سعید ترابی

سعید ترابی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



keep١٤:١٤ - ١٣٩٩/٠٩/١١هی کاری را تکرار کردنگزارش
5 | 1
snack١٣:٥٢ - ١٣٩٩/٠٩/١١میان وعده خوردنگزارش
16 | 1
crispy١٨:٠٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٠برشتهگزارش
14 | 1
uncharacteristically٢٠:٢٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٩به طور غیر عادیگزارش
9 | 0
rumble٢٠:٠٩ - ١٣٩٩/٠٩/٠٩صدای توفانگزارش
5 | 0
background١٩:١٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٩( سر و صدای ) اطرافگزارش
12 | 0
take your time١٤:١٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٩با حوصله کاری را انجام دادنگزارش
21 | 0
once١١:٥٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٩یک زمانی، یک روزیگزارش
16 | 1
peacekeeping٠٩:٣٤ - ١٣٩٩/٠٩/٠٩حافظ صلحگزارش
28 | 0
cross fire٢٣:٤٤ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨خط آتشگزارش
12 | 1
unprovoked٢٣:٠٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨بدون تحریکگزارش
7 | 0
circumstantial٠٩:٤٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨به نظر درست اما ثابت نشدهگزارش
30 | 1
look into٠١:٠٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨بررسی کردن، تحقیق و تفحص کردنگزارش
12 | 1
crazed٠٠:١١ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨روانی، دیوانهگزارش
14 | 1
cold blooded٠٠:٠٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨بی احساسگزارش
9 | 1
harassment٢٣:٣٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٧آزار، بدرفتاریگزارش
2 | 1
panoramic١٣:٠٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٧دید وسیعگزارش
7 | 1
bubbling١٣:٠٤ - ١٣٩٩/٠٩/٠٧صدای قل قل هنگام جوشیدن آبگزارش
7 | 1
magnificent١٢:١٤ - ١٣٩٩/٠٩/٠٧خارق العاده، محشرگزارش
21 | 0
rolling١٢:٠٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٧شیب ملایمگزارش
7 | 0
footpath١١:٥١ - ١٣٩٩/٠٩/٠٧راه پیادهگزارش
2 | 1
winding١١:٤٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٧پر پیچ و خمگزارش
7 | 1
trendy١٢:٥٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦به روز ترین، باب روزگزارش
18 | 1
cobblestone١٢:٣٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦قلوه سنگگزارش
5 | 0
biting٠٩:٣٦ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦سرمای ناخوشایندگزارش
9 | 1
pickup٠٩:١٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦شدت گرفتن ( باد )گزارش
7 | 1
soak up٠٨:٣٩ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦جلوی آفتاب دراز کشیدنگزارش
7 | 0
bask٠٨:٣٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦آرمیدنگزارش
16 | 0
all in all٠٠:٠١ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦تماما، کلاگزارش
7 | 0
stuck٢٣:٥٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥گیر افتاده، گیر کرده، گرفتارگزارش
14 | 0
check into٢٣:٤٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥اعلام حضور کردنگزارش
7 | 0
lay over٢٢:٠٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥توقف بین راه، توقف بین مسیر ( برای سوار شدن به هواپیمای دیگر )گزارش
28 | 1
bumpy٢١:٥٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥پر تکان ( بالا و پایین رفتن )گزارش
12 | 1
to top it all off٢١:٥٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥بدتر از همهگزارش
14 | 1
to top it all٢١:٥٤ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥بدتر از همهگزارش
2 | 0
go downhill١٩:٠١ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥بدتر شدن، در سرازیری افتادنگزارش
9 | 0
squander١٨:٠٠ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥هدر دادنگزارش
14 | 0
generic١٤:٠٠ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥عام، عمومی، کلیگزارش
9 | 0
stress out٠٩:٣٠ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥تحت استرس بودنگزارش
7 | 1
slack off٠٩:٢٦ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥از زیر کار در رفتن، کم کاری کردنگزارش
5 | 0
raise٠٩:٢٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥افزایش حقوقگزارش
7 | 1
internship٠٩:١٩ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥کارآموزیگزارش
9 | 0
trajectory٢٢:١٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٤ مسیر - فرایندگزارش
9 | 1
factual٢٢:٠٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٤حقیقی، بر اساس حقیقتگزارش
5 | 0
draw a comparison parallel distinction etc٢١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٤مقایسه کردنگزارش
0 | 0
hand in١٥:١٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٤تسلیم کردن، دادنگزارش
14 | 0
outgoing١١:٠٩ - ١٣٩٩/٠٩/٠٤بیرون رونده برون گراگزارش
5 | 1
walkaway١٩:٢٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٣دور شدن یا نجات یافتنگزارش
9 | 0
sclerosis١٩:١٦ - ١٣٩٩/٠٩/٠٣سفت شدگی بافتگزارش
2 | 0
over the counter١٩:٠٩ - ١٣٩٩/٠٩/٠٣خرید دارو بدون نسخه پزشکگزارش
9 | 0