٢/١١برجسته کردن، تاکید کردنگزارش
12 | 1
innovate١٤:٠٤ - ١٣٩٨/١٢/١١نوآوری کردن، ابداع کردنگزارش
12 | 1
hazard١٤:٠٣ - ١٣٩٨/١٢/١١اسم: 1. خطر 2. ریسک فعل: 1. ( حدس و تخمین و غیره ) زدن 2. ریسک کردن، به خطر انداختن گزارش
28 | 1
malpractice١٢:٢٢ - ١٣٩٨/١٢/١١لغزش، اشتباه، تخلفگزارش
5 | 1
libel١٢:١٢ - ١٣٩٨/١٢/١١تهمت، افترا تهمت زدن، افترا زدن گزارش
9 | 1
civic١٢:١١ - ١٣٩٨/١٢/١١1. شهری 2. مدنی گزارش
5 | 1
sue١٢:٠٩ - ١٣٩٨/١٢/١١1. شکایت کردن، دعوی کردن 2. sue for peace درخواست کردن برای صلح گزارش
18 | 0
dilemma١٢:٠٨ - ١٣٩٨/١٢/١١دو دلی، سر دو راهیگزارش
28 | 0
ruling١٢:٠٧ - ١٣٩٨/١٢/١١اسم: حکم، تصمیم صفت: 1. متصدی، حکومت کننده 2. غالب، حاکم گزارش
14 | 0
adverse١٨:٢٦ - ١٣٩٨/١٢/١٠1. بد، ناگوار 2. adverse conditions شرایط نامساعد گزارش
34 | 0
stuff١٨:٢٥ - ١٣٩٨/١٢/١٠اسم: 1. چیز ( چیزها ) 2. somebody’s stuff وسایل یا چیزهای کسی 3. چیز ( چیزها ) 4. آثار و کارهای هنری و ادبی 5. . . . and stuff و اینجور چیزا 6 ... گزارش
53 | 1
extinguish١٨:٢٣ - ١٣٩٨/١٢/١٠1. خاموش کردن 2. پایان دادن گزارش
14 | 0
vent١٨:٢١ - ١٣٩٨/١٢/١٠اسم: 1. منفذ 2. ( خشم و دق و دل ) را خالی کردن 3. چاک کت 4. مخرج فعل: خالی کردن ( مثلا دق و دلی یا عصبانیت ) گزارش
39 | 1
resign١٦:٢٨ - ١٣٩٨/١٢/٠٦1. استعفا دادن 2. به خود قبولاندنگزارش
16 | 1
benchmark١٦:١٤ - ١٣٩٨/١٢/٠٦شاخص، معیار، استاندارد ارزیابی کردن با استانداردها، شاخص قرار دادن، اندازه گرفتنگزارش
12 | 0