برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سعید ترابی

سعید ترابی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

51 1. متمدن، بافرهنگ
2. (گیاه) پرورشی
١٣٩٨/١٢/٠٥
|

52 1. جانبداری، تبعیض
2. علاقه، دلبستگی
١٣٩٨/١٢/٠٥
|

53 1. تبعیض
2. تمییز
١٣٩٨/١٢/٠٥
|

54 1. تبعیض، جانبداری
2. گرایش، تمایل
3. مورب
١٣٩٨/١٢/٠٥
|

55 1. مشورت کردن
2. اعطا کردن، دادن
١٣٩٨/١٢/٠٥
|

56 1. محصور، محصورشدگی
2. حصار کشی
3. پیوست نامه
١٣٩٨/١٢/٠٥
|

57 1. بارور کردن، لقاح انجام دادن
2. کود دادن
١٣٩٨/١٢/٠٥
|

58 تعمیم دادن، عمومیت دادن، نتیجه کلی گرفتن ١٣٩٨/١٢/٠٥
|

59 کینه
با بی میلی انجام دادن یا دان
حسادت ورزیدن
١٣٩٨/١٢/٠٥
|

60 1. ملافه، رومیزی
2. پارچه کتان
3. لباس زیر
١٣٩٨/١٢/٠٥
|

61 مشترک، عمومی، همگانی ١٣٩٨/١٢/٠٥
|

62 جهت گرفته، آرایشگرفته، .... گرا ١٣٩٨/١٢/٠٥
|

63 1. حفظ کردن، نگه داشتن
2. متحمل شدن
3. زنده نگه داشتن، کافی بودن
4. قوت قلب دادن، نیرو دادن
5. تحمل کردن، نگه داشتن
6. حمایت کردن
١٣٩٨/١٢/٠٥
|

64 بافت، ساختار، ویژگی ١٣٩٨/١٢/٠٥
|

65 اسم
1. نظرسنجی
2. نقشه برداری، پیمایش
3. بررسی ساختمان قبل خرید (از نظر عیب و ایراد)
4. بررسی، مطالعه

فعل
1. نظرسنجی کردن
2 ...
١٣٩٨/١٢/٠٤
|

66 1. ذکر کردن، استناد کردن
2. احضار کردن به دادگاه
3. نام بردن، یاد کردن
١٣٩٨/١٢/٠٤
|

67 موشکافی کردن، بدقت بررسی کردن ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

68 1. پیشرفت
2. متوالی
١٣٩٨/١٢/٠٤
|

69 برعکس ١٣٩٨/١٢/٠٣
|

70 1. قبر
2. گور

1. وخیم، ناگوار، زیاد
2. وخیم، جدی
١٣٩٨/١٢/٠٢
|

71 فعل
1. تدارک دیدن، برپا کردن
2. زیاد شدن، افزایش یافتن
3. سوار شدن
4. بالا رفتن
5. نصب کردن
6. پریدن یک حیوان روی یک حیوان دیگر برا ...
١٣٩٨/١٢/٠٢
|

72 افراد دارای حق رای ١٣٩٨/١٢/٠٢
|

73 اسم:
1. نگرانی
2. نگرانی، مهم
3. نگرانی
4. somebody’s concern مسئولیت
5. not somebody’s concern/none of somebody’s concern مهم نبودن
١٣٩٨/١٢/٠٢
|

74 مسئولیت کسی، به عهده کسی ١٣٩٨/١٢/٠٢
|

75 درگیر کردن با چیزی ١٣٩٨/١٢/٠٢
|

76 1. پاسخ دهنده
2. متهم
١٣٩٨/١١/٢٨
|

77 اسم:
1. لطف
2. به نفع، طرفداری، حمایت
3. توجه، محبوبیت
4. in somebody’s favour به نفع
5. تبعیض
6. هدیه

فعل:
1. ترجیح دادن ...
١٣٩٨/١١/٢٨
|

78 امتناع کردن، خودداری کردن ١٣٩٨/١١/٢٧
|

79 حفظ، نگهداری ١٣٩٨/١١/٢٧
|

80 1. قیمت
2. بها
3. half/full price نصف قیمت، قیمتش
5. at any price به هر قیمتی
7. put a price on something قیمت گذاشتن روی چیزی
8. What ...
١٣٩٨/١١/١٨
|

81 1. نسبتا
2. با اعتدال
3. moderately priced قیمت متعادل
١٣٩٨/١١/١٨
|

82 1. تخلیه
2. فروشگاه، محل عرضه کالا
3. پریز (برق)
4. مجرای خروجی
١٣٩٨/١١/١٨
|

83 متفاوت
١٣٩٨/١١/١٨
|

84 1. افتادن، انداختن، رها کردن
2. افتادن
3. انداختن
4. سقوط کردن
5. پایین آوردن
6. بیرون انداختن
7. کنار گذاشتن، پایان دادن
8. پای ...
١٣٩٨/١١/١٧
|

85 1. مجموع، مجموعه
2. سنگدانه
3. کل
4. جمعا شدن، در مجموع برابر بودن
5. جمع کردن، گرد هم آوردن
١٣٩٨/١١/١٧
|

86 کلی، نهایی، در مجموع، کلا، به طور کلی ١٣٩٨/١١/١٧
|

87 1. کیف اسناد و مدارک
2. آلبوم کار
3. سبد سهام
4. مسئولیت های یک شخص در دولت
5. سبد پروژه ها یا محصولات یا خدمات
١٣٩٨/١١/١٦
|

88 غیرقانونی، نامشروع ١٣٩٨/١١/١٦
|

89 1. مهدکودک
2. گلخانه
3. محل نگهداری نوزادان تازه متولد شده در بیمارستان
4. محل نگهداری نوزاد در خانه
١٣٩٨/١١/١٦
|

90 1. کارکرد
2.سرعت فروش
3. تغییر تعداد کارمندان
١٣٩٨/١١/١٦
|

91 اسم:
1. جایزه
2. غرامت، اعطا، پاداش، افزایش (حقوق)

فعل:
1. (جایزه) دادن
2. اعطا کردن، دادن
١٣٩٨/١١/١٥
|

92 1. تشخیص
2. قدردانی
3. شناسایی
4. به رسمیت شناختن، به رسمیت شناسی
5. شناخته شده
١٣٩٨/١١/١٥
|

93 1. ماموریت، کار محوله
2. تکلیف (درسی)
3. واگذاری
4. واگذاری، دادن

معنی کلی: چیز محول شده یا واگذار شده به شما
١٣٩٨/١١/١٥
|

94 1. کنار، دور
2. کنار
3. غایب
4. به فاصله
5. بعد
6. فاصله
7. کنار، جای دیگر
8. تمام شدن، از بین رفتن
9. پیوسته در حال
10. ک ...
١٣٩٨/١١/١٥
|

95 اسم :
1. رسم، مرسوم، آداب و رسوم
2. عادت
3. customs گمرک
4. مشتری دائم

صفت: سفارشی، به سفارش مشتری
١٣٩٨/١١/١٥
|

96 امضا کردن، تصویب کردن ١٣٩٨/١١/١٤
|

97 1. بحبوحه
2. در میان، در وسط
١٣٩٨/١١/١٤
|

98 1. بی پول
2. go broke ورشکسته شدن
3. go for broke دل به دریا زدن، ریسک کردن
4. if it ain't broke, don't fix it سری که درد نمی کند دستمال نبن ...
١٣٩٨/١١/١٤
|

99 خود بس، بی نیاز، خود بسنده، خودکفا ١٣٩٨/١١/١٤
|

100 شور انگیز ١٣٩٨/١١/١٤
|