دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
١٥
رتبه در دیکشنری
٢٨,٦٢٥
لایک
٠
دیسلایک
٠
جدیدترین پیشنهادها
٢ ماه پیش
٠
سنجیدن با، موازنه کردن با
٢ ماه پیش
٠
( Fall ) afoul of: ۱. [گره یا طناب و غیره] در هم گیر کردن، بهم تاب خوردن ۲. برخورد پیدا کردن، اختلاف پیدا کردن، رو در رو شدن He fell afoul of the bur ...
٢ ماه پیش
٠
خداحافظی کردن
٢ ماه پیش
٠
۱. /صفت/، ( آمریکا ) کالا یا چیز اضافی که در هنگام خرید برای تشویق به خریدار داده می شود. ۲. ضمیمه کردن ۳. درست در آمدن These figures don't add up ا ...
٢ ماه پیش
٠
۱. معنی دادن ۲. بالغ شدن بر ۳. رسیدن به، حاکی بودن ۴. قابل قبول بودن
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.