موناسياح

موناسياح

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



anticipate١٦:٠١ - ١٤٠٠/٠٢/١٣مورد انتظارگزارش
7 | 0
precautionary١٤:٤١ - ١٤٠٠/٠٢/١٣پیش آگاهی دهنده، پیشگیری کنندهگزارش
2 | 0
wrought١٧:٤٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٢ازکاردرآوردن، اعمال کردنگزارش
9 | 1
alluvial١٧:٠٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٢رسوبات ، آبرفتگزارش
2 | 0
resprout١٣:٢٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٢دوباره سبز شدن ، رشد مجددگزارش
2 | 0
fling١٣:١٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٢روانه کردنگزارش
0 | 0
kudzu vine١٣:١٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٢کودزو یا مو کودزو یک نوع مو زینتی یا درختچه ی زینتی است. این گیاه نوعی پیچک چندساله ی بالارونده استگزارش
0 | 0
immersion١٢:٤٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٢( در کشاورزی ) غرقاب کردن یا غرقاب شدن هم معنی میدهگزارش
5 | 0
preeminent١٢:٣٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٢عالی ، برتر، برجسته ، بزرگگزارش
2 | 0
continental١١:٠٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٢قاره ایگزارش
14 | 0
recount١٠:٤١ - ١٤٠٠/٠٢/١٢شرح دادن ، بازگوکردنگزارش
18 | 0
porous٠١:١١ - ١٤٠٠/٠٢/١٢قابل نفوذ ، رخنه پذیرگزارش
7 | 1
intertaxon١٨:٣١ - ١٤٠٠/٠٢/١١بین راسته ای درست تر از درون راسته ای استگزارش
0 | 0
intertaxon١٨:٣٠ - ١٤٠٠/٠٢/١١درون راسته ایگزارش
0 | 0
inevitability١٨:٠٣ - ١٤٠٠/٠٢/١١ناچارگزارش
2 | 1
prairie١٦:١٤ - ١٤٠٠/٠٢/١١چمنزار ، علفزارگزارش
7 | 0
overgrazing١٤:٠٠ - ١٤٠٠/٠٢/١١چرای بی رویهگزارش
7 | 0
propagules٢٣:٥٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٠عوامل تولید مثلیگزارش
2 | 0
palatability١٩:٠١ - ١٤٠٠/٠٢/١٠طعمگزارش
2 | 1
commerce١٧:٥٩ - ١٤٠٠/٠٢/١٠تجارت ، بازرگانیگزارش
12 | 0
biotransformation١٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩تحول زیستیگزارش
7 | 0
so as to٠٨:٣١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩تا ازاین طریقگزارش
12 | 0
unregulated١١:٣٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧بی رویهگزارش
9 | 0
transduction٠٩:١٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧انتقال، عبور، هدایتگزارش
9 | 1
shift١٣:٤٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦جا به جاییگزارش
9 | 0
avirulence١٣:١٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦غیر پرخاشگرگزارش
2 | 0
complementation١٧:١٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤مکمل سازیگزارش
0 | 0
hatching١٣:٢٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤خروج از تخم در مورد آفات زراعی گفته میشود گزارش
9 | 0
divergence١٢:٤٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤واگرایی ، دگرگونی، انحرافگزارش
9 | 1
delimitation١٢:٤٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤تعیین مرز ، مرزبندیگزارش
5 | 0
disperse١١:٤١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤پاشیدن، متفرق کردن، پراکتده کردنگزارش
2 | 0
requisite١٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤احتیاجگزارش
7 | 1
bract١١:٢١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣برگ کوچکگزارش
5 | 0
nick١٤:٠٥ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢شکاف شکستنگزارش
2 | 1
introduction١٨:١٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠١واردشدن واردسازی هم معنی میدهگزارش
25 | 0
inclination١١:٥٠ - ١٤٠٠/٠١/٣١زاویه ی شیب ( در متون کشاورزی )گزارش
7 | 0
curvilinear١٥:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٧منحنی الخط، منحنی خطیگزارش
7 | 0
irradiance١٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٧تشعشعگزارش
5 | 0
profitable٢١:٣٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٦سودآوری ، سود بخشیگزارش
9 | 0
futility١١:١٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٦بیهودگی، بیفایده بودنگزارش
12 | 0
litter١٠:٥٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٤در متون کشاورزی پسماند هم معنی میدهگزارش
9 | 1
heterogeneous١٠:٤٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٤غیر یکنواختگزارش
12 | 1
subsistance١٦:٥١ - ١٤٠٠/٠١/٢٣معیشتگزارش
5 | 0
cleistogamous١٢:٥١ - ١٤٠٠/٠١/٢٢Without petals and closed نهان گلگزارش
2 | 0
latitudinal١٢:٣٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٢جغرافیاییگزارش
2 | 1