دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٣,١٣٢
رتبه در دیکشنری
١,٤١٢
لایک
٣١٦
دیسلایک
١٤
جدیدترین پیشنهادها
٦ سال پیش
٨
butter : کره، روغن butter up : گول زدن، سر کسی را شیره مالیدن
٦ سال پیش
٣٥
صندلی جلوی ماشین
٦ سال پیش
٢٤
سیر بودن
٦ سال پیش
٩
نوش جان ( از زبان فرانسه وارد انگلیسی شده است )
٦ سال پیش
٣٨
چیزی نمونده که. . . نزدیکه که. . . برای مثال: I'm about to finish چیزی نمونده که تموم کنم.
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.