پریجان بابایی

پریجان بابایی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



you've made your bed now lie in it١٩:٠٨ - ١٤٠١/٠٢/٢٠هر کی خربزه بخوره پای لرزش هم می شینهگزارش
5 | 1
square١٠:٠١ - ١٤٠١/٠٢/٠٥Not flexible انعطاف ناپذیرگزارش
5 | 0
square٠٩:٥٩ - ١٤٠١/٠٢/٠٥Square used to describe a person who is not cool. خشک و حوصله سر برگزارش
5 | 0
unemotional٠٩:٥٦ - ١٤٠١/٠٢/٠٥غیر احساسیگزارش
2 | 0
vim and vigor١٤:٤٩ - ١٤٠١/٠٢/٠٤شور و حرارتگزارش
7 | 0
receding١٥:١٣ - ١٤٠١/٠٢/٠٣در حال کم پشت شدن البته وقتی در مورد مو صحبت می کنیم. My husband's hair is recedingگزارش
5 | 0
plump١٥:٠٣ - ١٤٠١/٠٢/٠٣Plumpبیشتر معنای مثبت داره. Fatبار معنایی منفی داره و به معنای توپُر است. مثال: He's quite plump Means: quite fat in a nice wayگزارش
7 | 0
pale skinned١٤:٥٨ - ١٤٠١/٠٢/٠٣اگر مخالف dark - skinned به کار برده شود به معنای بور است pale - skinnedگزارش
5 | 0
suit٠٠:٣٣ - ١٤٠١/٠١/٣١File a suit اقامه دعوی کردن دادخواست کردن شکایتگزارش
9 | 0
pause١٣:٢١ - ١٤٠١/٠١/٢٣درنگ کردنگزارش
2 | 0
reflecting٠٦:٠٢ - ١٤٠١/٠١/٢٠فکر کردن، تفکرگزارش
5 | 0
go off the deep end١٢:١٠ - ١٤٠٠/١٢/١٦گز نکرده بریدن از روی بی عقلی و فکر کاری انجام دادنگزارش
5 | 0
productive٢٢:٠٢ - ١٤٠٠/١٢/١٤کارآمدیگزارش
2 | 0
mind your p's and qs٢٠:٥٩ - ١٤٠٠/١٢/٠٦مواظب رفتار و گفتار بودنگزارش
5 | 0
grin and bear it١٨:٢٥ - ١٤٠٠/١٢/٠٦بسوز و بساز کنار امدنگزارش
5 | 0
down in the dumps١٨:٢٣ - ١٤٠٠/١٢/٠٦Unhappy خوشحال نبودنگزارش
5 | 0
walk on air١٨:٢٠ - ١٤٠٠/١٢/٠٦از خوشحالی رو ابرا بودنگزارش
7 | 0
i only do it for kicks١٨:١٥ - ١٤٠٠/١٢/٠٦Inf. Do something because it is exciting, usually something dangerous انجام دادن کار خطرناک برای لذت بردن میشه اینطوری هم معنی کرد خود رو تو دهن شیر ... گزارش
7 | 0
from time immemorial١٧:٥٣ - ١٤٠٠/١٢/٠٦سالهای متمادیگزارش
12 | 0
tie oneself into knots١٧:٣٨ - ١٤٠٠/١٢/٠٦خودت را در دردسر انداختنگزارش
7 | 0
tie oneself into knots١٧:٣٩ - ١٤٠٠/١٢/٠٦سردرگم شدنگزارش
2 | 0
tie oneself into knots١٧:٣٨ - ١٤٠٠/١٢/٠٦خودت را دردسر انداختنگزارش
7 | 0
on the brink of١٧:٣٥ - ١٤٠٠/١٢/٠٦در معرض چیزی قرار گرفتنگزارش
2 | 1
scare the living daylight out of someone١٦:٥٩ - ١٤٠٠/١٢/٠٦زهره ترک کردنگزارش
7 | 0
stand your ground١٦:٥٢ - ١٤٠٠/١٢/٠٦روی حرفت وایستادنگزارش
2 | 0
put one's foot down١٦:١٠ - ١٤٠٠/١٢/٠٦پا رو تو یه کفش کردن مصر بودن پافشاری کردنگزارش
5 | 0
against the backdrop of١٦:٠٦ - ١٤٠٠/١١/١٨در این رابطهگزارش
2 | 0
trolling٢٣:٢٠ - ١٤٠٠/١١/١٥Internet trolling آزار و اذیت اینترنتی مزاحمت اینترنتیگزارش
12 | 1
withdraw into oneself٢٣:٠٥ - ١٤٠٠/١١/١٥در لاک خود فرو رفتن منزوی شدن گوشه گیر شدنگزارش
9 | 0
to give somebody an edge٠٩:١٩ - ١٤٠٠/١١/١٥برتری دادن apart from giving them an edge in their careers in today’s global setting. صرفنظر از اینکه در عرصه ی جهانی به آنها برتری می دهدگزارش
5 | 0
forward٠٧:٢٥ - ١٤٠٠/١١/١٣ارسال مجدد باز ارسالگزارش
7 | 1
bias١١:٢٢ - ١٤٠٠/١١/١٢اختلالگزارش
5 | 1
dynamic٠٩:٠٤ - ١٤٠٠/١١/١٢توسعه پویاییگزارش
5 | 0
digital porch٠٠:٠٨ - ١٤٠٠/١١/١٠ورودی دیجیتالگزارش
2 | 0
vouch١١:٢٠ - ١٤٠٠/١١/٠٩تایید کردن تضمین کردنگزارش
12 | 0
platform٠٩:٣٤ - ١٤٠٠/١١/٠٩سامانه چهارچوب سیستمگزارش
5 | 1
spear phishing١٦:٤٨ - ١٤٠٠/١١/٠٨تله گذاشتن/ دام پهن کردنگزارش
2 | 0
one shot٢٣:٣٦ - ١٤٠٠/١١/٠٧یک مرحله یکبارهگزارش
2 | 0
ward٢٢:٣٨ - ١٤٠٠/١١/٠٦کودکان تحت سرپرستیگزارش
7 | 0
in progress٠٨:٣٠ - ١٤٠٠/١١/٠٥در حال کامل شدنگزارش
7 | 0
mix and match٢١:٣١ - ١٤٠٠/١٠/٢٨انتخاب کردنگزارش
2 | 0
swipe١٠:٠٧ - ١٤٠٠/١٠/٢٥بی اجازه چیزی را برداشتنگزارش
12 | 0
language٠٩:١٨ - ١٤٠٠/١٠/٢٥متنگزارش
14 | 0
clear٢٣:٥٤ - ١٤٠٠/١٠/٢٤پایان خوشایند Clear endingگزارش
5 | 0
kind of٢٢:٠٧ - ١٤٠٠/١٠/٢١به شکلیگزارش
2 | 0
literally٠٩:٤٢ - ١٤٠٠/١٠/٢٠خیلی زیادگزارش
0 | 2
good grief١٩:٣٣ - ١٤٠٠/١٠/١٤عجب! چه خبره! ای بابا!گزارش
2 | 1
bobble١٩:٣٦ - ١٤٠٠/١٠/١٢He bobbled او کله پا شدگزارش
0 | 0
longed to١٥:٤٧ - ١٤٠٠/١٠/١٠دوست داشتن مشتاق بودنگزارش
0 | 0
longed to١٥:٤٧ - ١٤٠٠/١٠/١٠دوست داشتگزارش
0 | 0