ترجمه‌های بهراد هومن (١١)

بازدید
١٥٣
تاریخ
١٠ ساعت پیش
متن
She was nervous, but she conducted herself very professionally at the interview.
دیدگاه
٠

او عصبی بود. ولی با اداره و مدیریت خودش، در حین مصاحبه بسیار حرفه ای رفتار کرد.

تاریخ
١٠ ساعت پیش
متن
Utterly bored, the children nonetheless conducted themselves well.
دیدگاه
٠

1 - با وجود اینکه بچه ها به شدت حوصله شان سر رفته بود، با این حال رفتار بسیار خوبی از خود نشان دادند. ( یا ) 2 - کودکان، با اینکه به شدت کلافه و بی ح ...

تاریخ
١١ ساعت پیش
متن
The article gives a detailed account of the administration's conduct of the war.
دیدگاه
٠

این مقاله، شرحی جامع و دقیق از نحوهٔ اداره و مدیریت جنگ توسط دولت ارائه می دهد.

تاریخ
١ روز پیش
متن
The defendant's conduct during the grueling trial was admirable.
دیدگاه
٠

رفتار متهم در طول محاکمه طاقت فرسا قابل تحسین بود

تاریخ
١ روز پیش
متن
He was let out of prison for good conduct.
دیدگاه
٠

او بابت خوش رفتاری مجاز به خروج از زندان شد/ او ( برای ) بخاطر طرز رفتار خوب از زندان آزاد شد

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
The research study will be reviewed by peers.
دیدگاه
٠

مطالعه ی پزوهشی موردنظر توسط همتایان ( موضوعی، مربوطه ) مورد بازبینی قرار خواهد گرفت

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
He was a lonely boy who had trouble getting along with his peers.
دیدگاه
٠

او پسرکی تنها ( گوشه گیر، درونگرا، منزوی ) بود که با در میان هم سن و سالانش قرار گرفتن مشکل داشت

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
He was a lonely boy who had trouble getting along with his peers.
دیدگاه
٠

او پسری تنها ( پسرکی خجالتی، درون گرا، و منزوی ) بود که

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
I made an error when I counted the cash, so I'll have to re-count it.
دیدگاه
٠

من دچار یک اشتباه شدم هنگامیکه پول نقد را میشمردم، پس درنتیجه مجبور خواهم بود باردیگر آنرا بشمارم

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
I made an error when I counted the cash, so I'll have to re-count it.
دیدگاه
٠

من دچار یک اشتباه شدم هنگامیکه

تاریخ
١ سال پیش
متن
That dealer always shades his prices.
دیدگاه
٠

آن معامله گر ( کاسب، فروشنده ) همیشه قیمت های خودش را می شکند ( پایین می آورد، کم میکند، تخفیف میدهد )

١