موناسياح

موناسياح

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



ushered٠٨:٣٨ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤سوق دادن بردنگزارش
5 | 0
acclimatation٢١:٣٨ - ١٤٠٠/٠٣/١٨سازگاریگزارش
2 | 0
basipetally١٨:٣٠ - ١٤٠٠/٠٣/١٤به سمت پایینگزارش
0 | 0
therein١٨:٠٩ - ١٤٠٠/٠٣/١٤از این رو ازاین بابتگزارش
2 | 0
corrosive٢١:٥٠ - ١٤٠٠/٠٣/١٣خورنده فرسایندهگزارش
5 | 0
reaper١٧:٣٩ - ١٤٠٠/٠٣/١٣ماشین درو دروگر دستگاه درو ( کشاورزی )گزارش
2 | 0
workable١٧:٣٧ - ١٤٠٠/٠٣/١٣عملی شدنیگزارش
7 | 0
lucerne٠٩:٥٧ - ١٤٠٠/٠٣/١٣یونجه alfalfaگزارش
0 | 0
homologous١٩:٣٠ - ١٤٠٠/٠٣/٠٩مشابه مساوی همسانگزارش
2 | 0
attenuated١٤:٣٧ - ١٤٠٠/٠٣/٠٩ضعیف رقیقگزارش
5 | 0
capsid١٠:٢٩ - ١٤٠٠/٠٣/٠٩پوشش پروتیینی ویروس که حاوی چندین پروتیین استگزارش
0 | 0
ribozyme١٠:٠٨ - ١٤٠٠/٠٣/٠٩مولکولهای RNA که میتوانند به عنوان یک کاتالیست بیولوژیکی عمل کنندگزارش
2 | 0
diminishing٢٢:١٧ - ١٤٠٠/٠٣/٠٧کاهش کم شدنگزارش
0 | 0
shrubby١٣:٠٢ - ١٤٠٠/٠٣/٠٧بوته زار پوشیده ازبوتهگزارش
0 | 0
grassy٠٩:٠٧ - ١٤٠٠/٠٣/٠٧علفی علف مانند گزارش
0 | 0
receptacle٠٨:٢٢ - ١٤٠٠/٠٣/٠٧نهنجگزارش
0 | 1
congenial١٣:٥٩ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦سازگار موافقگزارش
7 | 0
fecundity١٢:١٤ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦باروری حاصلخیزیگزارش
0 | 0
criterion١٠:٣١ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦محک میزان معیار ابزار سنجشگزارش
12 | 1
nonrecurring٠٩:٤٦ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦تکرارنشده غیر مکرر گزارش
0 | 0
inimical١١:١٣ - ١٤٠٠/٠٣/٠٣مغایر مغایرت مخالفگزارش
2 | 0
safflower١٠:٢٠ - ١٤٠٠/٠٣/٠٣گلرنگگزارش
0 | 0
copwea٠٩:٠٧ - ١٤٠٠/٠٣/٠٣یک گیاه گرمسیریگزارش
0 | 0
inadequately٠٨:٤٥ - ١٤٠٠/٠٣/٠٣به طور غیر کافی کم ناکافیگزارش
0 | 0
bale١٧:٠٤ - ١٤٠٠/٠٣/٠٢بسته مکعب های فشرده شده ی کاه در کشاورزیگزارش
7 | 0
immersed١٢:٥٤ - ١٤٠٠/٠٣/٠٢در کشاورزی :غرقابگزارش
0 | 0
cultivator٢١:٥٨ - ١٤٠٠/٠٣/٠١در کشاورزی کولتیواتور گفته میشود دستگاههایی که کشت را انجام میدهندگزارش
0 | 0
crust٢١:١٦ - ١٤٠٠/٠٣/٠١در کشاورزی به معنای سله است ( یک لایه سخت روی خاک که یکی ازمشکلات بعضی از خاک هاست )گزارش
0 | 0
arable١٩:٤٧ - ١٤٠٠/٠٣/٠١قابل کشت زراعی کشت پذیرگزارش
5 | 0
imperial١٩:٠٣ - ١٤٠٠/٠٣/٠١باشکوه مجلل سلطنتی پادشاهیگزارش
7 | 0
vigilance١٧:٤٠ - ١٤٠٠/٠٣/٠١گوش به زنگ بودن مترصد چیزی بودن هوشیاریگزارش
2 | 0
centennial١٧:٣٧ - ١٤٠٠/٠٣/٠١صدساله سده گزارش
2 | 0
nonindigenous١٧:٣٤ - ١٤٠٠/٠٣/٠١غیربومیگزارش
2 | 0
contiguous١٦:٢١ - ١٤٠٠/٠٣/٠١نزدیک یکپارچه مجاور چسبیده به همگزارش
0 | 0
watchfulness١٣:١١ - ١٤٠٠/٠٣/٠١مراقبت مواظبتگزارش
2 | 0
scouting١١:٢٤ - ١٤٠٠/٠٣/٠١شناساییگزارش
7 | 0
synergistical١١:١٢ - ١٤٠٠/٠٢/٣١هم افزایی هم افزاگونهگزارش
0 | 0
dermatitis١٠:٣٦ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠التهاب، ورم وآماس پوستیگزارش
2 | 0
carcinogenic١٠:٣٣ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠سرطانزاگزارش
7 | 0
rodenticide٠٠:٣٧ - ١٤٠٠/٠٢/٣٠مواد کشنده ی جوندگان مرگ موشگزارش
5 | 0
premeditate١١:٣٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٩از پیش طراحی کردن از قبل برنامه ریزی کردنگزارش
2 | 0
nanofabrication١٠:٢٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٩تولید نانوگزارش
0 | 0
dryland farming١٠:٠٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٩کشت دیمگزارش
0 | 0
abscission١٤:٢٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٧در کشاورزی به معنی ریزش ( برگ ) هم هستگزارش
2 | 0
abscission١٤:٢٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٧قطع کردن بریدنگزارش
0 | 0
peat١٤:٠٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٧در کشاورزی به کود گیاهی گفته میشودگزارش
7 | 0
ligation١١:٢٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٧بستن انعقادگزارش
0 | 0
lignification١٩:٢٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦چوبی شدنگزارش
2 | 0
enlist١٨:٤٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦در فهرست نوشتن، فهرست کردنگزارش
2 | 1
nutshell١٤:٠٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٦مخلص کلامگزارش
2 | 1