پیشنهادهای قارن گودرزی (٣٦)
اصطلاح خودمانی برای عمل فتق. وقتی می گویند فلانی رفته رتق فتق یعنی رفته فتقش را عمل کند.
سر دوش حمام که به آن آب چرخکن هم گویند.
گوزشناس =Fartolgist گوزشناسی= Fartology
اللهم احفظنا من المجانین آمین یا رب العالمین
الهم احفظنا من المجانین
Farter
گوزیسین بر وزن موزیسین
آب بابا
بیضه برزین
شاشبان
تجربه ی شخصی: تبلیغات ویدئویی بزرگ واقعا مزاحم مطالعه کاربر است
آب چرخکن آلتی مشبک مانند سر آب پاش که به لوله آب متصل کنند و در گرمابه ها بر سقف یا بر دیوار نصب کنند شستشو را.
و این قوم لوط با بت پرستی نیز فساد کردندی، فسادی که پیش از آن هرگز کس نکرده بود؛ با پسران بودندی و با مردمان به ریش ( تاریخ بلعمی، جلد ۲، قصه لوط ( ع ...
منظور بیضه ی نهنگ است که در آن دوران خصوصیات و آثار دارویی بی شمار برایش قائل بودند و برای دسترسی به آن باید به شکار نهنگ می رفتند که با امکانات آن ز ...
خارج شدن روح از بدن در تاریخ تصوف نیز به کرات دیده شده است که صوفیان بزرگ، به محض رسیدن به حالت شهود و انخلاع، یعنی به محض خارج کردن روح از بدن و شهو ...
سن تمیز به سنی گویند که پسر هنوز موی ریش، سبیل، زیربغل و اندام تناسلی در نیاورده
بیگاری، . کلمه ی مرکب متشکل از بی گاری که در رسم الخط جدید به صورت بی گاری نوسته می شود. به معنی بدون گاری. مانند کلمه ی بیمار که در رسم الخط جدید ...
نظر آقای مهدی پرکاس صحیح است.
لیسیده شده.
چک توپ
زن مکشوفه ، بی حجاب
شیر خشک
قاطی ساز
spelling, perpendicular
بیضتین.
[سَ ] ( ص ) بی مو، طاس، کرک، کل، کچل. [ ک َ چ َ ] ( ص ) شخصی را گویند که سر او موی نداشته باشد
معادل فارسی = چَک توپ
دماغ یا بینی، عضو بدن انسان وحیوان که بالای دهان قرارداردو، بوسیله آن تنفس میکنندوبوهارااستشمام میکنند. در آن صورت = بینی او، در این صورت= بینی من
بادرنجبویه = بادی که بوی بد آن رنج آور است
لاپایی= درمیان گذاشتن
پودر تیغ
راحت الصدور
( صفت ) کسی که انعقاد نطفه وی بطریق مشروع انجام گرفته باشد مقابل حرام زاده.
گوزو. ( ص نسبی ) آنکه بسیار باد از او دفع شود.
سوار بر هر مرکوب زین دار مانند اسب، شتر، دوچرخه یا موتور سیکلت.
امرد، گانی، مخنث، مفعول، ملوط، هیز