نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at the expense of: به قیمت قربانی کردن . . . .
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get way: حرف خود را به کرسی نشاندن به خواسته ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
backside: باسن!
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
spiral: به قهقرا رفتن بدتر شدن یا از کنترل ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fall into: گرفتار شدن
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i bet: موافقم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rudimentary: پیش پا افتاده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pleasurable: دلپذیر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stroke of good fortune: خوش اقبالی شانسی خوش شانسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ١٠٠ رای

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no better than: دست کمی از چیزی/کسی نداشتن فرقی با ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
put to the vote: به رأی گذاشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
julius caesar: ژولیوس سزار، یک نظامی، سیاستمدار، ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
poop: مدفوع کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spiral: به قهقرا رفتن بدتر شدن یا از کنترل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ruffle: برای مو هم به کار میره حالتی که روی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mess: از لحاظ احساسی یا هیجانی در وضعیت ب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
quilt: روانداز ( چهل تکه )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
industry: صنف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hence: به همین دلیل است که. . . . است/وجود ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
quickening: زندگی بخشیدن - زنده کردن چیزی یا کس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
epic: پرماجرا هم معنی میده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
multinational force: نیروهای چند ملیتی
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dodge a bullet: از بیخ گوش گذشتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the flip side: از جهت دیگه | جنبه معکوس قضیه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pivot: تغییر دادن نظر، تصمیم و . . . به طو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cold open: بخشی که قبل از بخش اصلی برنامه و تی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
head space: وضعیت ذهنی| آمادگی ذهنی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rejection is protection: اگه چیزی از زندگیت بیرون رفت ( اگه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
film business: صنعت فیلم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that is the key: کلیدش همینه| راه حلش اینه|نکته مهم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
better put together: خوب درکنار هم قرار گرفته|خوب تشکیل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grasp the idea: فهم یک ایده یا مفهوم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
plonk: در بریتانیایی plonk و در آمریکاییpl ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
yabba dabba doo: کلامی برای ابراز سرخوشی، هیجان و شا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
quickening: زندگی بخشیدن - زنده کردن چیزی یا کس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
us and them: بیان کننده تفرقه یا جدایی بین افراد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pleased with oneself: بخاطر کاری که انجام داده بیش از حد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tick along: پیش رفتن| پیشرفت کردن|
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
impossible situation: موقعیت بسیار دشوار|موقعیتی که مواجه ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clear: بعضی جاها به معنی اطمینان داشتن و م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
and: آنوقت| درحالیکه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go down the tubes: کاملا از بین رفتن| تباه شدن| هدر رف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trot off: سریعا جایی را ترک کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kyūdō: نوعی هنر رزمی تیراندازی با کمان ژاپ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catapult someone to fame: ناگهان مشهور شدن| به شهرت دست یافتن ...
٢ سال پیش
١